رد حدیث «عدم نجات مبغوضین ابوبکر و عمر از آتش جهنم» توسط علمای اهل سنت
تاریخ اسلام سراسر مکر و حیله، دسیسه و کارشکنی از طرف مخالفان و منافقانی است که در ظاهر اسلام آوردند، اما در باطن مترصد فرصتی بودند تا خشم و کینهی خود را نسبت به این دین الهی نشان دهند و این فرصت درست بعد از رحلت پیامبر اکرم بهوجود آمد و غاصبان خلافت، راه را برای منافقانی همچون خاندان بنیامیه، بهویژه معاویه بن ابوسفیان باز کردند. معاویه، دشمن سرسخت و قسم خورده دین اسلام، بعد از شهادت حضرت علی (علیهالسلام)، با روشهای گوناگون تلاش کرد تا دین اسلام را محو و نابود کند. یکی از این تلاشهای خطرناک و شوم ایشان، جعل احادیث دروغین و ساختگی او بوده است، لذا به حاکمان زیردست خود دستور داد تا با دادن هدایا و جوایز نفیس به دنیاپرستان زر و سکّه، آنان را فریب داده، تا این امر به اصطلاح مهم صورت پذیرد، رهآورد این نقشه شوم در بین مسلمانان ظلمها و ستمهای فراوان، و شکاف عظیمی بود که در دین اسلام پدید آمد.
از جملهی آن احادیث دروغین و جعلی که ساخته و پرداخته بنیامیه بوده و لابلای کتب فریقین موجود است، این حدیث کذایی است که ناجوانمردانه به ساحت مقدس پیامبر اسلام نسبت دادند که حضرت فرمود: «خداوند مبغوضین ابوبکر و عمر بن خطاب را از آتش جهنم رهایی نمیبخشد و مبغوضین این دو نفر در کنار کفار، مشرکین و اشرار خواهند بود.» اصل حدیث از طرف جاعلین آن اینچنین نقل شده است: «انّ الله تعالی فی کل جمعه مائه الف عتیق من النار الاّ رجلین، فانهما داخلان فی امتی و لیسا منهم، و ان الله لایعتقهما فی من أعتق، هم من اهل الکبار فی طبقتهم مصفدین مع عبده الاوثان: مبغض ابی بکر و عمر، و لیس نصیب فی الاسلام، و انما هم یهود هذه الامه، ثم قال رسول الله: ألا لعنه الله علی مبغض ابی بکر و عمر و عثمان و علی.[1] بهدرستیکه خداوند در هر جمعهای صد هزار نفر را از آتش جهنم خلاص میکند، مگر دو دسته را، که این دو دسته داخل در امت من بوده، ولی از آنان محسوب نمیگردند و هیچگاه جزء آزادشدگان از آتش نخواهند بود، و این دو دسته کسانی هستند که مرتکب گناهان کبیره میشوند و در طبقه آنان و هم ردیف یا بتپرستان هستند، و آن دو دسته عبارتند از: مبغضین ابوبکر و مبغضین عمر بن خطاب و برای آنان بهرهای در اسلام نیست و بهدرستیکه آنان یهود امت بهشمار میروند، سپس رسول خدا فرمودند: هر آینه لعنت خدا باد بر مبغضین ابوبکر و عمر و عثمان و علی.»
در ردّ این حدیث جعلی و ساختگی، ابن جوزی در کتاب خود در باب فضائل شیخین این حدیث را میآورد و میگوید: «... این حدیثی است دروغ و ساختگی و در سلسله سند این حدیث همهی افراد آن مورد وثوقند، الاّ «مسرّه عبد ابراهیم خادم» که گناه جعل این روایت بر عهدهی اوست، و اشکال دیگر این حدیث این است که «مسرّه» میگوید این حدیث را از ابوزرعه در سال (268 هجری) شنیدهام و این سال در واقع چهار سال بعد از مرگ ابوزرعه است.»[2] ذهبی هم دربارهی سند این حدیث جعلی میگوید: « مسرّه از ابوزرعه، ابوبکر خطیب بغدادی گفته: مسرّه مورد وثوق نیست و من میگویم خبری که نقل میشود از دروغهایی است که مسرّه به ابوزرعه نسبت داده...»[3]
سیوطی،[4] ابن العراق کنانی،[5] شوکانی،[6] و دیگران کم و بیش همین مطالب را ذیل این حدیث کذایی نقل میکنند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج13 ص270 رقم7228.
[2]. الموضوعات، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص241. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. میزان الاعتدال، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج6 ص405 رقم8462.
[4]. اللالی المصنوعه، سیوطی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص281. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. تنزیه الشریعه، ابن العراق، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص347.
[6]. الفوائد المجوعه، شوکانی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ص338.

افزودن نظر جدید