ردّ حدیث «بر حق بودن عمر» توسط علمای اهل سنت
خلاصه مقاله
احادیث دوگانهای وجود دارد که منبع آن در نهایت از یک نفر، اما برای دو فرد نقل شده و این نشان از جعل یکی از آن دو دارد.
مثلاً روایت «علی با حق و حق با علی است» که با اسناد مختلف در میان مذاهب اسلامی مشهور و معروف است، اما جاعلین حدیث این روایت را برای عمر بن خطاب اینگونه جعل کرده که: «پیامبر فرمودند: پس از من حق با عمر است هر جا که عمر باشد.» جالب اینکه علمای اهل سنت آن را ردّ کردهاند. در سند این روایت «قاسم بن یزید» تضعیف شده و منکرالحدیث است.
بر فرض صحت حدیث، مضمون آن با حقایق تاریخی همخوانی ندارد: عمر به فرد جنب گفت نماز نخوان؛ با یکی از همسران حائض خود به زور نزدیکی کرد؛ از نماز پیامبر بر جنازه عبدالله بن ابیّ ممانعت کرد و ...
متن مقاله
تفکر اموی چنان در عقاید و مسائل دینی مردم رسوخ کرد که در اواسط و اواخر قرن اول هجری دیگر چیزی از اسلام ناب باقی نماند، چرا که با جعل روایات و تحریف احادیث نبوی و قرار گرفتن در اذهان مردم در سرتاسر بلاد اسلامی، کوچکترین سؤال و پرسشی برای آنان بهوجود نیامد که آیا مثلاً اینگونه روایات از صحت و سقم کافی برخوردار است یا خیر؟ و از طرف دیگر آن تعدادی هم که حقایق را میدانستند یا سکوت کرده و یا تبعید و زندانی و یا کشته شدند و اینان نگذاشتند تا روایات صحیح به مردم برسد. لذا اگر سیری کوتاه در تاریخ مکتوب فرق مسلمین داشته باشیم، به احادیث دوگانهای برخورد میکنیم که منبع آن در نهایت از یک نفر، اما برای دو فرد نقل شده و این نشان از جعل یکی از آن دو دارد.
مثلاً از جمله احادیثی که دستخوش تحریف بنیامیه و عمّال آنها قرار گرفت، روایت: «علی مع الحق و الحق مع علی...[1] علی با حق و حق با علی است...» است که با عبارات و تعابیر و اسناد مختلف در میان فرق و مذاهب اسلامی مشهور و معروف است. اما خیانتکاران تاریخ و جاعلین حدیث این روایت را برای عمر بن خطاب اینگونه جعل کرده که: «... الحق بعدی مع عمر حیث کان.[2] فضل بن عباس از پیامبر نقل کرده که فرمودند: پس از من حق با عمر است هر جا که عمر باشد.» جالب اینکه علمای اهل سنت آن را ردّ کردهاند. در سند این روایت کذایی، شخصی به نام «قاسم بن یزید» وجود دارد و عقیلی به شدت او را تضعیف کرده است[3] و ذهبی او را منکر الحدیث میداند.[4]
از طرف دیگر، بر فرض صحت حدیث، آیا مضمون آن با حقایق تاریخی همخوانی دارد؟!! یقیناً تناسب و سازگاری، ولو ظاهری هم ندارد، چرا که روایات صحیح السند فراوانی در منابع اهل سنت وجود دارد که ثابت میکند عمر در مواردی بر خلاف قرآن و دستورات پیامبر اسلام عمل کرده است. آیا کسیکه برخلاف نص قرآن و دستورات پیامبر اسلام عمل میکرده، میتواند همیشه حق با او باشد؟!
مثلاً خداوند در قرآن میفرماید: «فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا.[نساء/43] و اگر آب نیافتید، با خاک تیمم کنید.» در صورتیکه شخصی جنب نزد عمر بن خطاب آمد و خبر از جنابت خود داد و عمر به او گفت نماز نخوان...!»[5] و یا نزدیکی عمر بن خطاب با یکی از همسران خود با زور و اجبار که آن زن حائض بود...[6] و یا ممانعت او نسبت به پیامبر در خواندن نماز میّت (عبدالله بن ابیّ).[7]
او چگونه بر حق است در حالیکه اینگونه بر پیامبر خدا جسارت میکند و جاهل به احکام دین است و نمیداند چه بکند؟ آیا او نسبت به دستورات خدا و پیامبرش آگاهتر بوده است؟ خود او در نبوت پیامبر اکرم در جریان صلح حدیبیه شک میکند و اینچنین میگوید: «فقال عمر والله ماشککت منذ أسلمت الی یومئذ...[8] به خدا سوگند! از روزی که اسلام آوردم تا آن روز -صلح حدیبیه- اینگونه در نبوّت پیامبر شک نکردم.»
در نتیجه کسیکه در نبوّت پیامبر شک و تردید دارد، جاهل به قرآن و دستورات شرعی و... است، چگونه میتواند همواره بر حق باشد؟!! والله العالم
پینوشت:
[1]. مسند، ابویعلی، دارالمأمون للتراث، دمشق، سوریه، ج2 ص318 حدیث1052.
[2]. تاریخ کبیر، بخاری، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج7 ص114 حدیث504.
[3]. الضعفاء الکبیر، عقیلی، دارالمکتبه العلمیه، بیروت، لبنان، ج3 ص481 رقم 15 41.
[4]. میزان الاعتدال، ذهبی، دارالمعرفه، بیروت، لبنان، ج5 ص463 رقم6716.
[5]. صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، کتاب الحیض، باب التیمم ج1 ص280 حدیث368. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. المطالب العالیه بزوائد الثمانیه، ابن حجر عسقلانی، السعودیه، عربستان، ج2 ص536 حدیث 208. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. صحیح بخاری، بخاری، دار ابن کثیر، بیروت، لبنان، ج1 ص427 حدیث1210. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[8]. الکشف و البیان، ثعلبی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج9 ص60.

افزودن نظر جدید