تواتر سدوا الابواب و فضیلت امیرالمؤمنین و طعن مغرضین
از جمله فضائلی که از سوی پیامبر اسلام در شأن حضرت علی (علیه السلام) وارد شده است، روایت مشهور و متواتر «سدّ الابواب» است که از محکمترین احادیث روایی، از نظر سند و متن و دلالت است و جریان این حدیث هم این است که پس از ساخت مسجدالنبی، همه صحابهای که در همسایگی مسجد بودند، دری از خانهی خود به مسجد باز کردند، تا جهت رفت و آمد برای نماز راحت باشند، مدتی هم این جریان برقرار بود، تا اینکه پیامبر دستور داد همه درها به مسجد بسته شود، جز در خانه حضرت علی (علیهالسلام)؛ دلیل این کار هم به خاطر کسانی بود که به مسجد رفت و آمد میکردند. لذا خداوند با این دستوری که به پیامبر ابلاغ کرد، اراده کرد تا پاکی و طهارت مسجد پیامبر از هرگونه رجس و پلیدی زدوده شود و اهلبیت خاص پیامبر به مصداق آیه تطهیر، حق تردد داشته باشند و لا غیر. این روایت را علما و پیشوایان بزرگ اهلسنت از جمله احمد بن حنبل، نسائی، حاکم نیشابوری، طبرانی، ذهبی، عسقلانی، هیثمی و ... در کتب خود، با ذکر سند و مضامین مختلف نقل کردهاند که پیامبر به فرمان خدا دستور داد که تمام دربهای منتهی به مسجد بسته شوند جز در خانه علی (علیهالسلام).[1]
جالبتر اینکه طحاوی در کتاب خود روایتی را از عمر بن خطاب نقل میکند که گفت: «... ابوهریره از عمر بن خطاب نقل کرده، درباره علی بن ابیطالب ویژگیهایی است که اگر یکی از آنها برای من بود، از شتران سرخمو برایم بهتر بود. پرسیدند کدام؟ گفت: ازدواج با دختر پیامبر، سکونت او با پیامبر در مسجد، حلال بودن هر چه برای پیامبر حلال بود، دادن پرچم به دست علی در روز خیبر.»[2] حاکم نیشابوری در کتاب خود ذیل این روایت میگوید: «این روایت صحیح السند است، اما بخاری و مسلم آن را نقل نکردهاند.»[3] سیوطی در کتاب الحاوی للفتاوی مینویسد: «به تحقیق ثابت شده است که این حدیث صحیح السند، بلکه به حدّ متواتر است...»[4]
اما با تمام این مطالب در کتب علمای اهل سنت، افراد مغرضی مانند ابنتیمیه و همفکران او را میبینیم که این روایت صحیح الاسناد و متواتر را منتسب به شیعه میدانند و با وقاحت و بیشرمی که حاکی از جهل آنان است میگویند: «روایت سدّ الابواب از جمله روایاتی است که شیعیان آن را به منظور مقابله با «روایت ابوبکر» ساختهاند.»[5] و یا ابن جوزی پس از نقل طرق مختلف این روایت مینویسد: «روایت سدّ الابواب علی صحیح نیست و از ساختههای شیعیان است که برای مقابله با این حدیث صحیح که همگان بر صحت آن اتفاق دارند، ساخته شده است: همه دربها را جز درب خانه ابوبکر ببندید.»[6]
در نتیجه انکار این روایت متواتر، از طرف ابنتیمیه و همفکرانش و جعل حدیث کذایی برای ابوبکر، در حقیقت سنت قطعی پیامبر را منکر شدهاند و علمای اهلسنت تصریح کردهاند که: «اشتباه دانستن گفتار علماء کفر نیست، بلکه بدعت و گمراهی است، به خلاف انکار حدیث متواتر، چرا که نتیجه انکار آن، تکذیب رسول خدا و به منزله شنیدن از خود آن حضرت و تکذیب گفتار اوست که کفر به شمار میآید.»[7]
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. رجوع به کتب علمای اهلسنت و پیشوایان ایشان:
فضائل الصحابه احمد بن حنبل،ج 2 ص 581 ح 985. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
مسند، احمد بن حنبل ج 4 ص 369 ح 19306.
خصائص امیرالمؤمنین، نسائی ج 1 ص 59.
سنن الکبری، نسائی ج 5 ص 118. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری ج 3 ص 135 ح 4631. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
معجم الکبیر، طبرانی ج 12 ص 98. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
فتح الباری، عسقلانی ج 7 ص 15. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
مجمع الزوائد، هیثمی ج 9 ص 120. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. «کما قد حدثنا ابراهیم بن مرزوق قال... قال عمر بن خطاب لقد اعطی علی بن ابیطالب رضی الله عنه خصالاً ... قالوا و ما هنّ یا امیرالمؤمنین؟ قال تزوّج فاطمة ابنة رسول الله، سکناه المسجد مع رسول الله، یحلّ له ما فیه یحلّ له، و الرّایه یوم خیبر...» شرح مشکل الآثار، طحاوی، مؤسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج 9، ص 182، ح 3551.
[3]. «هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرّجاه.» مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری ، دار الفکر، بیروت، لبنان، ج 3، ص 135، ح 4632.
[4]. «... قد ثبت بهذه الاحادیث الصحیحة بل المتواتره..» الحاوی للفتاوی، سیوطی، دار الکتب العلمیة، بیروت، لبنان، ج 2، ص 16. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. «قوله ـ سدّ الابواب ـ کلّها الا باب علیّ فانّ هذا ممّا وضعته الشیعه علی طریق المقابله.» منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه، موسسه قرطبه، قاهره، مصر، ج 5، ص 35.
[6]. «هذه الاحادیث کلّها باطله لا یصح منها شیء ... فهذه الاحادیث کلّها من وضع الرافضة قابلوا به ـ بها ـ الحدیث المتفق علی صحته فی سدّ والابواب الا باب ابی بکر.» الموضوعات، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج 1، ص 271.
[7]. «وتخطئه العلماء لیست بکفر بل هی بدعة وضلال بخلاف انکار المتواتر فإنّه یودّی إلی تکذیب الرسول علیه السلام اذا المتواتر بمنزله المسموع منه و تکذیب الرسول کفر.» کشف الاسرار...، علاء الدین عبدالعزیز بن احمد بخاری، دار الکتاب الاسلامی، بیروت، لبنان، ج 2، ص 535.

افزودن نظر جدید