افزودن نظر جدید

واقعا عرفان دریایی است که عمق ندارد . نقل است جناب بایزید بسطامی از عرفای معاصر با امام هشتم (علیه السلام) از خانه به مسجد می‌رفت. در بین راه خانمی از پشت‌بام، خاکستر منقل را به کوچه ریخت،‌ غافل از این‌که بایزید درحال عبور است. فردی که همراه بایزید بود، مشاهده کرد که بایزید می‌خندد. گفت: او خاکستر بر سر شما ریخته است و شما می‌خندی؟ جناب بایزید فرمود: این سر و صورتی که من می‌شناسم، سزاوار آتش است، به خاکستری اکتفا کرده‌اند، شاکرم خدا را.
CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.