شهادت پیامبر از دیدگاه اهل سنت

  • 1398/08/04 - 08:41
مسئله وفات یا شهادت پیامبر گرامی اسلام یکی از موارد اختلافی در جهان اسلام است؛ بطوریکه برخی از شیعیان و اهل‌سنت قائل به مسموم شدن ایشان و برخی دیگر منکر آن گردیده‌اند حاكم نيشابورى عالم معروف اهل‌سنت در كتاب معتبر المستدرك على الصحيحين و محمد بن سعد در طبقات و بخاری در صحیح خود و احمد ابن حنبل در مسندش قائل به این مطلب شده‌اند.

مسئله وفات یا شهادت پیامبر گرامی اسلام یکی از موارد اختلافی در جهان اسلام است؛ به‌طوری‌که برخی از شیعیان و اهل سنت قائل به مسموم شدن ایشان و برخی دیگر منکر آن گردیده‌اند. البته شدت این اختلاف، جایی بیشتر می‌شود، که بحث از عاملان مسمومیت و شهادت به‌میان می‌آید، که در این نوشتار قصد پرداختن به آن را نداریم.[1]
حاكم نيشابورى عالم معروف اهل سنت در كتاب معتبر المستدرك على الصحيحين مى‌نويسد: «ثنا داود بن يزيد الأودي قال سمعت الشعبي يقول والله لقد سم رسول الله صلى الله عليه وسلم وسم أبو بكر الصديق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا وقتل علي بن أبي طالب صبرا وسم الحسن بن علي وقتل الحسين بن علي صبرا رضي الله عنهم فما نرجو بعدهم.[2] به خدا سوگند! پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابوبکر و حسن بن علی با سمّ کشته و عمر، عثمان، علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) و حسین بن علی (علیه السلام) با شمشیر کشته شدند.»

هم‌چنين بسيارى از بزرگان اهل سنت همين مطلب را از عبدالله بن مسعود نقل كرده‌اند: «حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا سُفْيَانُ عَنِ الأَعْمَشِ عن عبد اللَّهِ بن مُرَّةَ عن أبي الأَحْوَصِ عن عبد اللَّهِ قال لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً.[3]از عبدالله بن مسعود روايت شده است که مى‌‌گفت: اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده است، برايم محبوب‌تر است از اين‌که يک بار قسم بخورم که او کشته نشده است؛ زيرا خداوند او را پيامبر و شهيد قرار داده است.»
روایات فراوانی در صحاح و دیگر کتب اهل سنت وجود دارد که همین موضوع را تأیید می‌نماید، که به عنوان نمونه، به چند  مورد اشاره می‌نماییم:
«در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عایشه فرمودند: «وقال يونس عن الزهري قال عروة قالت عائشة رضي الله عنها كان النبي صلى الله عليه وسلم يقول في مرضه الذي مات فيه يا عائشة ما أزال أجد ألم الطعام الذي أكلت بخيبر فهذا أوان وجدت انقطاع أبهري من ذلك السم.[4] من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده‌ام، در بدنم احساس می‌کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد.»
همین موضوع در سنن دارمی نیز بیان شده است. علاوه بر این‌که در این کتاب، به شهادت برخی از یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله)، بر اثر تناول همان غذای مسموم نیز اشاره شده است.[5]
احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می‌نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می‌دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ فرمودند که من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی‌بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد.[6]
و روایت آخر این‌که محمد بن سعد، از قدیمی‌ترین مورخان مسلمان ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را این‌گونه نقل می‌نماید: «هنگامی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زاده مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگران پرسش می‌نمود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می‌دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن را. سپس آن زن، گوسفندی را ذبح کرده و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم‌ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به‌در نمی‌برد را انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه‌جا، سردست‌ها را مسموم نمود. هنگامی‌که آفتاب غروب نموده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که هم‌چنان نشسته است! پیامبر (صلی الله علیه و آله) دلیل آن را پرسیدند و او جواب داد که هدیه‌ای برایتان آوردم! پیامبر (صلی الله علیه و آله) با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند ... بعد از مدتی، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند که دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است! مؤلف کتاب، سپس نتیجه می‌گیرد که شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به همین دلیل بوده است.[7]
این‌ها روایاتی بود که از طریق اهل سنت نقل شده است، اما روایاتی که از طریق شیعی به دست ما رسیده است، مبنی بر به شهادت رسیدن پیامبر گرامی، بیش از این‌هاست.

پی‌نوشت:

[1]. فیلم، کد مطلب: ١٠٤٧٤،  تاریخ انتشار: ١٣ آذر ١٣٩٥،(سخنان تکان دهنده عالم اهل سنت در خصوص شهادت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و قاتلین ایشان)
[2]. الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص61، ح4395، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. الصنعاني، ابوبكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج5، ص269، ح9571، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ؛ جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج2، ص201، ناشر: دار صادر – بيروت؛ جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص408، ح3873، جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید و ج1، ص434، ح4139، جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛
ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج5، ص227، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت؛جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، السيرة النبوية، ج4، ص449، طبق برنامه الجامع الكبير؛
السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير والحديث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج2، ص141، تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. صحیح بخاری، المکتبه السلفیه، باب مرض النبی و وفاته، ج3، ص181. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. سنن دارمی، ج 1، ص 33، مطبعة الاعتدال، دمشق.
[6]. حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا إبراهيم بن خالد ثنا روح ثنا معمر عن الزهري عن عبد الرحمن بن عبد الله بن كعب بن مالك عن أمه ان أم مبشر دخلت على رسول الله صلى الله عليه وسلم في وجعه الذي قبض فيه فقالت بابى وأمي يا رسول الله ماتتهم بنفسك فانى لا أتهم الا الطعام الذي أكل معك بخيبر وكان ابنها مات قبل النبي صلى الله عليه وسلم وقال وانا لا اتهم غيره- مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 18، دار صادر، بیروت. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. حدثني عمر بن عقبة عن شعبة عن بن عباس زاد بعضهم على بعض قالوا لما فتح رسول الله صلى الله عليه وسلم خيبر واطمأن جعلت زينب بنت الحارث أخي مرحب وهي امرأة سلام بن مشكم تسأل أي الشاة أحب إلى محمد فيقولون الذراع فعمدت إلى عنز لها فذبحتها وصلتها ثم عمدت إلى سم لا يطني وقد شاورت يهود في سموم فأجمعوا لها على هذا السم بعينه فسمت الشاة وأكثرت في الذراعين والكتف فلما غابت الشمس وصلى رسول الله صلى الله عليه وسلم المغرب بالناس انصرف وهي جالسة عند رجليه فسأل عنها فقالت يا أبا القاسم هدية أهديتها لك فأمر بها النبي صلى الله عليه وسلم فأخذت منها فوضعت بين يديه وأصحابه حضور أو من حضر منهم وفيهم بشر بن البراء بن معرور فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ادنوا فتعشوا وتناول رسول الله صلى الله عليه وسلم الذراع فانتهش منها...... - محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج 2، ص180. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.