نقد ابن تیمیه در ردّ سخن او در حدیث ولایت امیرالمؤمنین
خلاصه مقاله
ابن حبان سند حدیث: «علی از من است و من از علی هستم، و او سرپرست تمام مومنین بعد از من است» را قوی میداند؛ روایات مشابه دیگری با الفاظ: «انت ولیّ کل مومن بعدی»؛ «هو ولیّ کل مومن»؛ «و ولیّ کل مومن بعدی» و... نیزدر سایر کتب علمای اهل سنت آمده است، ولی ابن تیمیه میگوید: حدیث علی بعد از من ولیّ هر مومن است، به اتفاق آگاهان به حدیث، دروغ محض است و ساخته شده روافض است که آن را به پیامبر نسبت میدهند، و انتساب آن به پیامبر ممکن نیست.
در جواب او میگوییم: عدهی زیادی از اصحاب، حدیث را روایت کردهاند و محدثین و علمای بزرگ اهل سنت در کتابهای خود، این حدیث را صحیح دانستهاند؛ البانی بعد اقرار به صحت این حدیث دربارهی ابنتیمیه میگوید: «واقعاً جای تعجب است از جرأت ابن تیمیه در انکار این حدیث که آن را در کتابش تکذیب میکند؛ تاویل او در مورد این حدیث خوب است، اما پس از آن، من سبب تکذیب او را نمیفهمم، مگر تندروی و زیادهروی او در ردّ بر شیعیان.»
متن مقاله
دربارهی ولایت امیرالمؤمنین، هم در قرآن و هم در روایات نبوی، شواهد زیادی داریم. مثلاً خداوند در قرآن میفرماید: «اِنِّما وَليُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصلَّوهَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ.[مائده/55] همانا ولیّ و سرپرست شما، فقط خدا و رسولش و مومنانی هستند که نماز را به پا میدارند و در رکوع زکات میدهند.»
این آیه معروف به آیه ولایت و به اذعان بزرگان اهل سنت در شأن و مقام حضرت علی (علیهالسلام) وارد شده است، و در روایات هم بحث ولایت حضرت با صراحت تمام مطرح شده است که پیامبر اکرم در مکانهای مختلف و در مناسبتهای زیادی فرمودند: «انّ علیّاً منّی و انا منه، و هو ولیّ کل مومن بعدی.[1] علی از من است و من از علی هستم، و او سرپرست تمام مومنین بعد از من است.»
ابن حبان این عالم بزرگ اهل سنت در کتاب خود مینویسد: که سند این حدیث قوی است.[2] و ابن کثیر میگوید: «قال شیخنا ابوعبدالله ذهبی و هذا حدیث صحیح.[3] استاد ما ذهبی گفته است که این حدیث صحیح است.» البته روایات مشابه دیگری با الفاظ: «انت ولیّ کل مومن بعدی»؛ «هو ولیّ کل مومن»؛ «و ولیّ کل مومن بعدی» و... در سایر کتب علمای اهل سنت آمده است؛[4] اما با تمام این مطالب، ابن تیمیه میگوید: حدیث او «علی» بعد از من ولیّ هر مومن است، ... به اتفاق آگاهان به حدیث دروغ محض است و ساخته شده روافض است که آن را به پیامبر نسبت میدهند، و این انتساب آن به پیامبر ممکن نیست.[5]
در جواب به او با آن همه شواهد مستدل، علاوه بر پاسخهای بالا میگوییم:
اولاً: این حدیث را اصحاب پیامبر از جمله حضرت علی و امام حسن (علیهماالسلام)، ابوذر غفاری، ابن عباس، جابر بن عبدالله انصاری، ابن مسعود، ابوسعید، ابن عمر، بریده، ابولیلی و... روایت کردهاند.[6]
ثانیاً: محدثین و علمای بزرگ اهل سنت مانند ترمذی، حاکم نیشابوری، ذهبی، عسقلانی، هیثمی، سیوطی و... در کتابهای خود، این حدیث را صحیح دانستهاند.
ثالثاً: البانی که او را بخاری دوران مینامند و در حقیقت خودش از پیروان مکتب ابن تیمیه است، بعد از نقل این حدیث و اقرار بر صحت آن دربارهی ابنتیمیه میگوید: «واقعاً جای تعجب است از جرأت ابن تیمیه در انکار این حدیث که آن را در کتابش تکذیب میکند؛... تاویل او در مورد این حدیث خوب است، اما پس از آن، من سبب تکذیب او را نمیفهمم، مگر تندروی و زیادهروی او در ردّ بر شیعیان.»[7]
رابعاً: ولیّ در حدیث با قرینه «من بعدی» نص در رهبری و سرپرستی است و این را یقیناً ابن تیمیه میدانسته، اما به خاطر کینه و دشمنی او نسبت به حضرت علی (علیهالسلام)، او اینگونه حدیث صحیحی را تکذیب میکند، بهطوریکه همفکران او مانند البانی و... را به تعجب وا میدارد.
خامساً: این سخن خود ابن تیمیه است که میگوید: «فانّ تعدّد الطرق و کثرتها یقوّی بعضها بعضاً حتی قد یحصل العلم بها و لو کان الناقلون فجّاراً فاسقاً.[8] کثرت طرق یا تعدد طرق، باعث تقویت همدیگر میشوند، انسان علم و قطع پیدا میکند، حتی چنانچه تک تک راویان آن فاسق و فاجر باشد.»
در نتیجه پس از نقل این همه شواهد مستدل و اشکالات منطقی به ابن تیمیه، معلوم نیست که او چگونه به خود اجازه داده است که با آشکارترین دروغها و افترائات واهی، کلام خود را به حدیثشناسان و آگاهان از علمای اهل سنت منتسب کند؟ والله العالم.
پینوشت:
[1]. مسند، ابویعلی، دارالمأمون، دمشق، سوریه، ج1 ص93. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. الاحسان فی تقریب صحیح، ابن حبان، موسسه الرساله، دبیروت، لبنان، ج15 ص374.
[3]. البدایه و النهایه، ابن کثیر، مکتبه المعارف، بیروت، لبنان، ج5 ص209.
[4]. جامع الکبیر، ترمذی، ج6 ص73- الامالی فی آثار الصحابه، صنعانی، ج1 ص79. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
المصنف، ابن ابی شیبه، ج6 ص372.- مسند ، احمد بن حنبل، ج3 ص153. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه، موسسه قرطبه، قاهره، مصر، ج5 ص35.
[6]. مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص119 حدیث4578. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. سلسله احادیث الصحیحه، البانی، مکتبه المعارف، ریاض، عربستان، حدیث2223. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[8]. مجموع الفتاوی، ابن تیمیه، مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف، مدینه، عربستان، ج18 ص26.

افزودن نظر جدید