فتوحات خلفا تخریب دین اسلام را به همراه داشت
خلاصه مقاله
در صحیح بخاری از ابوبکر نقل شده که گفت: «به خدا قسم با کسانیکه نماز بخوانند، ولی زکات ندهند، خواهم جنگید. به خدا قسم اگر بزغالهای را که به پیامبر میدادند از من دریغ کنند با آنان خواهم جنگید.» فلذا با این سخن ابوبکر که برچسب ارتداد به دیگران زد، از دین اسلام چهرهای منفی ساختند و بسیاری از مردم از آنان منزوی شدند.
ازجمله کارهایی که باعث نشان دادن چهره منفی از اسلام بوده است بدین قرار است: عجله و شتاب برای گشودن کشورهای همسایه، که فرماندهان به عدم پایبندی به قوانین و دستورات اسلام و قصد گرفتن غنیمت بیشتر روی آوردند؛ کور کردن هزار انسان در فتح شهر الانبار توسط لشکریان خالد بن ولید و با دستور مستیم او که به جنگ ذات العیون شهرت یافت، و هفتاد هزار کشته در یک روز و جاری ساختن جوی خون در زمان خلافت ابوبکر، و چهل هزار کشته در یک روز در زمان خلافت عمر بن خطاب در سال 14 هجری و صدهزار کشته در یک روز در زمان خلافت عمر بن خطاب در سال 13 هجری در جنگ با ایرانیان؛ که اینها نمونههای کوچکی از عملکرد فاتحان سپاه اسلام در زمان خلفای غاصب و بنیامیه بوده است.
متن مقاله
در تاریخ آمده است، بعد از رحلت پیامبر اکرم و غصب خلافت، تصمیمات نابجا در مسائل حکومت و حکومتداری، برخی حوادث مانند جنگها و کشورگشاییهایی در دوران خلفای ثلاثه و بنیامیه روی داد و چهرهی واقعی دین اسلام که توأم با مهربانی و رحمت بود را به باد فنا داد و دین اسلام را دین خون و شمشیر و جنگ و خونریزی معرفی کردند.
مثلاً در کتاب صحیح بخاری از ابوبکر نقل شده که گفت: «... فیقال والله لاقاتلنّ من فرّق بین الصلاه و الزکاه، فان الزکاه حق المال، والله لو منعونی عناقاً کانوا یودّونها الی رسول الله-ص- لقاتلتهم علی منعها.[1]... به خدا قسم با کسانیکه نماز بخوانند، ولی زکات ندهند، خواهم جنگید. به خدا قسم اگر بزغالهای را که به پیامبر میدادند از من دریغ کنند با آنان خواهم جنگید.» فلذا با این سخن ابوبکر که برچسب ارتداد به دیگران زد، از دین اسلام چهرهای منفی ساختند و بسیاری از مردم از آنان منزوی شدند و مثلاً با عجله و شتاب برای گشودن کشورهای همسایه، فرماندهان خلفای غاصب با عدم پایبندی به قوانین و دستورات اسلام و طعم غنیمت و پیروزیهای مادی، چنان در آن غرق شدند که همان اندک معنویت موجودی که داشتند را هم از کف دادند و فراموش کردند برای چه هدفی میجنگیدند و حقیقت معنای جهاد را از دیگاه اسلام درک نکردند و کردند هر آنچه که به عنوان یک مسلمان نباید انجام میدادند.
از باب نمونه جنایات فرماندهانی مثل خالد بن ولید و ماجرای معروف شهادت مالک بن نویره و همبستر شدن این فرمانده سپاه مسلمانان (یعنی خالد)، با زور و اجبار با همسر مالک در همان شب و ارتکاب عمل شنیع زنا، ماجرای غمباری است که به نام مسلمانی و دین اسلام در تاریخ ثبت و ضبط گردید و لکهی ننگی بود که هیچگاه پاک نشد و نخواهد شد.[2] و کور کردن هزار انسان در فتح شهر الانبار توسط لشکریان خالد بن ولید و با دستور مستیم او که به جنگ ذات العیون شهرت یافت.[3] و هفتاد هزار کشته در یک روز و جاری ساختن جوی خون در زمان خلافت ابوبکر،[4] و چهل هزار کشته در یک روز در زمان خلافت عمر بن خطاب در سال 14 هجری.[5] و صدهزار کشته در یک روز در زمان خلافت عمر بن خطاب در سال 13 هجری در جنگ با ایرانیان.[6] و فتوحات و جنایات دیگر مثل: جنگ کردن برای آب و غذا و غنیمت؛ فتح همدان و کشتههای بیشمار در زمان خلافت عثمان در سال 27 هجری؛ اعدام مردم طالقان و کشته شدن مردم آن دیار و صفی به طول چهار فرسخ از اجساد آنان در سال 91 هجری؛ قتل و عام فجیع در جنگ گرگان و آسیابهایی که با خون این مردم در گرگان به گردش درآمد، در سال 98 هجری؛ قتل و عام شهر بهبهان و کشته شدن 14 هزار نفر از آنان که به آنها امان کذایی داده شد در سال 98 هجری؛ پختن گوشت انسانها در فتح اندلس در سال 92 هجری؛ قتل و عام انسانها همراه حیوانات در ارمنستان آن هم با نیرنگ و امان دادن کذایی در سال 113 هجری؛ قطع دست و پاها در جنگ با مردم فلسطین در سال 19 هجری،[7] گوشهای از جنایات لشکریان خلفاء بود که صورت گرفت.
در نتیجه به نقل از علمای اهل سنت در کتب خودشان، اینها نمونههای کوچکی از عملکرد فاتحان سپاه اسلام در زمان خلفای غاصب و بنیامیه بوده است. سؤالی که مطرح است این است که در کجای دین اسلام اینگونه دستور صریح داده شده است که فجایعی این چنینی صورت بگیرد؟ آیا فکر این را کردند که بازتاب چنین برخورهای وحشیانه به نام اسلام در جوامع بشری غیر مسلمانان چه میتواند باشد؟ آیا با این حوادث، چهرهای نیک از اسلام در ذهن آنان ترسیم میشود؟ با این فجایع و حوادث ناگوار باید به آنان حق داد که اسلام دین جنگ و خونریزی و غارتگری است و این همان نتیجه فتوحاتی است که بدون حساب و کتاب، و با دوری از احکام دین اسلام توسط خلفا و ... صورت گرفت.
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. صحیح بخاری، بخاری، دار ابن کثیر، یروت، لبنان، کتاب الزکاه، ج2 ص507 حدیث1335. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. وفیات و الاعیان، ابن خلکان، دار الثقافه، بیروت، لبنان، ج6 ص14.
[3]. تاریخ طبری، طبری، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، (حدیث الانبار و هی ذات العیون) ج2 ص322.
[4]. تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، دار القلم، بیروت، لبنان، ج2 ص509.
[5]. الکامل فی التاریخ، شیبانی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج2 ص330.
[6]. همان، ج2 ص290.
[7]. رجوع به کتب اهل سنت: تاریخ طبری، الکامل فی التاریخ، تاریخ اسلام، فتوح مصر و اخبارها، و...

دیدگاهها
محمد
1400/11/17 - 19:47
لینک ثابت
نویسنده گرامی، بنده در برابر
افزودن نظر جدید