توهین بی‌شرمانه حسن بصری به امیر‌المومنین

  • 1394/04/25 - 18:59
حسن بصری بزرگ فرقه‌ی صوفیان، علاوه بر اینکه در این جنگ حضرت علی(علیه‌ السلام) را همراهی نکرده است بعد از جنگ در صحبتی که بین او و امیرالمؤمنین در تاریخ ثبت‌شده است توهین بی‌شرمانه‌ای به امیرالمؤمنین(علیه‌ السلام) می‌نماید. در کتاب الاحتجاج علی اهل اللجاج چنین آمده است: «چون حضرت أمير (عليه السّلام) از جنگ جمل فراغت يافت چند جهاز شتر به‌صورت...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در مورد درگیری‌ها و اختلافاتی که در بین مسلمانان اتفاق می‌افتد معیاری را برای تشخیص حق از باطل در ضمن حدیثی ذکر فرمودند که هر مسلمانی می‌تواند با این معیار حق را از باطل جدا کند.
مرحوم طبرسی در روایتی در کتاب احتجاج از ابوبکر نقل می‌کند: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ: الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ وَ عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ مَنْ أَطَاعَ عَلِيّاً رَشَدَ وَ مَنْ عَصَى عَلِيّاً فَسَدَ وَ مَنْ أَحَبَّهُ سَعِدَ وَ مَنْ أَبْغَضَهُ شَقِيَ وَ اللَّهِ لَوْ لَمْ يُحَبَّ ابْنُ أَبِي طَالِبٍ إِلَّا لِأَجْلِ أَنَّهُ لَمْ يُوَاقِعْ لِلَّهِ مُحَرَّماً وَ لَا عَبَدَ مِنْ دُونِهِ صَنَماً وَ لِحَاجَةِ النَّاسِ إِلَيْهِ بَعْدَ نَبِيِّهِمْ لَكَانَ فِي ذَلِكَ مَا يَجِبُ فَكَيْفَ لِأَسْبَابٍ أَقَلُّهَا مُوجِبٌ وَ أَهْوَنُهَا مُرَغِّبٌ لِلرَّحِمِ الْمَاسَّةِ بِالرَّسُولِ وَ الْعِلْمِ بِالدَّقِيقِ وَ الْجَلِيلِ وَ الرِّضَا بِالصَّبْرِ الْجَمِيلِ وَ الْمُوَاسَاةِ فِي الْكَثِيرِ وَ الْقَلِيلِ وَ خِلَالٍ لَا يَبْلُغُ عَدَّهَا وَ لَا يُدْرِكُ مَجْدَهَا وَدَّ الْمُتَمَنُّونَ أَنْ لَوْ كَانُوا تُرَابَ أَقْدَامِ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ أَ لَيْسَ هُوَ صَاحِبَ لِوَاءِ الْحَمْدِ وَ السَّاقِيَ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ جَامِعَ كُلِّ كَرَمٍ وَ عَالِمَ كُلِّ عِلْمٍ وَ الْوَسِيلَةَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ.[1] از رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) شنيدم كه مى‏‌فرمود: حقّ با علىّ است و علىّ با حقّ است، هر كه او را فرمان برد هدايت يافته، و هر كه با او مخالفت كند تباه گردد، و هر كه او را دوست بدارد خوشبخت شده، و هر كه به او كينه ورزد ناكام و بدبخت شود.
به خدا سوگند اگر دوستى و محبّت مردم به علىّ بن ابی‌طالب تنها بدين خاطر باشد كه او مخالفت خدا نکرده است و جز اللَّه هيچ معبودى را عبادت نكرده، و نيز به خاطر اين‌كه مردم پس از وفات پيامبر به وجود او نيازمندند، البتّه همين مقدار در ايجاب محبّت و دوستى او كفايت مى‏‌كند، تا برسد به تمام جهات و علل بسيار ديگرى كه حدّ‌أقلّ آن اسباب موجب اطاعت او و كم‌ترين آن‌ها باعث و موجب ترغيب و تشويق در متابعت اوست. علىّ از ارحام نزديك رسول خدا است، و به تمام موضوعات بزرگ و كوچك عالم است، او را ويژگى و خصوصياتى است كه نه در تعداد بدان‌ها دسترسى است و نه بزرگى آن قابل‌درک مى‏‌باشد، اگر همه آرزو كنند كه خاك كفش او باشند آرزويى بجا است، مگر‌ نه اين است كه او صاحب لواى‌ احمد و ساقى روز‌ قيامت و جامع همه خوبی‌ها و داراى همه علوم و وسيله شفاعت به خدا و به پيامبر است‏؟»
این‌که «علی با حق و حق با علی است» تصریح در این مطلب دارد که هر‌جا که امیر‌المومنین (علیه‌ السلام) باشد قطعاً حق هم در همان طرف و جناح و سپاه قرار دارد.
شیخ مفید نیز که از علمای قرن چهارم هجری می‌باشد و اواخر غیبت صغری را درک کرده است در ضمن حدیثی که از پیامبر اکرم (صلی‌ الله علیه و آله) در مورد معیار بودن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیهماالسلام) نقل می‌کند چنین نگاشته است: «من ذلك‏ قَوْلُهُ «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِيٍّ حَيْثُمَا دَارَ.»و هذا أيضا خبر قد رواه محدث و العامة و أثبتوه في الصحيح عندهم و لم يعترض أحدهم لتعليل سنده و لا أقدم منهم مقدم على تكذيب ناقله و ليس توجد حجة في العقل و لا السمع على فساده فوجب الاعتقاد بصحته و صوابه.[2] ديگر از اقوال پيامبر(صلی‌ الله علیه و آله) در اين مورد، اين سخن آن حضرت است كه فرموده‏ اند: «على همراه حق و حق همراه على است.» و «پروردگارا حق را همراه على و هر جا كه باشد قرار بده.» و اين گفتار پيامبر (صلی‌ الله علیه و آله) را هم محدثان سنى نقل كرده و در کتاب‌هایی كه از صحابه ايشان شمرده مى‌شود آورده‌‏اند و هیچ‌کس مدعى خدشه‌‏اى در سندش نشده و نسبت كذب به ناقلان آن نداده است و هيچ دليل عقلى و نقلى بر فساد آن وجود ندارد و لازم است معتقد به صحت و استوارى آن بود.» و مصحح کتاب نیز در پاورقی، فهرستی از کتاب‌هایی که این حدیث در آن ذکر شده است را ارائه داده است را آورده که به شرح زیر است: « الإنصاف ص 66، و المستدرك ج 3 ص 124، و تاريخ بغداد ج 14 ص 321، و إعلام الورى ص 159، و مناقب الخوارزمي ص 104، و ترجمة الإمام علي ج 3 ص 151، و الطرائف ص 101، و كشف الغمّة ج 1 ص 143، و نهج الحق ص 224، و فرائد السمطين ج 1 ص 176، و تطهير الجنان ص 51، و إحقاق الحقّ ج 5 ص 623- 638».
جای شکی نیست که طبق فرمایشات پیامبر (صلی الله علیه و آله) هر جنگ و نزاعی که در طول زندگانی امیرالمؤمنین(علیه‌ السلام) اتفاق افتاده است، حق با امیرالمؤمنین (علیه‌ السلام) بوده است. ازجمله‌ی جنگ‌هایی که در زمان حضرت علی(علیه‌ السلام) اتفاق افتاده است واقعه‌ی جمل است که در سال 36 هجری قمری واقع‌شده است.
جنگی که یک‌طرف سپاه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه‌ السلام) و طرف دیگر سپاه عایشه دختر ابی بکر بن ابی قحافه همسر پیامبر بوده‌اند. با احادیثی که از پیغمبر خاتم(صلی الله علیه و آله) به ما رسیده است و متفق بین فریقین هست جای شک نیست که لشکر خلیفه‌ی زمان یعنی حضرت علی(علیه‌ السلام) بر حق و دشمنان حضرت علی(علیه‌ السلام) بر راه ناصواب و ضلالت بوده‌اند. رسول خدا (صلی‌ الله علیه و آله) در حدیث معروف غدیر خم که متواتر و مقبول فریقین است، دشمنان حضرت را نفرین کردند و فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه‏[3] هر كس كه من مولاى اويم اين على مولاى او است، پروردگارا! دوست بدار آن كه دوستش دارد و دشمن بدار آن‌که دشمنش دارد و يارى كن آن‌که ياريش كند و خوار كن آن‌که خوارش سازد.»
اما حسن بصری بزرگ فرقه‌ی صوفیان، علاوه بر اینکه در این جنگ حضرت علی (علیه‌ السلام) را همراهی نکرده است بعد از جنگ در صحبتی که بین او و امیرالمؤمنین در تاریخ ثبت‌شده است توهین بی‌شرمانه‌ای به امیرالمؤمنین(علیه‌ السلام) می‌نماید.
در کتاب الاحتجاج علی اهل اللجاج چنین آمده است: «چون حضرت أمير (عليه السّلام) از جنگ جمل فراغت يافت چند جهاز شتر به‌صورت منبرى درآوردند و آن حضرت(عليه السّلام) بر بالاى آن رفته و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود: «اى اهل بصره، اى گروه منحرف و منقلب، اى دردمندان بى‏‌درمان، اى پيروان چهارپاى، اى لشكر زن، شما به صداى چهارپايى جمع شديد و چون كشته شد پراكنده گشتيد! آب آشاميدنى شما تلخ و ناگوار است و آئين شما نفاق است و افراد حليم و بردبارتان ضعيف و سست‌اند. سپس از منبر به پايين آمده و ما به همراه آن حضرت راه افتاديم، و در ميان راه به حسن بصری كه در حال وضو گرفتن بود رسيده و به او فرمود: اى حسن در وضوى خود دقّت كن و آداب آن را بجاى آور. او گفت: اى امیرالمؤمنین ديروز افرادى را كشتى كه همگى شهادت به توحيد و رسالت داده و نمازهاى پنج‌گانه را اقامه مى‏‌كردند و با تمام آداب وضو مى‏‌گرفتند!. حضرت در پاسخش فرمود: اگر این‌گونه بوده و تو شاهد آن بودى پس براى چه به يارى دشمنان ما نشتافتى؟ حسن بصری گفت: به خدا كه راست فرمودى، و من آن را تصديق مى‏‌كنم، ماجرا ازاین‌قرار بود كه در روز اوّل جنگ بود كه از خانه بيرون آمده غسل كردم و حنوط به بدنم ماليدم و شمشير را با خود برداشتم، و من هيچ شكّ و ترديدى نداشتم كه تخلّف از امّ المؤمنين عائشه كفر است، ولى وقتى به «خريبه» (نام محلی است در بصره) رسيدم آوازى مرا ندا ساخت كه: «اى حسن كجا مى‏‌روى؟ برگرد، كه قاتل و مقتول هر دو (در اين كارزار) جهنّمى هستند»، پس باحالتی ترسان بازگشته و در خانه‌‏ام نشستم، پس چون روز دوم رسيد هيچ شكّ نكردم كه تخلّف از امّ المؤمنين عائشه كفر است، پس هم‌چون روز گذشته حنوط به بدن ماليده و سلاح بر کمربسته و قصد رفتن به كارزار را نمودم. تا به «خريبه» رسيدم ندايى از پشت سرم گفت: «اى حسن دوباره كجا مى‏‌روى، كه قاتل و مقتول هر دو اهل آتش‌اند».حضرت أمير (عليه السّلام) فرمود: راست گفتى، آيا هيچ فهميدى كه آن منادى كه بود؟ گفت: نه. فرمود: او برادرت ابليس بود، و راست گفت كه قاتل و مقتول از آنان هر دو اهل آتش‌اند. حسن بصری گفت: اى امیرالمؤمنین اكنون دريافتم كه اين قوم در هلاكت و گمراهى هستند.»[4]
اگر کسی با انصاف به این قضیه توجه کند می‌یابد که فاصله‌ی تفکر حسن بصری با سنت پیغمبر خاتم (صلی الله عليه و آله) زمین تا آسمان بلکه بسیار فرا‌تر است. چرا‌که شخصیتی که در دیدگاه پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) میزان و معیار حق است، در نظر حسن بصری –نعوذ بالله- کافر معرفی می‌شود. آنجایی که حسن بصری می‌گوید: «شک نکردم تخلف از ام المومنین عایشه کفر است!»

پی‌نوشت:

[1]. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق/مصحح: خرسان، محمد باقر، ناشر: نشر مرتضى‏، مشهد، 1403 قمری، جلد 1، صفحه 88
[2]. مفيد، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، محقق/مصحح: ميرشريفى، على‏، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ایران، قم،1413هجری قمری، صفحه 81
[3]. الهلالی؛ سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج2، مصحح: انصاری زنجانی خوئینی، محمد، 1405 قمری، ناشر: الهادی‌ایران؛ قم، صفحه 758
[4]. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج، ترجمه جعفرى، مترجم: جعفرى، بهراد، ناشر: اسلاميه‏، تهران،جلد‏1، صفحه 371-370

تولیدی

دیدگاه‌ها

علی توی اولین صحبتهاش همیشه بی ادب بوده دیگه؟

سلام سخنرانی بعد از جنگ بوده و جنبه ی نهی از منکر داشته ! و صفات آنها را بازگو کرده است سخنرانی ها و موعظه های قبل از جنگ آغاز گفتار هست شما هیچ وقت به یک اراذل اوباش که بعضی دوستانتون رو کشته نمیگید ای ولی خدا ای حبیب خدا گناه نکن!!!

به نظر شما علی که داماد پیامبر بود شامل اهل بیت می شود آن گاه عایشه که زن پیامبر است و محبوب ترین زن او نیز بوده شامل بیت نمی شود و همچنان عثمان که دو دختر پیامبر را در عقد داشته و دیگر زنان پیامبر شامل اهل بیت نمی باشند ؟

سلام این سوال مربوط به آیه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (33 احزاب ) می باشد و بر پاکی و عصمت اهل البیت ذکر شده در آیه می نماید. فارغ از اینکه در تفاسیر ذکر شده که ابن عباس مفسر کبیر اهل سنت نقل کرده است که بعد از نزول آیه شش ماه یا بیشتر پیامبر خاتم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بر در خانه امیر المومنین و فاطمه زهرا و حسنین علیهم السلام می آمدند و این آیه را می خواندند تا منظور از «البیت» در آیه ی شریفه واضح شود،؛ صدر همین آیه دلالت دارد بر اینکه منظور از این آیه قطعا عایشه نیست در ابتدای آیه چنین آمده است که «وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِكُن‏» ترجمه«و در خانه‏ هايتان قرار گيريد» و خطاب آیه به زنان پیامبر است و به اجماع قطعی تمام مسلمانان عایشه در جنگ جمل در عراق و در نزدیکی بصره بوده است که کیلومتر ها با مکه و مدینه فاصله داشته است و برای جنگ با خلیفه زمان خویش یعنی علی بن ابیطالب به جنگ به پا خواسته است که این خود گناه کبیره است پس آیه عصمت« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (33 احزاب )» بر فرض هم که پیامبر توضیح نداده بودند که منظور از «البیت»چیست، اگر هم قرار باشد آیه زنان پیامبر را شامل شود به مدلول آیه و اجماع مسلمین در مورد جنگ جمل عایشه را شامل نمی شود چون مخالفت با امر خدا در قرآن و جنگ با خلیفه خدا و امام زمان ، با «یطهرکم تطهیرا و لیذهب عنکم الرجس » سازگاری ندارد . درمورد عثمان نیز باید گفت تاریخ گواهی میدهد که وی رقیه یکی از دختران رسول خدا را به همسری برگزیده ولی در شب وفات یا شهادت رقیه دختر گرامی رسول خدا وی با همسر یا جاریه ای دیگر همبستر شده که پیامبر نیز به همین علت او را از شرکت در تشییع جنازه دخترشان منع کردند از کتب اهل سنت به این آدرس ها میتوانید رجوع کنید«مسند احمد بن حنيل ، ج 3 ، ص 229 و الاستيعاب هامش الاصابه ، ج 4 ، ص 301 و الاصابه ، ج 4 ، ص 304 و فتح الباري ، ج 3 ، ص 127 .»

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.