دروغ ایران‌ ایرنترنشنال: مسلمان‌ها تخت جمشید را ویران کردند!

  • 1402/10/12 - 10:24

رسانه سعودی - صهیونیستی ایران‌اینترنشنال، ادعا کرد که سیر تخریب تخت جمشید، در قرون نخست اسلامی و توسط مسلمان‌ها آغاز شد! اما واقعیت آن است که تخت جمشید، پیش از آنکه اسلام وارد ایران شود، ویرانه بود. در حقیقت، تخریب آن به دست اسکندر مقدونی کلید خورد و همچنان ادامه یافت. چنان که قبل از ورود اسلام به ایران، تخت جمشید ویرانه ای بیش نبود.

دروغ ایران‌ ایرنترنشنال: مسلمان‌ها تخت جمشید را ویران کردند!

.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ تخت جمشید (Persepolis) امروز به عنوان یکی از آثار به جا مانده از دوران هخامنشی نامیده می‌شود.

رسانه‌ی سعودی - صهیونیستی ایران‌ اینترنشنال، در روز 11 دی‌ماه 1402، مدعی شد که تحقیقات نشان می‌دهند که «سیر تخریب تخت جمشید از قرن‌های نخست ورود اسلام به ایران آغاز شده».

حال آنکه چنین سخنی، خلاف واقعیت‌های تاریخی است.

ایران‌ اینترنشنال، هیچ سند و دلیلی بر این ادعا نمی‌آورد. صرفاً می‌گوید که چون در عصر اسلامی، بخشی از تخت جمشید توسط مسلمین، محافظت و آن را تبدیل به یک مسجد مقدس کرده بودند، پس مسلمانان آغازگر تخریب تخت جمشید بودند! حال آنکه اولاً پاسداری مسلمین از تخت جمشید و محافظت از آن به‌عنوان یک مکان مقدس، چه ارتباطی به تخریب دارد؟!

ثانیاً تخت جمشید، پیش از آنکه اسلام وارد ایران شود، ویرانه بود. در حقیقت، ویرانی آن از زمان حمله اسکندر (یعنی حدود 800 سال پیش از اسلام) آغاز شده بود. در دانشنامه ایرانیکا (بزرگترین و جدیدترین دانشنامه ایران‌شناسیِ جهان که در دانشگاه کلمبیای ایالات متحده تألیف شده) می‌خوانیم که آغاز تخریب تخت جمشید، در زمان اسکندر مقدونی رخ داد، چنان که آمده است:

Afterwards Alexander burned “the enormous palaces, famed throughout the whole civilized world” (Diodorus 17.71).

پس از آن اسکندر "کاخ‌های بزرگ پرسِپولیس (تخت جمشید) را که در جهان، شهرت داشتند، سوزاند (دیودور سیسیلی، باب 17، بند 71). [1]

در دوران ساسانی یعنی از چند صد سال پیش از ظهور اسلام و در زمانی که هنوز اسلام وارد ایران نشده بود، تخت جمشید، ویرانه بود:

Because of the city’s symbolic importance and the fact that its ruins were the best-preserved monuments of ancient Iran, Persepolis continued as a particular object of reverence for cen­turies. In a.d. 331 the Sasanian prince Šāpūr Sakānšāh, son of Hormazd II, left an inscription there

در دوران ساسانی، به دلیل اهمیت نمادین تخت جمشید و به سبب این واقعیت که ویرانه‌های آن بهترین آثار حفظ شده ایران باستان بوده، تخت جمشید قرن‌ها به عنوان یک موضوع مورد احترام باقی ماند. چنان که شاهزاده ساسانی شاپور سَکان‌شاه پسر هرمزد دوم (که حدوداً 300 سال پیش از ظهور اسلام زندگی می‌کرد) کتیبه ای در آنجا به جای گذاشته است.[2] این سخن به روشنی گویای آن است در زمان زندگی شاپور سَکان‌شاه، تخت جمشید خرابه بوده و او در آن ویرانه‌ها، یادگاری نوشت.

مورخین کلاسیک ایرانی همچون ابوریحانی بیرونی (قرن 5 هجری) هم تأکید کرده‌اند که تخت جمشید پیش از ظهور اسلام، ویرانه بود.[3]

پی‌نوشت:
[1]. بنگرید به: A. Shapur Shahbazi, “Persepolis,” Encyclopædia Iranica, 30 December 2012.
[2]. بنگرید به: A. Shapur Shahbazi, C. Edmund Bosworth, "CAPITAL CITIES", Encyclopædia Iranica,  December 15, 1990.
[3]. بنگرید به: Edward Sachau, The Chronology of Ancient Nations. Kessinger Publishing, 2004, p. 127.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.