ادعای عدم رحلت پیامبر توسط برخی صحابه با استناد به کتب اهل سنت

  • 1399/05/26 - 13:27
وقتی پیامبر اسلام در مدینه رحلت کرد؛ فرصت‌طلبان، و متخلفان از سپاه اسامه، با کودتایی کردند تا زمان بیشتری به‌دست آورند و به نقشه‌های شوم خود که در حقیقت تصاحب غاصبانه‌ی خلافت و جانشینی پیامبر بود دست یابند؛ در نتیجه رحلت آن حضرت را انکار کردند تا زمانی فراهم کنند که ابوبکر به مدینه برسد.

خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّکَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ[زمر/26] بدون شک تو خواهی مرد و آنان نیز می‌میرند.» و یا در آیه دیگر می‌فرماید: «کلُّ مَنْ عَلیها فَان[الرحمن/26] هر چه روی زمین است فنا پذیرد.» پس مرگ یک قانون کلی است که شامل همه موجودات عالم از جمادات، نباتات، جانداران می‌شود. لذا پیامبران الهی و اولیاء و اوصیاء الهی هم از این قانون مستثنا نیستند، حتی پیامبر اسلام هم که اشرف مخلوقات است باید طعم مرگ را بچشد.
در تاریخ صدر اسلام آمده است که پیامبر اکرم مسموم شده، به شهادت رسیدند؛ همپنین آمده است که در ایام مریضی ایشان برخی از نزدیکان، دارویی را علی‌رغم میل باطنی و حتی نهی شدید از آن به ایشان خوراندند.[1] آن هنگام پیامبر اسلام در مدینه رحلت کرد؛ فتنه‌گران و فرصت‌طلبان، و متخلفان از سپاه اسامه، با کودتایی از پیش تعیین شده تلاش کردند تا زمان بیشتری به‌دست آورند و به نقشه‌های شوم خود که در حقیقت تصاحب غاصبانه‌ی خلافت و جانشینی پیامبر اسلام بود را به‌دست آورند، در نتیجه رحلت آن حضرت را انکار کردند تا علاوه بر منصرف کردن اذهان عمومی از مسئله ترور پیامبر اکرم، زمانی فراهم کنند تا افرادی مثل ابوبکر را که خارج شهر مدینه بود خودش را برساند و زمینه‌ی مناسب برای غصب خلافت به‌طور کامل فراهم گردد.
جاحظ، عالم اهل سنت، در کتاب خود می‌نویسد، روایتی آمده است که: عمر بن خطاب و عثمان مرتباً تکرار می‌کردند که پیامبر نمرده است؛ چه کسی می‌گوید او مرده است؟ سپس یاران پیامبر را تهدید می‌کردند.[2] در روایتی دیگر آمده است: اولین کسی که او را آرمیده دید و مرگ او را انکار کرد، عثمان بود.[3] آن‌گاه عمر بن خطاب با داد و فریاد و هیاهو، عدم رحلت پیامبر را با این‌گونه جملات فریاد می‌زد که آن جملات عبارتند از:
- عمر گفت: به خدا قسم رسول خدا نمرده است و نخواهد مرد.[4]
- عمر ‌گفت: بدن پیامبر نزد خدای بزرگ رفته است.[5]
- عمر‌گفت: پیامبر با روح و جسمش مانند عیسی به آسمان برده شده است.[6]
- عمر گفت: روح پیامبر همانند موسی به آسمان برده شده.[7]
- عمر گفت: پیامبر در حالت اغماء و بیهوشی است.[8]
- عمر گفت: به خدا قسم رسول خدا باز می‌گردد و دست و پای کسانی را که گمان می‌کنند او مرده است را قطع خواهد کرد.[9]
- عمر گفت: من امیدوارم آن‌قدر زنده بماند تا دست و زبان افرادی که می‌گویند او مرده است را قطع کند.[10]
عمر بن خطاب همان‌طور که در حضور مردم سر و صدا و داد و فریاد می‌کرد، مخفیانه سالم بن عبید را به طرف ابوبکر که در بیرون شهر مدینه و در ناحیه‌ی «سنح» بود فرستاد تا مرگ پیامبر را به او خبر دهد.[11]
در نتیجه کسی‌که سیره رسول خدا را به خوبی خوانده باشد درمی‌یابد که این‌گونه سخنان در حقیقت سنگ اول بنای شایعه‌ی عدم رحلت پیامبر اسلام و ادعای بازگشت قریب الوقوع او به دنیاست، تا اذهان عمومی را به خود مشغول کنند و زمان بیشتری برای اجرای نقشه شوم خود که همان غصب خلافت باشد را داشته باشند.

پی‌نوشت:

[1]. صحیح بخاری، بخاری، دارالقلم، بیروت، لبنان، ج7 ص17.
[2]. العثمانیه، جاحظ، دار الجیل، بیروت، لبنان، ص79. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. همان، ص79.
[4]. تاریخ طبری، طبری، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج2 ص442. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. سیره النبویه، ابن هشام، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج4 ص305. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. ملل و نحل، شهرستانی، دار المعرفه، بیروت ، لبنان، ج1 ص15. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. سنن، دارمی، دار المغنی، ریاض، عربستان، ج1 ص39.
[8]. طبقات الکبری، ابن سعد، دار صادر، بیروت، لبنان، ج2 ص267.
[9]. روح المعانی، آلوسی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج4 ص74. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[10]. مسند، احمد بن حنبل، دارالحدیث، قاهره، مصر، ج3 ص196.
[11]. کنزالعمال، متقی هندی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج7 232.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.