ارتباط نزدیک دو خلیفه و اختلافاتشان نسبت به یکدیگر
اندکی پس از هجرت پیامبر اکرم به مدینه، ایشان میان مهاجرین مکه و انصار مدینه عقد اخوت برقرار کردند تا از نظر اقتصادی و اجتماعی و... دوست و کمککار یکدیگر باشند. در این میان شخص پیامبر اسلام هم با حضرت علی (علیهالسلام) این عقد اخوت را منعقد کرد. در میان اصحاب پیامبر بین خلیفه اول و دوم، یعنی ابوبکر و عمر بن خطاب، عقد اخوت در مکه برقرار گردید.[1] چرا که این دو از نزدیکترین افراد نسبت به همدیگر و از دوستان قدیمی بودند که از دوران پیش از هجرت همدیگر را میشناختند و اخلاقشان موافق یکدیگر بوده است. این دو نفر خصوصیات نزدیک و گاهی متفاوت با هم داشتند، چرا که عمر بن خطاب اگر کاری میکرد به عاقبت آن نمیاندیشید، اما ابوبکر کمتر خشمگین میشد و نگاهی هم به آخر کارها میداشت.
مثلاً در جریان سقیفه بنیساعده، عمر بن خطاب خواست که سعد بن عباده، رئیس قبیله خزرج، را بکشد، لذا گفت سعد را بکشید خداوند او را بکشد. اما ابوبکر به عمربن خطاب گفت در این شرایط مدارا کردن بهتر است.[2] و نیز وقتی حضرت علی (علیهالسلام) را برای بیعت اجباری فرا خواندند و حضرت امتناع ورزید، عمر بن خطاب او را بین «بیعت کردن» و «کشته شدن» مخیر گذاشت، اما ابوبکر گفت تا زمانی که فاطمه در کنار علی (علیهالسلام) است، او را مجبور به کاری نخواهیم کرد.[3]
و یا در مورد ارتباط نزدیک ایشان ابناثیر مینویسد: عمر بن خطاب میگوید خودم را آماده کرده بودم تا در پیش روی ابوبکر سخنرانی کنم و هنگامیکه خواستم سخن بگویم ابوبکر گفت دست نگه دار ای عمر...[4]
ونیز شهرستانی مینویسد: در جریان سقیفه، عمر بن خطاب خود را آماده کرده بود که چه بگوید و آنگاه که خواست سخن بگوید، ابوبکر گفت ساکت باش ای عمر بن خطاب...[5]
وقتی عمر بن خطاب درخواست کرد اسامه را از فرماندهی سپاه اسلام برکنار کند، ابوبکر که نشسته بود از جا پرید و ریش و محاسن عمر بن خطاب را گرفت و گفت: مادرت به عزای تو بنشیند و مرگت را ببیند، ای پسر خطاب! رسول خدا او را به این کار گمارده و تو میخواهی من -یا تو- برکنارش کنیم؟[6]
وقتی عمر بن خطاب سعی کرد تا ابوبکر را در صلح حدیبیه با خود همراه کند تا مخالفت کنند، ابوبکر گفت ای مرد، این شخص رسول خداست و از دستورات پروردگارش سرپیچی نمیکند و خداوند هم او را یاری میکند، پس به او تمسک کن.[7] و زمانی که خالد بن ولید به دلیل کشتن مالک بن نویره و همبستر شدن اجباری و به زور با زن او مرتکب خلاف شرعی شد، عمر بن خطاب درخواست اجرای حدّ کرد، اما ابوبکر مخالفت کرد![8] چرا که راجع به خالد بن ولید نظر بسیار متفاوتی داشتند.
در هر حال این دو در برخی جهات به همدیگر از نظر فکری، ارتباط نزدیکی داشته، مثل ترجیح و برتری قریش بر دیگر قبائل عرب؛ مساوی بودن قبیله قریش مهاجر و طلیق (آزاد شده)؛ دور کردن خلافت از انصار و یا عمل نکردن به نص شرعی و... و در برخی جهات دیگر اختلافاتی داشتند، اما زمانی طولانی را با یکدیگر بودند و کار میکردند و دیدگاههای نزدیک به هم و نظرات مخالفی را نسبت به یکدیدگر داشتند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج7 ص271. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دار احیاء التراث العربیه، بیروت، لبنلن، ج1 ص174.
[3].الامامه و السیاسه، ابن قتیبه دینوری، شرکت حلبی، قاهره، مصر، باب چگونگی بیعت علی(ع) با ابوبکر، ج1 ص30. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، دار صادر، بیروت، لبنان، ج2 ص327.
[5]. ملل و نحل، شهرستانی، مکتبه الانجلو، قاهره، مصر، ج1 ص24.
[6]. تاریخ طبری، طبری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج2 ص 462. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. صحیح بخاری، بخاری، دار القلم، بیروت، لبنان، کتاب الشروط، ج2 ص81.
[8]. الاصابه، ابن حجر عسقلانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج2 ص99 ترجمه خالد بن ولید.

افزودن نظر جدید