جعل حدیث «دستور خدا به پیامبر، در اختصاص مشورت با ابوبکر»
یکی از احادیثی که امویان آن را به صورت فضیلت برای برخی از خلفاء، از جمله ابوبکر جعل کرده و ساختند، حدیثی است که هر صاحب عقل سلیمی اگر تاریخ اسلام را از ابتدا تا زمان تصاحب خلافت غصبی ایشان به عنوان خلیفهی بعد از پیامبر خوانده باشد، به راحتی میتواند بفهمد که اینگونه روایت و روایات دیگر از نظر قدر و اعتبار و ارزش وجودی چه جایگاهی را دارد. روایاتی که توسط بزرگان اهل سنت و متخصصان حدیث شناسی، با نقد و بررسی در متن روایات و همچنین در اسناد آن، به صحت و سقم آن پرداخته و صحیح را از غیر صحیح جدا کردهاند.
از جملهی آن روایات جعلی و ساختگی که به دروغ آن را به عنوان فضیلت برای ابوبکر ساختند و آن را ناجوانمردانه به ساحت مقدس پیامبر اسلام نسبت دادند، این روایت است که محب الدین طبری در کتاب خود آورده: عبدالله بن عمرو بن عاص میگوید از پیامبر شنیدم که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و گفت ای محمد! خداوند تو را امر فرموده که فقط با ابوبکر مشورت کنی!»[1] ابن حجر هیثمی این روایت را در کتاب خود آورده و آن را دلیل بر اعلمیت ابوبکر نسبت به سایر صحابه ذکر کرده، چرا که نظر و رأی ابوبکر پسندیدهتر و قویتر از دیگر صحابه بوده است.[2]
در ردّ این روایت جعلی و ساختگی باید بگوییم که، اولاً: امر به مشورت اختصاصی، یقیناً دروغ محض و باطل است، چرا که خداوند صراحتاً در قرآن به پیامبرش میفرماید: «وَأَمرُهُم شورىٰ بَينَهُم.[شوری/ 38] -مسلمانان- در کارها با یکدیگر مشورت میکنند.»
ثانیاً: در جریان جنگ احزاب، پیامبر اسلام با مسلمانان مشورت کلی کرد و هر یک از صحابه رأی و نظری دادند، اما در نهایت سخن سلمان فارسی با کندن خندق و گودال در اطراف مدینه مورد قبول واقع شد و مسلمین و حتی خود پیامبر اسلام هم مشغول حفر آن خندق شدند.
ثالثاً: در سلسله سند این روایت جعلی و ساختگی، که محب طبری از کتاب «من مجالس أبي سعيد النقاش»[3] و «فوائد تمام»[4] نقل کرده است، «محمد بن عبدالرحمان بن غزوان» است که ذهبی در شرح حال او تصریح میکند که دارقطنی و دیگران این شخص را از حدیثپردازان و دروغسازان برشمردهاند... و حتی حدیث مذکور را یکی از نمونه احادیث باطل او ذکر میکند.[5] ابنعدی دربارهی این شخص گفته است که: روایاتی که او روایت کرده، جملگی از اباطیل و مجعولات و موضوعاتی است که به دروغ به افراد موثق و راویان مورد اعتماد نسبت داده است.[6]
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. الریاض النضره...، محب الدین طبری، دار المغرب الاسلامی، بیروت، لبنان، ج2 ص66 رقم483.
[2]. صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص8.
[3]. من مجالس أبي سعيد النقاش، ابوسعید نقاش، ص5.
[4]. فوائد تمام، تمام بن محمد دمشقی، ج2، ص183.
[5]. میزان الاعتدال، ذهبی، بیروت، لبنان، ج6 ص235 رقم7863. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. الکامل فی ضعفاء الرجال، ابن عدی، دار الکتب العلمیه، بیروت ،لبنان، ج7 ص549 رقم1775.

افزودن نظر جدید