دروغی که ابن تیمیه به حاکم نسبت میدهد
خلاصه مقاله
حدیث طیر از احادیث مشهور دربارهی فضیلت حضرت علی (علیهالسلام) است که حاکم نیشابوری در کتاب خود آورده است و راویان و اسناد آن را متذکر شده است؛ ذهبی در شرح حال حاکم نیشابوری میگوید: «حدیث طیر واقعاً سندهای فراوانی دارد و من کتاب مستقلی دربارهی آن نوشتم و مجموع آن دلالت میکند که حدیث اصل دارد.» اما ابن تیمیه میگوید: «حدیث طیر نزد آگاهان، از احادیث دروغ و ساختگی است؛ از حاکم نیشابوری دربارهی این حدیث سؤال کردند و او گفت: این حدیث صحیح نیست و ساختگی است.»
اما حاکم نیشابوری دربارهی حدیث طیر میگوید: «حدیث طیر از احادیث مشهور است و صاحبان صحاح لازم بود آن را در صحاح خود روایت میکردند، و بعد میگوید: دربارهی این حدیث با بسیاری از علمای اهل حدیث گفتگو کردم و کتابی نیز دربارهی آن نوشتم.»
متن مقاله
حدیث طیر یکی از احادیث مشهور و معروفی است که دربارهی فضیلت حضرت علی (علیهالسلام) وارد شده است که به صورت صحیح در میان کتب فریقین ثبت و ضبط گردیده است، که برای پیامبر اکرم پرندهی بریان و سرخ شدهای آوردند و آن حضرت فرمودند: خدایا محبوبترین خلق و بندهی خود را نزد من بفرست تا همراه من این پرنده را بخورد، انس که نزد پیامبر بود، وقتی این دعا را شنید، آرزو کرد که آن شخص از انصار باشد، لذا هر دفعه که حضرت علی (علیهالسلام) میآمد تا وارد منزل پیامبر شود، اجازه نمیداد و در آخرین مرتبه بود که وقتی پیامبر صدای او را شنید، دستور داد به انس تا ببیند چه کسی است؟ و انس هم گفت «علی» است، پیامبر فرمود بگذار بیاید، آنگاه وقتی پیامبر حضرت علی (علیهالسلام) را دید، فرمود یا علی چرا دیر کردی؟ من خیلی وقت است که منتظر تو هستم.[1]
این حدیث را حاکم نیشابوری در کتاب خود آورده است و راویان و اسناد آن را متذکر شده است و علمای دیگر اهل سنت مثل: ابن کثیر، احمد بن حنبل، سیوطی، ذهبی، هیثمی، ابن سعد، خطیب بغدادی، نسایی، طبرانی، و... هم به فراخور حال این حدیث، مطالبی را ذیل این حدیث به رشتهی تحریر درآوردهاند و آن را در کتب و تالیفات خود نوشتهاند. مثلاً ذهبی در شرح حال حاکم نیشابوری میگوید: «و اما حدیث الطیر فله طرق کثیره جدّاً قد أفردتها بمصنف و مجموعها هو یوجب ان یکون الحدیث له اصل...[2] حدیث طیر واقعاً سندهای فراوانی دارد و من کتاب مستقلی دربارهی آن نوشتم و مجموع آن دلالت میکند که حدیث اصل دارد...(یعنی یقیناً آن را پیامبر فرمودهاند)». اما با این وجود افرادی مانند ابن تیمیه، از دروغهایی که فراوان در تالیفات او به چشم میخورد، و ابایی ندارد، در مورد این حدیث که از نظر او دروغ است، آن را به دیگران هم نسبت میدهد و در کتاب منهاج السنه خود میگوید: «به درستیکه حدیث طیر در نزد آگاهان به حقایق نقل، از احادیث دروغ و ساختگی است... از حاکم نیشابوری دربارهی این حدیث سؤال کردند و او گفت: این حدیث صحیح نیست و ساختگی است.»[3]
سؤالی که در اینجا مطرح است این است که ابن تیمیه روی چه مبنایی این تهمت و دروغ را به همکیشان خود نسبت میدهد؟ ظاهراً جهل و نادانی او نسبت به گفتار و سخنان علمای اهل سنت و ندیدن کتب و تألیفات ایشان باعث گردیده که تهمت بزند و دروغی را به ایشان نسبت بدهد، چرا که خود حاکم نیشابوری دربارهی حدیث طیر میگوید: «حدیث الطیر من المشهورات الاحادیث و کان علی اصحاب الصحاح ان یخرجوه فی الصحاح و یقول: ذاکرت به کثیراً من المحدثین و یقول، کتبت فیه کتاباً.[4]حدیث طیر از احادیث مشهور است و به صاحبان صحاح -بخاری، مسلم،...- لازم بود که آن را در صحاح خود روایت کنند، و بعد میگوید: دربارهی این حدیث با بسیاری از علمای اهل حدیث گفتگو کردم و کتابی نیز دربارهی آن نوشتم.»
در نتیجه علاوه بر اینکه ابن تیمیه دروغگو و تهمت زننده است، خود را بدون مطالعه عالم میپندارد و سخنی که در کتاب حاکم نیشابوری نیست به او نسبت میدهد.
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج3 ص141 حدیث4650. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. تذکره الحفاظ، ذهبی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص1042. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه، موسسه قرطبه، قاهره، مصر، ج7 ص371.
[4]. معرفه العلوم الحدیث، حاکم نیشابوری، دار ابن حزم، بیروت، لبنان، ص93.

افزودن نظر جدید