نام افرادی که قصد ترور پیامبر در گردنه عقبه داشتند، از کتب اهل سنت
غزوه تبوک در سال 9 هجری اتفاق افتاد که با پیروزی مسلمانان پایان یافت؛ در بازگشت از تبوک به طرف مدینه، لشکریان اسلام به گردنه عقبه رسیدند که با پیشنهاد پیامبر اکرم اکثراً از درون درّه که راهش وسیعتر بود، حرکت کردند، اما پیامبر اسلام با دو صحابه، راه گردنه را در پیش گرفتند و این فرصتی بود تا در میان سپاه اسلام منافقینی که قصد ترور پیامبر اسلام را داشتند، به تکاپو افتاده، نقشه شوم خود را جامع عمل بپوشانند که در نهایت موفق نشدند که پیامبر را به پایین درّه پرتاب کنند؛ طبق نقل تاریخ، عدهی این افراد را به «هفت، هشت، نه، دوازده، چهارده، و پانزده نفر» ذکر کردهاند.[1] پیامبر هم دربارهی آنان به حذیفه فرمودند که: «دوازده نفر در بین اصحابم وجود دارند که هشت نفر از آنها وارد بهشت نمیشوند، مگر وقتی که شتر از سوراخ سوزن عبور کند؛ یعنی محال است وارد بهشت شوند.»[2] نام این افراد را پیامبر، به حذیفه بن یمان گفته بود و حذیفه بر این منافقان نماز نمیخواند؛ حضرت علی (علیهالسلام) میفرماید: «او -حذیفه- مردی است که همه مشکلات و تفصیلات -امور- و نامهای منافقین را -در جریان عقبه- میداند و اگر از او سؤال کنید، او را آگاه از آنها مییابید.»[3]
حال نام این منافقین چه بوده و چه کسانی هستند، برخی از علمای اهل سنت به صورت گزینشی نامشان را ذکر کردهاند و برخی دیگر به جای اسامی آنان، کلماتی مثل فلانی و فلانی را آوردهاند و از آوردن نام آنها به صورت مستقیم خودداری کردهاند. ما در این نوشتار مختصر از کتب اهل سنت نام آنان را فاش میکنیم تا به گفته پیامبر اکرم منافقانی که حتی بهشت نمیروند و بوی آن را هم استشمام نمیکنند را بشناسیم. ابن حزم اندلسی در کتاب خود نام ابوبکر و عمر و عثمان، سعد ابی وقاص، طلحه، ابوموسی اشعری و ... را ذکر میکند که قصد کشتن پیامبر را داشتند، بعد میگوید این روایت به علت ضعف سند -ولید بن جمیع- قابل قبول نیست.[4] در حالیکه این شخص یکی از راویان مورد وثوق کتاب صحیح مسلم است و همین مقدار در ثقه بودن او کفایت میکند. عسقلانی در کتاب خود دربارهی او مینویسد: «الولید بن عبدالله بن جمیع الزهری المکی نزیل الکوفه صدوق.»[5] و یا ابن سعد در در کتاب خود مینویسد: «ولید بن جمیع ... کان ثقه و له احادیث»[6] و یا عجلی در کتاب خود مینویسد: «ولید بن عبدالله بن جمیع ثقه»[7]
ابن ابیالحدید در کتاب خود مینویسد: «ابوسفیان یکی از آن دوازده نفر بوده است.»[8] مسلم نیشابوری در کتاب صحیح خود مینویسد: «در میان آن تعدادی که در عقبه، قصد کشتن پیامبر را داشتند، مردی [ابو موسی اشعری] به حذیفه قسم میداد که بگو تعداد آنان چند نفر بود؟ مردم به حذیفه گفتند: حال که از تو پرسیده به او خبر ده! حذیفه گفت: به ما خبر داده شده که آنان 14 نفر بودند، اگر تو هم از آنان بوده باشی، در حقیقت 15 نفر بودهاند.[9]
برخی منابع نامهایی را ذکر میکند که بیشتر آنان از صحابه سرشناس و مشهوری بودند و از میان آنان کسانی بودند که پس از رحلت پیامبر -بهناحق- عهدهدار حکومت گردیدند.[10] سیوطی نام افراد دیگری را ذکر میکند که عبارتند از: عبدالله بن سعد بن ابی سرح برادر رضاعی عثمان، ابوحاضر اعرابی، عامر، جلاس بن سوید، مجمع بن حارثه، ملیح تیمی، حصین بن نمیر، طعمه بن ابی رق، عبدالله بن عیینه، مرّه بن ربیع.[11]
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشت:
[1]. دلائل النبوه، بیهقی، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج5 ص257-258. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید. [معجم الکبیر طبرانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج3 ص166-167]. [المغازی، واقدی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج3 ص1044-1045].
[2]. صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، دارالفکر، بیروت، لبنان، کتاب المنافقین ص2143 حدیث9-10. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، المکتبه العصریه، بیروت ،لبنان، ج3 ص181. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. المحلی، ابن حزم اندلسی، دارالآفاق، بیروت، لبنان، ج11 ص22. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. تقریب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص286 شماره7459.
[6]. طبقات الکبری، ابن سعد، دار صادر، بیروت، لبنان، ج6 ص354.
[7]. معرفه الثقات، عجلی، مکتبه دار، مدینه، عربستان، ج2 ص342.
[8]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج2 ص103. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[9]. صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج8 ص123. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[10]. خصال، شیخ صدوق، جامعه مدرسین، قم، ایران، ج2 499.
[11]. درّالمنثور، سیوطی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج4 ص243.

افزودن نظر جدید