حدیث ساختگی در برابر حدیث مواخات

  • 1397/11/14 - 17:06
واقعه عقد اخوت دو مرتبه بین پیامبر و امیرالمؤمنین برقرار شد، اما جاعلان در برابر این حدیث، به پیامبر نسبت دادند: «اگر بنا بود شخصی را به دوستی برگزینم، آن فرد ابوبکر بود.» این روایت به صورت جمله شرطی بیان شده؛ دوبار عقد اخوت با امیرالمؤمنین برقرار شد؛ امیرالمؤمنین برای ابلاغ سوره توبه، فرستاده شد؛ با حدیث منزلت در تعارض است.

خلاصه مقاله
در کتب فریقین واقعه عقد اخوت و برادری که پیامبر در میان مسلمانان ایجاد کرد، معروف و مشهور است، اما جاعلان در برابر این حدیث صحیح، روایتی به پیامبر نسبت دادند که پیامبر فرمود: «اگر بنا بود شخصی را به دوستی برگزینم، آن فرد ابوبکر بود.»
این روایت به صورت جمله شرطی بیان شده؛ دوبار عقد اخوت با امیرالمؤمنین برقرار شده؛ امیرالمؤمنین برای ابلاغ سوره توبه، فرستاده شد؛ حدیث با مفاد حدیث مشهور و صحیح منزلت در تعارض است. عایشه به پیامبر عرض کرد: «-ابوبکر منتظر اجازه گرفتن به داخل منزل پیامبر بود که صدای عایشه از داخل خانه شنیده شد که دو یا سه مرتبه با صدای بلند فریاد زد- والله من می‌دانم که جایگاه علی برای تو از جایگاه من و پدرم بالاتر است...»

متن مقاله
در کتب فریقین واقعه عقد اخوت و برادری که پیامبر در میان مسلمانان ایجاد کرد، معروف و مشهور است، چرا که پیامبر دو مرتبه این کار انجام داد، بار اول در مکه در میان مهاجران (مسلمانان مکه)، و بار دوم در مدینه میان انصار و مهاجر، و در هر دو مرتبه حضرت علی (علیه‌السلام) را به عنوان برادر خود در دنیا و آخرت برگزید.
علمای اهل سنت مثل ترمذی، ابن عساکر، سیوطی، ابن کثیر، ابن حجر هیثمی و... در کتب تاریخ خود این جریان را ذکر کردند و قضیه گریه حضرت علی (علیه‌السلام) را که با چشمانی اشکبار نزد پیامبر آمده و عرضه داشت: «ای پیامبر خدا! همه را با هم برادر کردی، به جز من؛ پیامبر فرمود: علی جان! تو در دنیا و آخرت برادر منی.»[1] بزرگان دیگر اهل سنت مانند ابن عبدالبر،[2] و ابن اثیر جزری[3] و... هم تحت همین مضون و با عبارات مختلف این واقعه را در کتب خود متذکر شده‌اند.
اما جاعلان و سازندگان احادیث نبوی در برابر این حدیث صحیح و متواتر روایتی را به پیامبر نسبت دادند که پیامبر درباره‌ی ابوبکر فرمود: «اگر بنا بود شخصی را برای خود به دوستی برگزینم، هر آینه ابوبکر را به دوستی برمی‌گزیدم، ولی دوستی، همان برادری و اخوت در اسلام است.»[4] در حدیث اول هیچ اشکال و خدشه‌ای نیست چرا که علاوه بر این‌که در کتب فریقین به صورت مستفیض روایت شده است، با وقایع تاریخ اسلام و خصوصیات ویژه‌ی حضرت علی (علیه‌السلام) که همگان مطّلع بودند، هم‌خوانی دارد و جای شک و شبهه نیست؛ اما در نقد حدیث جعلی، نکاتی مورد بررسی و دقت است، از جمله این که،
اولاً: از نظر ساختار ادبیاتی این حدیث دوم به صورت جمله شرطیه بیان شده و بر وقوع چنین رخدادی دلالت نکرده و نهایتاً بر شرطی دلالت دارد که اگر اتفاق می‌افتاد، چنین می‌شد. در نتیجه هیچ فضیلتی برای ابوبکر محسوب نمی‌شود.
ثانیاً: در انتهای حدیث پس از نفی اخوت و دوستی با ابوبکر، تنها دوستی در اسلام را معتبر می‌داند (ولکن اخوّه الاسلام و مودّته)
ثالثاً: چرا پیامبر دوبار این عقد را میان علی (علیه‌السلام) و خودش برقرار کرد، اما یک‌بار هم چنین کاری را نسبت به ابوبکر انجام نداد، تا جایگاه ابوبکر مشخص شود؟
رابعاً: در قضیه ابلاغ سوره توبه، پیامبر ابوبکر را فرستاد، اما بلافاصله به دنبال او حضرت علی (علیه‌السلام) را روانه کرد تا علی (علیه‌السلام) آن سوره را برای مردم قرائت کند. نسایی، طبرانی، ابن ابی عاصم و... و نیز احمد بن حنبل طی حدیث طولانی می‌نویسند: «... پیامبر این سوره را به ابوبکر داد تا ابلاغ کند، اما بلافاصله علی را مأمور ساخت از او گرفته و خود ابلاغ کند. بعد پیامبر فرمود این سوره را کسی ابلاغ نمی‌کند، مگر آن‌که او از من و من از او باشم.»[5]
خامساً: در مقابل این حدیث جعلی، حدیث مشهور و صحیح السند و متواتر منزلت وجود دارد که یقیناً در تعارض است. مخالفین با این حدیث چه می‌کنند؟
سادساً: اگر این حدیث تا این مقدار دوستی و نزدیکی با پیامبر را بیان می‌کند، پس چرا عایشه طی یک جریانی، حسادت کرد و با پرخاشگری به پیامبر عرضه کرد: «-ابوبکر منتظر اجازه گرفتن به داخل منزل پیامبر بود که صدای عایشه از داخل خانه شنیده شد که دو یا سه مرتبه با صدای بلند فریاد زد- والله من می‌دانم که جایگاه علی برای تو از جایگاه من و پدرم بالاتر است...»[6]
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان

پی‌نوشت:

[1]. «اخی رسول الله-ص- بین المهاجرین، ثمّ اخی بین المهاجرین و الانصار و قال فی کلّ واحده منهما لعلیّ انت اخی فی الدنیا و الاخره.» سنن، ترمذی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج5 ص636 حدیث3720. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج42 ص51. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
الصواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، ج2 ص357.
البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج7 ص336. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
تاریخ خلفا، سیوطی، ج1 ص170. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. الاستیعاب، ابن عبدالبر، دار الجیل، بیروت، لبنان، ج3 ص1098. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. اسدالغابه، ابن اثیر، داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج4 ص100. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. «و لو کنت متّخذاً خلیلاً من امتی لاتخذّت ابابکر و لکن اخوّه الاسلام و مودّته.» صحیح بخاری، بخاری، دار ابن کثیر، بیروت، لبنان، کتاب فضائل الصحابه، باب 66 ج3 ص1417 حدیث454.
[5]. «... بعث فلاناً-ابوبکر- بسوره التوبه فبعث علیاً-ع- خلفه فاخذها منه و قال لایذهب بها الاّ رجل منّی و انا منه.» مسند،احمد بن حنبل، موسسه قرطبه، قاهره، مصر، ج1 ص330، حدیث3062. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. «... والله لقد عرفت انّ علیاً احبّ الیک من أبی و منّی مرتین او ثلاثاً...» مسند،احمد بن حنبل، موسسه قرطبه، قاهره، مصر، ج4 ص275 حدیث18444. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.