پیشگویی پیامبر از خلفای گمراه بعد از خود
خلاصه مقاله
یکی از صحابه مانع انجام درخواست پیامبر برای آوردن قلم و دوات شد و گفت: «نزد شما کتاب خدا کافیست.» پیامبر نیز پیشگویی کردند که پس از من شخصی از شما بر اریکه قدرت تکیه میزند که هر چه از روایات من برای او بخوانند، بگوید: ما فقط از قرآن پیروی میکنیم.»
ولی ابوحنیفه و احمد بن حنبل میگویند: «سنت و روایت برای فهم قرآن لازم است.» خطیب بغدادی و حاکم نیشابوری میگویند: «اگر کسی گفت دلیل از قرآن بیاور و سنت را کنار بگذار، بدانکه آن فرد گمراه و گمراه کننده است.» مروزی نیز میگوید: «بیش از آن که سنت نیاز به قرآن داشته باشد، قرآن به سنّت نیاز دارد.»
متن مقاله
پیامبر اکرم در لحظات آخر عمر شریف خود درخواست کاغذ و قلم کرد تا چیزی بنویسد که امتش گمراه نشوند، اما برخی از صحابه آن حضرت یعنی عمر بن خطاب علاوه بر ممانعت و سروصدا در کنار بستر پیامبر، سخنی را گفت که در زمان خلافت خود هم بر آن اصرار و تاکید فراوانی میکرد و آن گفتن: «عندکم القرآن حسبنا کتاب الله.[1] نزد شما کتاب خدا کافیست.» که در صحیح بخاری 6 بار و در صحیح مسلم 3 بار با عناوین مختلف آمده است، و این در حالی است که قرآن کریم بر لزوم مراجعه به سنت و روایات پیامبر اکرم برای تفسیر آیاتش تصریح میکند، لذا خداوند در قرآن میفرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ.[نحل/44] و ما قرآن را برای تو نازل کردیم تا آنچه نازل شده را برای آنها روشن سازی.» و از اینجا معلوم میشود که افرادی مانند عمر با سیاست عدم نقل و تدوین روایات و سنت نبویّ، شکاف عمیقی را در میان مسلمانان بهوجود آورده در حالیکه خود پیامبر در حدیث ثقلین[2] کتاب خدا و اهل بیت و عترتش را در کنار همدیگر قرار داد تا مکمل و مبیّن یکدیگر باشند.
آنچه حائز اهمیت است پیشگویی بسیار مهمی از پیامبر است که در زمان حیات خود فرمودند: «... پس از من شخصی از شما بر اریکه قدرت تکیه خواهد زد که هر چه از روایات من برای او بخوانند، بگوید: ما فقط از قرآن پیروی میکنیم.»[3] از این پیشگویی پیامبر چه برداشتی میتوان کرد؟ جز این است که افرادی که چنین گفتند را گمراه بنامیم؟ ما این را نمیگوییم اما بزرگان اهل سنت صراحتاً سنت را ضروری دانسته و این قول را گمراهی، و گمراه کننده معرفی کردهاند.
مثلاً ابوحنیفه پیشوای مذهب احناف دربارهی سنت میگوید: «اگر سنت و روایت نبود هیچیک از ما قرآن را نمیفهمیدیم.»[4] و یا احمد بن حنبل نیز میگوید: «... این سنت است که قرآن را برای ما معنا و تفسیر میکند.»[5] و یا خطیب بغدادی میگوید: «... اگر از سنت برای کسی سخن گفتی و گفت دلیل از قرآن بیاور و سنت را کنار بگذار، بدانکه آن فرد گمراه و گمراه کننده است.»[6] و یا حاکم نیشابوری میگوید: «... اگر برای فردی روایتی از پیامبر آوردی! ولی او گفت سنت را کنار بگذار و از قرآن بگو؛ بدانکه این فرد گمراه است.»[7]
در نتیجه و حسن ختام این نوشتار، سخن مروزی، عالم اهل سنت است که میگوید: «بیش از آن که سنت نیاز به قرآن داشته باشد، قرآن به سنّت نیاز دارد.»[8]
تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. صحیح بخاری، بخاری، المکتبه السلفیه، ج4، ص375، كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة، باب کراهیة الاختلاف و ج3، ص182، كتاب المغازی، باب مرض النبی. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، دار احیاء الکتب العربیه، ج3، ص1259، كتاب الوصیه، باب ترك الوصية لمن ليس له شيء يوصي فيه. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. مسند، احمد بن حنبل، موسسه الساله، بیروت، لبنان، ج23 ص10-11.
[3]. «... لا الفینّ احدکم متّکئاً علی اریکته یأتیه الامر من امری ممّا نهیت عنه او أمرت به فیقول ماندری ما وجدناه فی کتاب الله اتبعناه.» الأم، ابن ادریس شافعی، دارالمعرفه، بیروت، لبنان، باب المدعی و المدعی علیه، ج7 ص15.
کتاب سنن، ابن ماجه، دارالفکر، بیروت، لبنان، باب تعظیم حدیث رسول الله، ج1 ص6 حدیث13.
[4]. «... لولا السنّه- و الروایه- ما فهم احد منّا القرآن.» قواعد الحدیث، محمد جمال الدین القاسمیف دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص52.
[5]. «... انّ السنّه تفسّر الکتاب و تبیّنه.» جامع بیان العلم و فضله، ابن عبدالبر، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص192.
[6]. «... اذا حدثّت الرجل بالسنّه فقال دعنا من هذا و حدثنا من القرآن فاعلم انّه ضالّ مضلّ...» الکفایه فی علم الروایه، خطیب بغدادی، مکتبه العلمیه، مدینه، عربستان، ج1 ص16.
[7]. «... اذا حدثت الرجل بسنّه فقال دعنا من هذا و أجبنا من القرآن فاعلم انّه ضالّ.» معرفه علوم الحدیث، حاکم نیشابوری، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص65.
[8]. «الکتاب أحوج الی السنّه من السنّه الی الکتاب.» السنّه، مروزی، دار العاصمه، ریاض، عربستان، ج1 ص33.

افزودن نظر جدید