محبت ابوبکر بر امت پیامبر واجب است؟!
از جمله تهمتهای ناروایی که به ساحت مقدس پیامبر اسلام زدهاند، روایات جعلی و دروغینی است که عمّال بنی امیه و در رأس ایشان معاویه بن ابیسفیان آن را در بلاد اسلامی بهویژه در شامات و مناطق تحت حکومت خود به والیان و حکّامش دستور داده بود تا با جعل احادیث و نسبت دادن آن به پیامبر اکرم، فضل و عظمت اهل بیت را بکاهد و آنان را مانند دیگر صحابه و مردم عوام جامعه برابر و حتی پائینتر نشان دهد، و از رهآورد این دستور، هدایا و جوایزی را دریافت کنند، پس دنیا طلبان و دشمنان پیامبر و اهل بیت سنگ تمام گذاشتند و هزاران حدیث را لابلای احادیث صحیح وارد کردند و انحرافات عجیبی در دین اسلام بهوجود آورند، به طوری که حق از باطل یا شناخته نمیشد و یا در آن شک و شبهه بهوجود آمد.
از جمله این احادیث کذایی، روایتی است که محبالدین طبری، آن را در کتاب خود آورده است که: «از سهل بن سعد کردی روایت شده که گفت، رسول خدا فرمودند: بهدرستی که معتقدترین مردم در مصاحبت با من و در انفاق اموالش در راه من ابوبکر است، پس محبت و قدردانی از او و نیز حفظ و حراستش از آسیب دشمنان بر همهی افراد امت واجب است.»[1] در ردّ این حدیث، ابن جوزی، عالم بزرگ اهل سنت مینویسد: «... در سلسله سند این روایت، شخصی به نام عمر بن ابراهیم وجود دارد که متفرّد است، یعنی از دیگری نقل نکرده؛ او ذاهب الحدیث است یعنی اعتنایی به روایاتش نمیشود، دارقطنی دربارهی او گفته که او دروغگویی بوده که کارش جعل و ساختن حدیث است.[2] متقی هندی در کتاب خود در بررسی سند این روایت مینویسد: «خبر وجوب محبت ابوبکر و قدردانی امت از او را حاکم نیشابوری در تاریخ خود و ابونعیم اصفهانی در «فضائل الصحابه» و خطیب بغدادی و دیلمی و... از سهل بن سعد نقل کردهاند. خطیب بغدادی گفته است که این حدیث فقط از طریق عمر بن ابراهیم نقل شده که به احادیث او اعتنائی نزد محدثین نیست.»[3]
ذهبی در کتاب خود بعد از نقل سند و متن حدیث مورد بحث مینویسد: «... این حدیث غیر قابل قبول و مردود ا ست و دارقطنی، «عمر بن ابراهیم» را کذّابی خبیث معرفی کرده...»[4] اما برخی دیگر از علمای اهل سنت، مثل سیوطی، به صورت یک بام و دو هوا، در یک کتاب خود به نام «اللآلی المصنوعه...» این حدیث را در زمرهی موضوعات و جعلیات قرار داده،[5] و در کتاب دیگر خود به نام «تاریخ الخلفاء»، آن حدیث را از جملهی فضائل و مناقب ابوبکر قرار داده و به آن افتخار میکند.[6] در نتیجه از آنچه که مورد بررسی و بحث قرار گرفت، آشکار میشود که این حدیث جعلی و ساختگی بوده که افرادی مثل «عمر بن ابراهیم» به دروغ به رسول خدا سخن را نسبت دادهاند.
پینوشت:
[1]. الریاض النضره...، محب الدین طبری، دار المغرب الاسلامی، بیروت، لبنان، ج2 ص15 رقم411.
[2]. العلل المتناهیه...، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص189 رقم 292.
[3]. کنزالعمال، متقی هندی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج11 ص552 رقم 32593.
[4]. میزان الاعتدال، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج5 ص216 رقم605.
[5]. اللآلی المصنوعه...، سیوطی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، کتاب مناقب، ص51.
[6]. تاریخ الخلفاء، سیوطی، منشورات شریف الرضی، قم، ایران، ص58.

افزودن نظر جدید