حکایت فتح اصفهان به دست سپاه عرب

  • 1393/04/30 - 18:26
ظلم و ستم‌های موبدان زرتشتی و شاهان ساسانی به مردم، سبب شد تا آنان چنان از دین و دولت ساسانی متنفر گردند که در زمان فتح ایران به دست سپاه عرب، مردم اصفهان (جِی) حاضر نشدند از نماینده حکومت ساسانی حمایت کنند و در پایان نیز میان مردم اصفهان و سپاه عرب با یکدیگر صلح کردند و اصفهان با صلح به دست مسلمین فتح گردید.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ حکایت فتح اصفهان به دست سپاه عرب در سال 21 هجری(خلافت عمر بن خطاب)، از نقاط قابل توجه تاریخ است. سپاه عرب به فرماندهی «عبدالله بن عتبان اسدی» به سمت اصفهان روانه شد. بعدها ابوموسی اشعری نیز به همراه سپاهی به وی ملحق گردید. هنگامی که سپاهیان عرب به اصفهان رسیدند، شهربراز پسر جادویه -که پیرمردی بود- با سپاهی عظیم از ایرانیان به مقابله‌ی سپاه عرب شتافت و در رسته‌ی اصفهان به یکدیگر رسیدند. فرمانده ایرانی(شهربراز) به میدان نبرد آمد و مبارز طلبید. یکی از فرماندهان عرب نیز از آن سوی به میدان آمد. دو فرمانده با یکدیگر جنگیدند و در پایان، فرمانده عرب پیروز گردید و شهربراز نیز کشته شد. سپاهیان ایرانی با دیدن این صحنه حاضر به ادامه جنگ نشدند و همگی گریختند. آنگاه فرماندهان عرب قصد تصرف جی را نمودند. جی مرکز اصفهان بود و حاکم آن فاذوسفان نام داشت.
سپاه عرب شهرِ جـِـی را محاصره نمود و درگیری‌های جزیی و متفرق نیز روی داد. اما فاذوسفان، مردم اصفهان را کاملاً بی‌انگیزه می‌دید. مردمی که یارای دفاع از حکومت ساسانی و آیین زرتشتی را ندارند و چندان مایل به جنگیدن نیستند. پس او با سپاه عرب صلح كرد و بدین ترتیب اصفهان با این قرارداد صلح به دست سپاه عرب تصرف گردید.
تمام مردم ناحیه‌ی اصفهان نیز راضی به صلح و پرداخت جزيه شدند، جز سى تن از مردم اصفهان كه گرد آمدند و مخالفت کردند و راه كرمان را پیش گرفتند. عبدالله بن عتبان اسدی و ابوموسى اشعری هر دو به همراه هم وارد جى شدند. آنگاه به عُمَر نامه نوشتند و او را از فتح اصفهان با خبر ساختند. برخی نیز گفته‌اند که فرمانده فاتح اصفهان، نعمان بن مقرن بود عبدالله بن عتبان اسدی و ابوموسى اشعری از او تبعیت می‌کردند. هرچند دیدگاه درست این است که نعمان پیش از فتح اصفهان در نبرد کشته شده بود. به هر روی همان گونه که گفته شد، اصفهان با صلح به دست سپاه عرب افتاد و تنها چند درگیری جزئی رخ داد و نیز تعدادی انگشت‌شمار کشته شدند.

محمد بن جرير طبرى، متوفای 310 هجری در تاریخ مشهور خود[1]، ابوعلی بلعمی، وزیر حکومت سامانیان متوفای 329 هجری در مکتوبات تاریخی خود[2]، ابن اثیر جزری در «الکامل فی التاریخ»[3]، یاقوت حموی در «معجم البلدان»[4] و... این رخداد تاریخی را نقل کرده‌اند. عبدالحسین زرینکوب نیز در کتاب «دو قرن سکوت» به این واقعه‌ی تاریخی اشاره کرد که فاذوسفان پس از اینکه از حمایت مردم اصفهان ناامید شد، آنان را سرزنش کرد که «مرا تنها گذاشتید و به یاری برنخاستید. سزای شما همین است که جزیه به عربان بدهید»[5]. ظلم و ستم‌های موبدان زرتشتی و شاهان ساسانی به مردم، سبب شد تا آنان چنان از دین و دولت ساسانی متنفر گردند که حتی حاضر شدند عرب بر آنان حکومت کند، اما ساسانیان بر کشورشان سلطنت نداشته باشد.

پی‌نوشت:

[1]. محمد بن جرير طبرى‏ تاريخ الامم و الملوك (تاريخ الطبري‏)، بیروت: روائع التراث العربى‏، 1967. ج 4، ص 139-142 
[2]. ابوعلی بلعمی، تاریخنامه‌ی طبری (مشهور به تاریخ بلعمی)، تهران: انتشارات سروش، 1378. ج 3، ص 517-520
[3]. ابن اثير جزرى، تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ترجمه: عباس خليلى و ابو القاسم حالت‏، تهران: مؤسسه مطبوعات علمى، ۱۳۷۱. ج 9، ص 24-25
[4]. یاقوت حَمَوی، معجم البلدان، بیروت: دارالفکر، ج 1، ص 209، باب الهمزة و الیاء
[۵]. عبدالحسین زرینکوب، دو قرن سکوت، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۹۲. ص ۸۳

برچسب‌ها: 
تولیدی

دیدگاه‌ها

اصفهانی ها قبلا این کار را در تاریخ انجام داده اند و هر جا قافیه تنگ شود شهر را داده اند ولو در زمان بهترین حکام ایرانی مانند حکومت زندیه که اصفهان را به آقا محمد خان تسلیم کردند و بر علیه زندیه به آقا محمد خان کمک کردند و آن بلا ها بر سر ایران آمد که همه می دانند.اما در مرد حمله اعراب فقط امر خداوند عملی شد و وعده آن در قران به مسلمانان عرب داده شده بود والسلام في أَدْنَى اْلأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ..في بِضْعِ سِنينَ لِلّهِ اْلأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ.

به مطلبتان كار ندارم. اما اين آيه هيچ ربطي به مطلب شما ندارد و مربوط به جنگ ايران و روم است. تفسير را ببينيد.

درود بر شما باید بگویم که واقعا خداوند خواسته است که اصفهانی ها در ان زمان این کار را بکنند اگر این کار انجام نمیگرفت الان هیچ چیزی از آریایی ها نمیموند و با این کار توانستند قوم نژاد آریایی را زنده نگه دارند

تفسیر شخصی شما از این آیه مرا شگفت زده کرد

سلام گرامی ؛ سپاسگذارم ؛ نه فقط اصفهان، بلکه اکثر نقاط ایران همین کار را کردند و اکثر ایرانیان حاضر به جنگیدن علیه عرب نشدند. از این بابت که از شاهان ساسانی و موبدان زرتشتی به تنگ آمده بودند. آیه فوق نیز درباره نبرد ایران و روم بوده است. سپاس دوباره

در متن شما تناقض فاحشی وجود دارد.شما نوشتید که مردم یارای دفاع از ساسانیان و دین زرتشتی را ندارند و به مسلمانان جزیه دادند.خب پرسش اینست که اگر مردم مسلمان شدند پس چرا جزیه دادند؟اگر جزیه دادند پس بر آیین زرتشتی ماندند و این نشان میدهد که گفته شما مغرضانه است.

سلام گرامی ؛ آنچه در متن نوشتار آمده است بر اساس تاریخ است. اسناد نیز ارائه شد. اما پیرامون گفتار شما، ما هیچگاه نگفتیم "که مردم یارای دفاع از ساسانیان و دین زرتشتی را ندارند". بلکه عرض کردیم "ظلم و ستم‌های موبدان زرتشتی و شاهان ساسانی به مردم، سبب شد تا آنان چنان از دین و دولت ساسانی متنفر گردند که حتی حاضر شدند عرب بر آنان حکومت کند، اما ساسانیان بر کشورشان سلطنت نداشته باشد." عرب صدر اسلام معمولاً به هر جایی میرسید ابتدا پیشنهاد صلح میداد (فتح بدون جنگ) و آنگاه بر مردم جزیه (مالیات) قرار میداد. و هرکه مسلمان میشد از جزیه نیز معاف میگردید. کسی مدعی نشد که مردم در همان لحظه مسلمان شدند، بلکه مسلمان شدن اهالی اصفهان مدتی طول کشید. در این مدت هرکه زرتشتی بود و میماند، جزیه پرداخت میکرد.

تا دوره صفوی زرتشتیان زیادی در شهرهای استان اصغهان زندگی میکردند مانند ابیانه و کاشان و... پس چرا اینان تا 1000 سال پس از حمله وحشیانه اعراب به ایران زرتشتی ماندند؟

حمله عرب وحشيانه نبود.اون زرتشتي تو اصفهان يك اقليت بيشتر نبودن. زرتشتي موندن چون ميتونستن بمونن. بقيه هم ميتونستن زرتشتي بمونن اما سالها قبل مسلمون شده بودن

تا عصر صفوی زرتشتیانی در اصفهان بودند، اما این سخن نمی تواند ردی بر "فتح اصفهان با صلح" باشد. مردم اصفهان هرچند در زمان فتح اصفهان از حکومت ساسانی متنفر بودند و برای همین عربان را بر ساسانیان ترجیح دادند، و هرچند بسیاری افراد از دین زرتشتی خسته و زده شده بودند، اما برخی بر دین زرتشتی استوار بودند (ولی حاضر نشدند از حکومت ساسانی حمایت کنند) . یعنی بوده اند افرادی که دین زرتشتی را دوست داشتند (هرچند همین افراد نیز چه بسا به دلیل نداشتن نیرو یا به دلایل سیاسی از ساسانیان حمایت نکردند). ضمن اینکه همین زرتشتیان اصفهان در عصر صفویه، خود نیز اقلیت بود (نه اکثریت).

جناب سامان بر اساس تواریخ نوشته شده در دوره اسلامی ارتش ایران در چند جنگ از لشکریان عرب مسلمان شکست خورد.جنگیدند و دیگر ارتشی نماند که بجنگند اگر کمی از مسائل نظامی اطلاع داشته باشید متوجه میشود که جنگیدن یک کار سخت و پیچیده است و هر کسی نمیتواند بجنگد.حال به پرسش من صادقانه جواب بدهید آیا سقو ط صفوی شیعه مذهب و اشغال اصفهان و ایران در برابر پشتون ها و افغانیان سنی مذهب نشانه رویگردانی مردم از تشیع و روی آوردن به تسنن است؟؟؟میدانیم تا سالها بعد صفویان چنان محبوبیتی در میان مردم داشتند که حتی نادر شاه و کریم خان زند هم بخوبی نمیتوانستند ادعای سلطنت کنند.اگر دشمن بر دروازهای شهر بیاید و قوی باشد و از مردم بخواهد یا مسلمان شوند یا جزیه بدهند یا کشته شوند و مردم به زور حاضر به صلح و جزیه شوند این قضیه نمیتواند دلالت از این باشد که از ساسانیان متنفر بودند.در سدهای نخست اسلامی چه آل بویه شیعه و چه سامانیان سنی مذهب خود را با ساسانیان مرتبط میکردند.اسلم اهل بیت را از اسلام غارتگران ایران جدا کنید مردم ایران چه ساسانیان را میخواستند یا نمیخواستند حضور لشکریان غارتگر عرب مسلمان در ایران هیچ توجیهی ندارد.اگر مردم ساسانیان را نمیخواستند حاکمان و کارگزاران ساسانی را به اعراب غارتگر تحویل میدادند که چنین چیزی در تاریخ نوشته نشده است.فراموش نکنیم تاریخ را فاتحان مینویسند اما ما حق نداریم هر برداشت غلطی را از تاریخ داشته باشیم.حافظ شیراز چند صد سال پس از سقوط ساسانیان میگوید: شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار...........مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد؟حتی خلفای عباسی هم میخواستند خود را با ساسانیان بسنجند سلاطین ترک و صفویان و دیگران هم همینطور.انصاف داشته باشیم.

سلام گرامی ؛ مطمئناً اگر ارتش ایران با قوای همیشگی اش می جنگید ، عرب هیچ گاه نمیتوانست بر آن پیروز شود. اما نارضایتی به قدری زیاد بود که بسیار حاضر به جنگیدن علیه عربان نشدند. حتی بسیاری نیز همانند سیاه اسواری و نظامیان تحت امر او به ارتش عرب ملحق شدند و در راه ساقط کردن ساسانیان کوشیدند. حتی یزدگرد سوم در مسیر فرار نه تنها از حمایت مردم برخوردار نشد، بلکه خود به دست یک آسیابان کشته شد. خستگی مردم از دین زرتشتی هم نشانه اش این است که عرب در فتح ایران به مردم اجازه میداد که که جزیه دهند و بر دین خود باقی بمانند، جزیه هم به اندازه مالیات عصر ساسانی یا حتی کمتر بود. اما بسیاری در همان ابتدای کار اسلام را برگزیدند. درباره سقوط صفوی پرسشی جالب مطرح کردید. مطمئناً در سقوط صفوی مردمانی بسیار از این حکومت زده و دلگیر بودند. وگرنه ممکن نبود که عده ای از افغانان آن حکومت را ساقط کنند. مسئله صفویان و افغانها مذهبی نبود بلکه سیاسی و اجتماعی بود. و بی عرضگی شاه صفوی.

ادامه : از کجا روشن است که آن شعر حافظ درباره شاهان ساسانی سروده شده است ؟ و از کجا روشن که این شعر مربوط به آخرین شاهان ساسانی بوده است ؟ گر بگویید ""خلفای عباسی هم میخواستند خود را با ساسانیان بسنجند سلاطین ترک و صفویان و دیگران هم همینطور."" پس باید دانست که خلفای عباسی هم توجه بسیاری داشتند که خود را پیرو راه خلفای راشدین جلوه دهند. در ایران نیز بسیاری از سلسله های ایرانی بوده اند که سنّی بودند و با جان و دل از عمر بن خطاب و دیگر فاتحین ایران نام میآوردند. البته در این سرزمین عادی است، مردمی که از کسی و جریانی به شدت تمجید میکنند و پس از چندسال کاملاً تغییر موضع میدهند و از او متنفر میشوند. این مسائل در تاریخ این سرزمین به فور دیده میشود و در تاریخ معاصر نیز.

جناب سامان لشکر ایران با تمام وجودش جنگید نبرد های جلولا و قادسیه و نهاوند سه جنگ بزرگ و البته چندین جنگ کوچک دیگر هم رخ داد.جنگ های ایران با روم بود و اعراب بدلیل صحرا نشینی و شیوه جنگی خاص و عادت یه وضعیت صحرایی و مسائل دیگر و پیروز شدند ما در همان زمان ساسانیان از هون ها یا هیپتال ها که صحرا نشین و کوچ رو بودند هم شکست خوردیم این مسائل باید با آشنایی با تاریخ نظامی گری تحلیل شود.در دوره مغول هم چنین اتفاقی افتاد و چین و ایران و روسیه و اروپا از مغولهای بیابان گرد و صحرا نشین شکست خوردند . مغولان دنیا را تسخیر کردند.اینکه عده ای ممکن باشد با اعراب همدستی کرده باشند چیز عجیبی نیست در همین 8 سال دفاع مقدس بودند افراد یا گروههایی که با صدام همدست شدند بهرحال همیشه کسانی هستند که با بیگانه همدستی میکنند و خیانت میکنند.در بین مرخین خلفای عباسی به ساسانیانیکه خون تازی دارند مشهورند و در حکومت داری از آنان تقلید میکردند درباره خسته شدن مردم از دین زرتشت هم باید بگویم که مردم اگر خسته بودند تا صدهای بعدی بر آیین زرتشت نمی ماندند.مالیات دولتی هم که شما فرمودید در همه حکومت ها بود و هست بعد از ساسانیان هم عرب ها مالیات های بسیار سنگین تری از ایرانیان میگرفتند.در تاریخ هم بسیار آمده است که ایرانیان پس از اینکه به زور به آنها صلح نامه و جزیه و.... تحمیل شد از پرداخت جزیه و دادن مالیات و.... سرباز میزدند و حتی آن کسانیکه به مصلحت وبا ترس اسلام آورده بودند از اسلام رویگردان شدند که باز اعراب می آمدند و شهرها را دوبار اشغال کرده و مردم را کشتار میکردند.

سلام گرامی ؛ اکثریت مردم ایران حکومت عرب را بر ساسانیان ترجیح دادند. در همان جنگهایی که شما نام بردید مطمئن باشید اگر مردم ایران به کمک حکومت ساسانیان میشتافتند، هیچگاه عرب نمیتوانست پیروز شود. حکومت ساسانی دیگر حمایت مردمی نداشت. در زمان 8 سال دفاع مقدس بسیار اندک بودند کسانی که خیانت کنند. اما در عصر ساسانیان دامنه این نارضایتی در سطح بسیار وسیعی دیده میشد. درباره اینکه جزیه ای که عرب از ایرانیان میگرفت کمتر یا حداقل مساوی مالیات ساسانیان بود، به زوید مقاله ای ارائه خواهد شد. اینکه میگویید ایرانیان از ترس مسلمان شدند توهین بسیار بزرگی است. شاید اندکی چنین بودند؛ اما اکثر مردم خیر. بنگرید به : مسلمان شدن اکثر ایرانیان از روی اختیار، گفتاری از عبدالحسین زرینکوب : http://www.adyannet.com/news/12856

جناب سامان درباره جنگ و شیوه های جنگ بیشتر تحقیق کنید.

در هیچ کجای تاریخ نوشته نشده که مردم اصفهان و یا دیگر نقاط ایران برای اعراب نامه نوشته باشند که بیایید ما را مسلمان کنید.مالیاتی که دولت ساسانی میگرفت خرج جاده سازی و سد سازی و کانالهی آبیاری و آبادانی کشور میشد بطوریکه در تاریخ مشهور است که هر پادشاهی که به پادشاهی میرسید یک شهر بنا میکرد اما جزیه ای که عرب ها میگرفتند را بین خود تقسیم کرده و برای عمر میفرستاند.

من همه پست های مربوط به جنگ عرب را خواندم. سعیتان قبول. اما بدتان نمی امده از زرین کوب استفاده ابزاری کنید. هر جا زرین کوب که در تاریخ نگاری منصف است جمله ای به نفع عقیده شما ذکر کرده اورده اید ولی انجاها که در راستای عقیده شما نیست نقل قول نکرده اید. در ضمن اگر راست می گویید فقط یک پست از جنایات جنگ عرب هم بیاورید. بنویسید خالد و ابو موسی چه کردند.

سلام گرامی، اگر از آقای زرینکوب استفاده شده بنا بر قاعده الزام بوده است. درباره آنچه شما آن را جنایت نامیدید، متون تاریخی پر است و ما هم دفاعی از امثال آن افراد نداریم. هدف ما بیان یک روی سکه است که کمتر مورد توجه قرار میگیرد.

با درود اینکه نوشته اید "هدف ما بیان یک روی سکه است که کمتر مورد توجه قرار می گیرد" با واقعیت همخوانی ندارد. تا دل تان بخواهد کتاب درباره اسلام آوردن اختیاری ایرانیان و خدماتی که اسلام به ایران کرد و بدبختی هایی که ساسانیان و دیگر پادشاهان اسلام بر سر ایران آورده اند نوشته شده است. اما زنده یاد زرین کوب یک کتاب درباره جنایات اعراب، آن هم خط به خط مستند نوشت. اما دوستان تحمل انرا نداشتند و برای چندین سال ممنوع الچاپ بود و بعد هم سانسور شد و مقدمه ای اجباری از آقای مطهری بر آن افزودند و... . همین که اخبار هخامنشیان از کتابهای درسی دارد حذف می شود معیار خوبی است برای سنجش این جمله شما که کدام روی سکه کمتر مورد توجه قرار می گیرد. تا زمانی که شما فقط یک روی سکه را در معرض نمایش بگذارید، طبیعی است که مردم ناخودآگاه درباره روی دیگر کنجکاو شوند؛ آن هم روی دیگری که کارنامه اش چندان درخشان نیست!

باید بگویم ک امروز هم مردم از جمهوری اسلامی ب تنگ آمده اند ولی بااین تفاوت ک نظام قدرتمند شده و معترضان را مانند داعش قلع و قم خاهد کرد و مردم از ترس جانشان بر دین آخوندی مانده اند درست مانند پذیرش اسلام از اعراب خونخار

اولاً کلام شاهرخ ربطی به مقاله ندارد. ثانیاً جمهوری اسلامی ایران، پشتوانه مردمی دارد. همانطور که عده‌ای مخالفند، عده‌ای منتقدند ولی همیشه از پایه‌های نظام حمایت میکنند. اگر نظام حمایت مردمی نداشت تا بحال مورد هجمه نظامی اجنبی قرار گرفته بود. ثالثاً جمهوری اسلامی خیلی با معترضین مماشات میکند. نمونه‌اش خود شما که با دروغ گفتن به نظام حمله میکنید و IP تان هم در سایت ثبت شده ولی کسی کاری به شما ندارد. حالا بروید در امریکا اعتراض کنید. پلیس شدیدا با شما برخورد میکند. یا شاید مثل گروه دیویدیه زنده زنده شما را به آتش بکشند. حتی در زمان ساسانیان و هخامنشیان هم مجازات مخالفت با شاه، چیزی جز اعدام و سرکوب نبود. رابعاً پذیرش اسلام توسط ایرانیان، طبق اسناد روشن عقلانی و تاریخی، از روی اختیار بود. ما این اسناد را از منابع مهم جهانی و منابع تاریخی گردآوری کردیم. جناب شاهرخ میتوانند بخوانند و بعد اگر نقدی دارند مطرح کنند: [https://www.adyannet.com/fa/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86]

صددرصد ک نظر شاهرخ پخش نخاهد شد چونکه نظام هیچ نظر مخالفی را بر نمیتابد عین داعش

شاهرخ گفت که 100 % نظرش منتشر نخواهد شد. اما نظرش منتشر شد. همین یعنی که او دروغگو هست و حرفهایش قابل اعتماد نیست.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.