عرفانهای نوظهور
اینکه انسان برای هر نوع خواستهای، فرشتهای را مامور کند برای انجامش یا تاثیر مستقیم برای فرشته در رفع حاجات مد نظر داشته باشد، اشتباه است. همچنین فرشتهای خاص را واسطه قرار دادن (گرچه به خودی خود ایرادی ندارد) اما مطلبی در مورد این موضوع در آیات و روایات نیافتیم.
باید این نکته را در نظر داشت که، ما عقیده اصولی را از یک حدیث نمیگیریم. و اصلاً معقول نیست عقیدهای که همه باید بدان معتقد باشند در یک حدیث آمده باشد. همچنین از حدیث مبهم و مجمل عقیده نمی گیریم.
یکی از اشکالاتی اساسی تمام فرقه ضاله تناقضگویی در کلام و سخنانشان است. یعنی در جایی چیزی میگویند که خلاف گفته قبلی خودشان است. فرقه ضاله احمدالحسن(یمانی دروغین) نیز از این قاعده مستثنی نیست و چندین مورد تناقضگویی در کلام دارد.
عرفانهای نوظهور غالباً از تفکرات سلیقهای و نفسانی افرادی شکل گرفته است، که به دنبال عرفان ویترینی و سهل الوصول بوده که محدودیتهای شرعی و دینی را نداشته و از طرفی جاذبههای معنوی نیز در آن وجود داشته باشند.
احمد بصری اصلیترین و بزرگترین دلیل خود مبنی بر صحت ادعاهای خود را روایتی در کتاب الغیبة شیخ طوسی دانسته که اسم آنرا «حدیث وصیت» نام نهاده است. روایت موسوم به وصیت دارای اشکالات فراوانی است به نحوی که دیگر نمیتوان به آن عمل کرد.
جریان احمدبصری یکی از جریانهای خطرناکِ درون شیعی است که در دهههای اخیر ظهور و بروز کرده است؛ این جریان دارای نقشه راه و سناریویی از پیش تعیین شده است. این فرقه با سوء استفاده از اعتقادات مهدوی و روحیه منجیگرایی مردم سعی دارد، ایجاد اختلاف و فتنه کرده و انحرافاتی در کشورهای شیعی بوجود بیاورند.
یکی از مبانی عرفان حلقه نفی ذکر گفتن است. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا عرفان حلقه به به جای عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» جملهی «به نام بینام او» گفته میشود؟ البته این سنت را شخص آقای طاهری بنیان نهاد و بسیاری از متون و جزوات آموزشی عرفان حلقه اکنون به همین صورت در فضای مجازی قابل دسترسیاند.
ابراز عشق و علاقهی به خدا در سخنان رهبران و آموزههای عرفانهای نوظهور وجود دارد؛ (البته با تفسیرها و برداشتهای غلط و انحرافی که از خدا ارائه میدهند) اما آنچیزی که جزو شاخصهی مشترک این معنویتها به شمار میرود، عدم محوریت خداوند، در مبانی نظری و عملی آنهاست.
از احمد بصری درخواست میکنیم یک روایت بیاورند از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) یا اهلبیت (علیهمالسلام) که مهدیین و 313 نفر یار امام زمان (علیهالسلام) امام هستند. اساسا در روایاتی آمده است که مهدیین اساسا امام نیستند و قومی از شیعیان هستند.
به طور واضح و صریح، مولی در حدیث به معنای مفعولی آن و به معنای خادم و بنده میباشد طبق صدها روایت مشابه. و منظور انجام امورات و خدمات ظاهری به امام (علیهالسلام) است. ونه امارت و ولایت و وصایت.
آزادی و بیاعتنایی به اعتقادات، از جمله ویژگیهایی است که در مبانی معنویتهای نوظهور خود نمایی میکند. بزرگان عرفانهای نوظهور، اعتقادات انسانی را نوعی شرطی سازی ذهن تلقی کرده و شرطی سازی ذهن را محدود کننده انسان دانسته و و آن را مانعی در برابر آزادی انسان معرفی میکنند.
در کشور ما در حال حاضر چهار جریان عمده عرفانی و معنوی وجود دارد، این چهار جریان عبارتنداز؛ الف) جریان اول، عرفان ناب دینی؛ ب) جریان دوم، مدعیان دروغین؛ ج) جریان سوم، سلاسل صوفیه و دراویش د) جریان چهارم، عرفانهای نوظهور
طبق مبانی اعتقادی قانون جذب، تمام چیزهایی که انسان تصور کرده و بر آنها تمرکز میکند، به سوی او جذب شده و میتواند آنها را به دست آورد! با توجه به اینکه این قانون عمومیت نداشته و ترویج نوعی انسانمحوری و آرزوپروری است؛ و هیچ گونه تفاوتی میان آرزوهای منطقی و صحیح با خواستههای غیر منطقی و غیر اخلاقی نمیگذارد.
مسائل شرعی و اعتقادی نیاز به تدبر بسیاری در جمیع آیات و روایات در آن مسئله دارد. در اصطلاح شخصی که تلاش و کوشش میکند برای درک بهترین نظر از نصوص دینی، مجتهد گویند. اما علی یعقوبی که طبق اسناد، تحصیلاتش تا سطح دیپلم است در صحبتهایش نظریههایی ارائه داده که صلاحیت نظر دادن در آن موضوعات را ندارد.