نفی مدعی خلافت بودن زید بن علی، از سوی امامان شیعه
فرقه زیدیه که هم اکنون در یمن و برخی از مناطق اسلامی وجود دارد، در حقیقت به امامت زید بن علی بن الحسین (علیهمالسلام) معتقدند؛ این فرقه در زمانی پدید آمد که زید، در آن زمان معروفیت و برجستگی خاصی داشت و بهعنوان یک رهبر بزرگ که چشم به اصلاح امور مسلمانان داشت، مطرح گردید. عقیدهی این فرقه این است که امامت به کسانی از فرزندان حضرت علی (علیهالسلام) و فاطمه دختر پیامبر اکرم اختصاص دارد که با شمشیر قیام کنند و علت قیام هم در حقیقت بیحرمتیها، بی بند وباریها و رنجهایی بود که حکومت اموی بر ضد مسلمانان انجام میدادند و شیعه و پیروان اهل بیت (علیهمالسلام) بهویژه باید تحمل میکردند، لذا از میان خاندان پیامبر، زید بن علی بن الحسین، به نشانهی اعتراض بر حکّام وقت، بر علیه آنان قیام کرد که نهایتاً منجر به شهادت او گردید.
البته برخی از مورخین و نویسندگان معتقدند که او برای خلافت و امامت که مدعی آن بود از مردم کوفه بیعت گرفت و قیام کرد، چرا که لازمهی امامت در او موجود بود. او عارف و زاهد و دانشمند و عالم به دین و مومن واقعی در میان مردم بود و این سخن را به او نسبت دادهاند که: «خلافت به ارث منتقل نمیشود و پیامبر اکرم بر اوصاف خلیفه پس از خود تصریح کرده است، نه بر نام او و امام تا زمانی که خروج نکند، و مردم را به سوی خویش فرا نخواند، امام نیست.»[1]
محمد ابوزهره مینویسد: «او ادعای امامت کرده است و چیزی که این ادله را نقض کند، در منابع تاریخی وجود ندارد.»[2] در حالیکه این سخن و عقیده و آنچه در زمینهی ادعای امامت و خلافت به او نسبت داده شده است، از ساحت مقدس و بزرگوار او به دور است.[3]
و مهمتر از آن اینکه امامان شیعه صراحتاً این سخنان را ردّ میکنند و میفرمایند:
- فضیل رسّان نقل میکند که گفته: بر امام صادق (علیهالسلام) پس از کشته شدن عمویش، زید، وارد شدم؛ به من فرمود: ای فضیل! عمویم زید بن علی کشته شد؟ عرض کردم فدایت شوم، آری! فرمود: خدا او را رحمت کند، آگاه باش! او مومن، عارف و زاهد و عالم و بسیار راستگو بود و اگر پیروز میشد، وفا میکرد، آگاه باش! اگر او حاکمیّت مییافت، میدانست آن را در کجا قرار دهد.»[4]
- همچنین زمانی که امام صادق (علیهالسلام) خبر آنچه را که بر سر عمویش زید بن علی آمد را شنید، به سختی گریه کرد و استرجاع کرده، فرمود: «خدا رحمت کند عمویم زید را، او نیکو عمویی بود برای دین و دنیای ما، او مانند کسانیکه در کنار پیامبر خدا و علی و حسن (علیهمالسلام) به شهادت رسیدند، از دنیا رفت.»[5]
- در روایت دیگر از عیص بن قاسم از امام صادق (علیهالسلام) نقل میکند که حضرت به اصحابش فرمودند: «نگویید زید بن علی خروج کرد، چه را که او دانشمند و بسیار راستگو بود، او شما را به سوی خودش دعوت نکرد، بلکه شما را به رضای آل محمد (صلیاللهعلیهوآله) دعوت کرد و اگر پیروز میشد، به آنچه شما را به آن فرا خواند، وفا میکرد.»[6]
- از امام رضا (علیهالسلام) روایت شده که به مأمون فرمودند: «ای مأمون! برادرم زید را با زید بن علی قیاس نکن، چرا که زید بن علی از عالمان آل محمد (صلیاللهعلیهوآله) بود و برای خداوند خشمگین شد و با دشمنان خدا جهاد کرد تا در راه او کشته شد، مأمون گفت: ای ابوالحسن آیا آن همه روایات و احادیث علیه کسانیکه برای خود ادعای امامت کنند، نرسیده است؟ امام رضا (علیهالسلام) فرمود زید چیزی را که حق او نبود را ادعا نکرد، او پرهیزگارتر از این بود، او شما را به رضای آل محمد (صلیاللهعلیهوآله) دعوت کرد و او از جمله کسانی است که در آیه: «وَجاهِدوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ ۚ هُوَ اجتَباكُم.[حج/78] در راه خدا چنان که شایسته اوست جهاد کنید، او شما را برگزید.» مورد خطاب قرار گرفته است.»[7]
جالبتر اینکه، فرزند زید بن علی یعنی یحیی بن زید، در ضمن گفتگویی که میان او و برخی از شیعیان رخ داد تاکید میکند که: «پدرم امام نبود، ولکن او از سادات بزرگوار و از پارسایان آنها بود، پدرم خردمندتر از آن بود که چیزی را که حق او نبوده را ادعا کند، بلکه او شما را به رضای آل محمد (صلیاللهعلیهوآله) دعوت کرد و مقصود او پسر عمّ من امام جعفر صادق (علیهالسلام) بود.»[8]
در نتیجه تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. شیعه در برابر معتزله و اشاعره، هاشم معروف الحسنی، آستان قدس رضوی، مشهد، ایران، ص99-101.
[2]. الامام زید، شیخ محمد ابوزهره، دارالفکر، بیروت، لبنان، ص67 به بعد.
[3]. زید شهید، سید عبدالرزاق مغرم، چاپ نجف، عراق، ص37.
[4]. اختیار معرفه الرجال، کشّی، ترجمه سید حمیری، شماره 505. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5].عیون الاخبار الرضا، نشر صدوق، تهران، ایران، ج1 ص249 باب 25. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. بحار الانوار، علامه مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج52 ص301 باب 26 حدیث 67.
[7]. عیون الاخبار الرضا، نشر صدوق، تهران، ایران، ج1 ص248. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[8]. سفینه البحار، شیخ عباس قمی، دار الاسوه، قم، ایران، ج1 ص577.

افزودن نظر جدید