دین اسلام را فقط بنیانگذار وهابیت فهمید و بس
در قرن 12 هجری، فرقه نوظهور وهابیت با دسیسههای اجانب و حمایتهای ایشان از جمله انگلیس روی کار آمد؛ این غدهی سرطانی در آن زمان به سرعت رشد و گسترش پیدا کرد و با قتل و غارت، آن هم به نام اسلام، خون انسانهای بیگناهی روی رمین ریخته شد، فرقهای که بنیانگذار آن با عقاید افراطی و خشن، همگان را کافر و مشرک خطاب کرد و علما و بزرگان دین را مرتد و بدعتگذار در دین معرفی کرد. حسن بن فرحان مالکی که خود وهابی میانهرو است، در پاورقی کتاب کشف الشبهات محمد بن عبدالوهاب، بنیانگذار این فرقه میگوید: «وهابیان امروز (قرن 14) نیز دست از تکفیر علمای معاصر و بدعتگذار دانستن ایشان برنمیدارند، آنها علمایی مانند علامه کوثری، شیخ شلتوت، طنطاوی، و... را کافر و بدعتگذار خواندند و با کمال بیشرمی میگویند که اگر بتوانیم حتماً میگوییم که اینها مشرکین زمان ما هستند...»[1] حال کسانیکه اینگونه هجمه میکنند و تابع افکار خشک و افراطی محمد بن عبدالوهاب هستند، اگر به غلو او مراجعه کنند، با مسلمین چه برخوردهایی خواهند داشت. والله العالم.
در کتاب «درر السنیه» غلو محمد بن عبدالوهاب دربارهی خود و فهم دین و کلمهی توحید به این صورت بیان شده است: «... من در مورد خودم به شما خبر میدهم، به خدایی که جز او خدایی نیست سوگند یاد میکنم که همانا من طلب علم کردم و هر که مرا میشناخت گمان میکرد که من صاحب معرفتم و من در آن وقت معنای لا اله الا الله را نمیدانستم و قبل از این دین اسلام را نمیشناختم تا اینکه از طرف خدا به آن رسیدم؛ در بین اساتیدم نیز هیچکس نبود که این معنا که امروز درک کردم را بفهمد، پس هر که از علما خیال کند که پیش از این وقت معنای «لا اله الا الله» و یا معنای اسلام را فهمیده و شناخته است و یا خیال میکند که کسی از اساتیدش معنای آن را فهمیدهاند، حتماً و یقیناً دروغ گفته و مردم را فریب داده و خودش را به چیزی ستوده که اهل آن نبوده و نیست.»[2] از قول وی در چند صفحهی بعد آمده: «علما و اساتید آنها و حتی اساتید اساتیدشان نفهمیدند که دین اسلام چیست؟ و آنها بین دین محمد (صلیاللهعلیهوآله) و دین دیگران «عمرو بن لحی» که آن را برای عرب ساخته بود فرقی قایل نیستند، بلکه دین این شخص را بهتر و دینی صحیحتر میدانند.»[3]
در نتیجه میبینیم که این تکفیر بسیار روشنی از طرف محمد بن عبدالوهاب، بنیانگذار فرقه وهابیت است که علاوه بر عوام مردم که هیچ، حتی به علمای بزرگ فرق و مذاهب مختلف اسلامی هم رحم نکرد و آنان را جاهل به احکام دین دانسته و خود را از ایشان جدا ساخته و دین را او به تنهایی فهمید و بس.
پینوشت:
[1]. کشف الشبهات، محمد بن عبدالوهاب، وزاره الشوون الاسلامیه و الاوقاف و الدعوه و الارشاد، ریاض، عربستان، ص52.
[2]. «... و نا أخبرکم عن نفسی والله الذی لا اله الا هو لقد طلبت العلم و اعتقد من عرفنی أن لی معرفه و انا ذلک الوقت لاأعرف معنی لا اله الا الله و لاأعرف دین الاسلام قبل هذا الخبر من الله به...» الدرر السنیه فی الاجوبة النجدیة، عبدالرحمن العاصمی النجدی، دار العاصمه، ریاض، عربستان، ج10 ص52. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. الدرر السنیه فی الاجوبة النجدیة، ج10 ص57. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

افزودن نظر جدید