شوکانی در تفسیر فتح القدیر از اهل بیت (ع) می گوید!!!

  • 1394/09/17 - 07:01
شوکانی یکی از علمای معاصر است که در کشور «یمن» و چنانچه از نامش پیداست در «هجره شوکان» متولد شده‌است. چنانچه نقل شده وی ابتدا زیدی مذهب که شاخه‌ای از مذهب شیعه به شمار می‌آید را انتخاب کرده بود ولی در ادامه، گرایش شدیدی به سمت اهل سنت پیدا کرد که این گرایش ناخودآگاه در آثار وی خودنمایی می‌کند. وی صاحب آثار مختلف و در علوم مختلف است...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ شوکانی یکی از علمای معاصر است که در کشور «یمن» و چنانچه از نامش پیداست در «هجره شوکان» متولد شده‌است. چنانچه نقل شده وی ابتدا زیدی مذهب که شاخه‌ای از مذهب شیعه به شمار می‌آید را انتخاب کرده بود ولی در ادامه، گرایش شدیدی به سمت اهل سنت پیدا کرد که این گرایش ناخودآگاه در آثار وی خودنمایی می‌کند. وی صاحب آثار مختلف و در علوم مختلف است. اثر مهم تفسیری وی فتح القدیر است که مشتمل بر تفسیر کلیه سوره‌های قرآن کریم می‌باشد.
یکی از مسائلی که همواره مورد اختلاف در بین فرق مختلف اسلامی بوده، تعیین مصداق «اهل بیت» است. این لفظ در قرآن کریم به دو صورتِ «اهل بیت» در آیه «فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکمُ‌ْ عَلیَ أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَه [قصص/12] پس گفت: آیا می‌خواهید شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما به عهده گیرند.» و «اهل البیت» در آیه «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ [احزاب/33] جز این نیست که همواره خدا می‌خواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت برطرف نماید.» به کار رفته است. در عین اینکه به نظر معنا و مصداق آن بسیار واضح است، ولی برخی سعی کرده‌اند به خاطر مسائلی چشم روی حقیقت بسته و سعی در توجیه مصداق و معنای حقیقی آن داشته باشند. اهل بیت ترکیبی اضافی از اهل و بیت است که اهل به معانی مختلفی در لغت وارد شده و قدر جامع آنها تعلق سنخیت، انس و الفت داشتن با چیزی یا با کسی است. معنای بیت هم خانه و محل سکونت است که در نتیجه معنای این ترکیب اهل خانه‌ای است که با فرد مورد نظر الفت و صمیمت خاصی داشته باشند [1]. در این نوشتار سعی می‌کنیم نظر این مفسر را در کتابش مورد بررسی قرار دهیم.
در این کتاب تفسیری به تناسب آیاتی از خانواده رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) سخن به میان آمده‌است. به عنوان نمونه می‌توان به  آیه «قُل لَّا أَسَْلُکمُ‌ْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فیِ الْقُرْبیَ [الشوری/23] بگو: از شما هیچ پاداشی جز مودّت نزدیکان را نمی‌خواهم.» اشاره کرد. در این آیه اجر و مزد رسالت تنها مودت قربی شمرده شده است. وی در «الّا المودة فی القربی» چندین احتمال می‌دهد.
الف- استثناء متصل (موضوع مودت پیامبر و اطرافیان ایشان است) باشد که به دو صورت می‌توان آن را تقریر کرد 1- به خاطر قرابتی که بین من و شماست، نزدیکانم دوست داشته باشید. 2- نزدیکان من را دوست داشته باشید.
ب- استثناء منقطع (موضوع مودت قریش است) باشد به این تقریر که از شما هیچ مزدی درخواست نمی‌کنم مگر اینکه به خاطر قرابتی که بین من و شماست مرا حفظ و پشتیبانی کنید. وی این قول را به ابن عباس نسبت می‌دهد.
ج- مقصود از تقرب، تقرب به‌وسیله عبادت خداوند است.
د- آیه نسخ شده است.
ه- مقصود از قربی، خانواده پیامبر است.
پس از نقل این احتمالات، شروع به تقویت قول مطلوب و رد سایر اقوال می‌کند. ابتدا روایتی را از قول ابن عباس نقل می‌کند که وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به قریش دعوتش را انجام داد و آنها از پذیرش امتناع کردند خطاب به آنها فرمود: اگر از بیعت با من امتناع می‌ورزید به خاطر رابطه‌ای که بین ما وجود دارد مرا حفظ کنید که من کسی غیر از شما ندارم.
در مورد قول دوم که استثناء را متصل و در رابطه با نزدیکان ایشان می‌دانستند می‌گوید احتمال قوی، مکی بودن آیه است به دلیل اینکه روایت مورد استناد گروهی که می‌گوید آیه مدنی است، ضعیف است. در مورد قولی هم که می‌گفت قربی یعنی علی، فاطمه و فرزندانشان (علیهم السلام) قضاوت ایشان چنین است که یک روایت از طریق سیوطی نقل می‌کنند و به ضعف آن حکم می‌کنند. پس از نقل این مطالب، روایتی در تأیید مکی بودن و نسخ شدن آیه و همچنین روایتی در تأیید قولی که می‌گفت منظور از قربی، تقرب به خداوند توسط عبادت است را ذکر می‌کند.
در انتهای بحث از این آیه شروع به جمع بندی کرده و می‌گوید قول به منقطع بودن استثناء که قول ابن عباس است، منافاتی با نسخ شدن و همچنین مکی بودن آیه ندارد ولی آن روایتی که در تأیید قول آخر یعنی مقصود از قربی علی، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) باشد، قدرت مقابله با قول ابن عباس را ندارد چرا که اولاً طرق نقل روایت ابن عباس کثیر است و ثانیاً خداوند متعال آل محمد (علیهم السلام) را از این مسائل به‌واسطه فضایل جلیله و مزایای جمیله بی‌نیاز کرده‌است همانطور که ما در ذیل آیه 33 سوره احزاب (آیه تطهیر) به آن‌ها اشاره کردیم [2].
بنابر مطلبی که شوکانی نقل کرد به ذیل آیه تطیهر مراجعه می‌کنیم تا ببینم واقعاً وی چه فضائلی از اهل بیت رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در آنجا ذکر کرده است. ایشان بحث را چنین شروع می‌کند که در مصداق اهل بیت در این آیه شریفه اختلاف شده‌است. دو قول مشهور در این آیه را ذکر می‌کند: الف- اهل بیت یعنی فقط ازواج نبی و مراد از بیت هم خانه پیامبر و خانه همسران ایشان است. ب- اهل بیت ذکر شده در آیه فقط علی، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) هستند. در ادامه ادله هر یک از اقوال را ذکر می‌کند که به جهت اختصار از آنها صرف نظر می‌کنیم. نکته قابل توجه در این استدلالات وسعت نقل ادله قول دوم نسبت به قول اول است.
در جمع بندی وی می‌گوید البته قول سومی که حد وسط این دو قول است در اینجا نیز وجود دارد!!! طبق این قول، آیه شریفه هم در برگیرنده زوجات و هم در برگیرنده علی، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) می‌دانند. اما اینکه زوجات را در برمی‌گیرد چون، سیاق موید آن است و همچنین زوجات در خانه پیامبر سکونت داشتند. اما اینکه علی، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) را در بر می‌گيرد:
چون اینها نزدیکان و اهل بیت نسبی پیامبر (صلوات الله علیه) هستند و تأیید این مطلب روایاتی است که تصریح می‌کند سبب نزول این آیه، اینها هستند. پس کسی که آیه را به یک طرف اختصاص بدهد (به زوجات منفردا یا به علی، فاطمه، وحسنین (علیهم السلام) منفردا) به بعض آنچه واجب بوده عمل کرده و آنچه اهمالش جایز نیست را اهمال کرده است.
در انتها می‌گوید البته برخی هم گفته مراد از اهل بیت، بنی هاشم، آل علی، آل عقیل، آل جعفر، آل عباس چون بر اینها صدقه حرام است و مراد از بیت را بیت نسبت دانسته‌اند. در تأیید این قول هم روایاتی که در ضمن آیه 23 سوره شوری ذکر کرده مجدد ذکر می‌کند.
سؤالی که ما داریم این است که شما در این آیه چه چیزی را برای علی، فاطمه و حسنين (علیهم السلام) ثابت کردید؟ غیر از این است که اختصاصات آنها به راحتی به افراد دیگر تسری داده و آنها تبدیل به فضائل کردید!!! در ادامه با ذکر قولی که نسبت را تسری می‌دهد باز هم سعی در تعمیم دادن اهل بیت به غیر از علی، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) هستید. خوب است بگوییم این کار شما تازگی ندارد چرا که در آیه 61 سوره آل عمران که به آیه مباهله مشهور است و در آن خاندان مکرم پیامبر (صلوات الله علیه و آله) جهت مباهله با نصاری آورده شدند، شما پس از نقل مفصل جریان، چندین روایت را در نزول این آیات در خصوص امیرالمؤمنین، حضرت زهراء و حسنين (علیهم السلام) نقل می‌کنید ولی در انتها روایتی را از ابن عساکر نیز ذکر می‌کنید که گفته:
«تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا الْآیَةَ، قَالَ: فَجَاءَ بِأَبِی بَکْرٍ وَوَلَدِهِ، وَبِعُمَرَ وَوَلَدِهِ، وَبِعُثْمَانَ وَوَلَدِهِ، وَبِعَلِیٍّ وَوَلَدِهِ [3] بگویید بیایید پسرانمان دعوت کنیم تا انتهای آیه، گفت: پس ابی بکر پسرش را آورد، و عمر پسرش را آورد، و عثمان پسرش را آورد و علی علیه السلام پسرش را آورد.»
و باز هم باید با تأسف گفت شما در ذیل آیه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَئکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلیَ النَّبیِ‌ِّ  یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَیْهِ وَ سَلِّمُواْ تَسْلِیمًا [احزاب/56] همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می‌فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.»
 روایات متعددی را در لزوم انضمام خانواده پیامبر (صلوات الله علیه و آله) در هنگام صلوات فرستادن بر آن حضرت ذکر کرده‌اید ولی خود در هیچ جایی از کتاب خود به این امر عمل نکرده‌اید[4].

پی‌نوشت:
[1]. اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، نوبت چاپ: دوم 1387، ج2، ص 461 ذیل لغت اهل بیت علیهم السلام.
[2]. فتح القدیر، مؤلف: محمد بن علی بن محمد بن عبد الله الشوکانی الیمنی (المتوفی: 1250 هـ)، ناشر: دار ابن کثیر، دار الکلم الطیب - دمشق، بیروت، نوبت چاپ: اول 1414 هـ، ج 4، ص 610 تا 615. فَلِکَوْنِهِمْ قَرَابَتَهُ وَأَهْلَ بَیْتِهِ فِی النَّسَبِ، وَیُؤَیِّدُ ذَلِکَ مَا ذَکَرْنَاهُ مِنَ الْأَحَادِیثِ الْمُصَرِّحَةِ بِأَنَّهُمْ سَبَبُ النُّزُولِ. فَمَنْ جَعَلَ الْآیَةَ خَاصَّةً بِأَحَدِ الْفَرِیقَیْنِ فَقَدْ أَعْمَلَ بَعْضَ مَا یَجِبُ إِعْمَالُهُ، وَأَهْمَلَ مَا لَا یَجُوزُ إِهْمَالُهُ.
[3]. همان، ج 1، ص 397 تا 399.
[4]. «جَمِیعُ التَّعْلِیمَاتِ الْوَارِدَةِ عَنْهُ صَلَّی الله علیه وَسَلَّمَ فِی الصَّلَاةِ عَلَیْهِ مُشْتَمِلَةٌ عَلَی الصَّلَاةِ عَلَی آلِهِ مَعَهُ إِلَّا النَّادِرَ الْیَسِیرِ مِنَ الْأَحَادِیثِ، فَیَنْبَغِی لِلْمُصَلِّی عَلَیْهِ أَنْ یَضُمَّ آلَهُ إِلَیْهِ فِی صَلَاتِهِ عَلَیْهِ. [همان، ج 4، ص 345 تا 349] تمامی آموزش‌هایی که از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در مورد صلوات بر ایشان وارد شده، مشتمل بر فرستادن صلوات بر آلشان نیز است مگر روایات اندک پس سزاوار است بر کسی که قصد دارد بر ایشان صلوات بفرستد آل ایشان را نیز به آن ضمیمه کند.»

تهیه و تنظیم: حق جو

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.