معجزه بهائیت
حسینعلی نوری، پیامبرنمای بهائیت، ایمان نیاوردن مردم به خود را به ایمان نیاوردن برخی مردم به پیامبران قبل تشبیه کرده است.
اما چرا این تشبیه درست نیست؟
عسکری یحیی زاده خطیر، روحانینمای حامی فرقه بهائیت، مدعی شد که «الله» وجود ندارد و قرآن کریم، سخنان حضرت محمّد(ص) است. این درحالیست که حضرت محمّد(ص) خود را پیامبر «الله» معرفی کرده و خطابِ برخی آیات، از طرف خدا به اوست. اما انکار انتساب قرآن به پیامبر توسط یحییزاده، شاید برای توجیه غلطنویسی پیامبرنماهای بابی_بهائی است.
پیامبرنمای بهائیت دشمنی با پیامبران را سیرهای تکراری در بین پیامبران گذشته دانسته و دشمنی با خود و جناب باب هم از همین قِسم معرفی کرده است. این درحالیست که بر خلاف پیامبران گذشته که حقانیت خود را با منطق و معجزه ثابت کردند، مدعیان پیامبری بابی و بهائی به جای معجزه، سیاست رُعب و وحشت را پیش گرفتند.
پیامبرنمای بهائیت، واژه های نادرستی را تحت تأثیر زبان فارسی ساخت و ثابت کرد که سیاه مشق هایش، محصول یک فارسی زبان کم سواد و نه برآمده از علم نامتناهی الهی است. همین اشتباهات فاحش ادبی هم بود که بهاء را مجبور ساخت به توجیه غلط هایش روی آورد و عاجزانه، غلط های ساختگی خود را میزان سنجش دیگر عبارات بداند.
چگونه پیامبرنمای بهائیت می تواند آثار سرشار از غلط خود را به عنوان اعجاز و منبع وحی الهی معرفی کند، اما آنها را نیازمند اصلاح بشری بداند؟! مگر این پیشوایان بهائیت نبودند که حتی از یک غلط رقبای خود نگذشته و آن را دلیل بر کذب و بطلان ادعاهایش معرفی می کردند؟!
پیامبران الهی هرکدام به اقتضای زمانه و درخواست مردم و اتمام حجّت بر انسانها معجزاتی ارائه دادهاند. این در حالیست که پیشوایان بهائی به دلیل عدم اتصال به منبع وحی، به انکار حجیّت معجزه و معجزات پیامبران روی آوردهاند.