معیار و ملاکهای شناخت دارالاسلام و دارالکفر
با نگاهی به نظرات علما و اندیشمندان و صاحبنظران فریقین، و حتی وهابیت، برای شناخت دارالاسلام و دارالکفر، سه ملاک و معیار وجود دارد؛ چرا که برخی از آنها وجود شعائر اسلام در یک جامعه را، ملاک دارالاسلام میدانند و بعض دیگر نفوذ و جریان داشتن احکام اسلام را معیار برای دارالاسلام بودن و بعضی دیگر اکثریت و غلبه داشتن مسلمانان را نشاندهندهی اسلامی بودن میدانند، عدهای دیگر با برشمردن مصادیق دارالاسلام و دارالکفر به تعریف آن پرداختهاند. علمای اسلامی براساس روایات، آن سه ملاک را اینگونه تبیین میکنند که:
- وجود شعائر اسلامی در مناطق مختلف از جمله معیارهای شناخت دارالاسلام و دارالکفر بودن است، مثل اذان، نماز، روزه، حج و ... را نشاندهندهی دارالاسلام بودن آنجا میدانند.[1] مثلاً ابنعابدین، انجام شعائر اسلام مانند نمازجمعه و عیدین و ... را باعث تبدیل شدن یک منطقه به دارالاسلام میداند.[2] ابنعثیمین وهابی، اقامه شعار دین، مثل نماز جماعت و وجود مساجد و امثال آن را ملاک دارالاسلام میداند.[3] بزرگان اهل سنت مثل مسلم نیشابوری، ابن عبدالبر، نووی، احمد بن حنبل، ابن رجب حنبلی و دیگران معتقدند که هر جامعهای که در آن شعار اسلامی برپا شده باشد را دارالاسلام و هر جامعهای که شعار اسلامی برپا نشود دارالکفر نامیده میشود.[4]
- نفوذ و جریان داشتن احکام اسلام یکی دیگر از ملاکات تشخیص دارالاسلام و دارالکفر بودن است، لذا هر جامعهای که احکام اسلامی در آن اجرا نشود، دارالکفر نامیده میشود و هر جایی که احکام اسلامی در آنجا ظهور و بروز داشته باشد، آنجا دارالاسلام خوانده میشود.[5] بزرگان اهل سنت مثل ابنقیم جوزیه، شوکانی، ابن مفلح، ابویعلی و دیگران همین عقیده را ملاک برای دارالاسلام و دارالکفر بودن دارند و در کتابهای خود نوشتهاند.[6]
- غلبه و اکثریت داشتن مسلمانان در مناطق مختلف، یکی دیگر از ملاکهای دارالاسلام بودن و یا دارالکفر بودن است، یعنی اگر اکثریت یک جامعه را مسلمین تشکیل دهند، دارالاسلام است و الاّ نخواهد بود.[7] مثلاً البانی معیار اکثریت داشتن و غلبه را اینگونه تبیین و توضیح میدهد که: «اگر اکثریت یک جامعه را مسلمانان تشکیل دهند، آنجا از بلاد مسلمانان شمرده میشود و هر جا که اکثر ساکنینش از کفار باشند، دارالکفر خوانده میشود، هر چند که عدهای هم مسلمان در آنجا وجود داشته باشند... و نیز او مسلمان بودن حاکم را در دارالاسلام بودن را ردّ میکند و تصریح دارد که در گذشتههای نه چندان دور بعضی از مناطق اسلامی تحت نفوذ و مستعمرهی کشورهای استعماری مانند انگلیس، فرانسه، پرتغال و ... بوده که حاکمان آنها کافر بودند، ولی باز کشور اسلامی شمرده میشد، مثل الجزایر، مصر، سوریه، اردن و...»[8]
پینوشت:
[1]. النبوات، ابن تیمیه، اضواء السلف، ریاض، عربستان، ج2 ص76. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. المفصل فی فقه الجهاد، علی بن نایف الحشود، بینا، بیجا، (1433ق)، ج1 ص850-8881.
[3]. مجموع فتاوی و رسائل، ابن عثیمین، دار الوطن، ریاض، عربستان، ج25 ص395. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. نقد جریانهای تکفیری، جمعی از نویسندگان، دار الاعلام، قم، ایران، فصل 14 ص336.
[5]. المفصل فی فقه الجهاد، علی بن نایف الشحود، بینا، بیجا، (1433ق)، ج1 ص586.
[6]. نقد جریانهای تکفیری، جمعی از نویسندگان، دار الاعلام، قم، ایران، فصل 14 ص337.
[7]. مجموع الفتاوی، ابن تیمیه، مجمع ملک فهد لطباعه المصحف الشریف، مدینه، عربستان، ج3 ص78.
[8]. موسوعه الالبانی، البانی، مرکز النعمان للبحوث و الدراسات الاسلامیه، صنعاء، یمن، ج4 ص320.

افزودن نظر جدید