مراد از کفر در آیه حاکمیت از نگاه سلفیان تکفیری و ردّ دیدگان آنان

  • 1399/02/03 - 19:17
سلفی‌های تکفیری طبق قاعده‌ای که ابن‌تیمیه ادعا کرده، می‌گویند هرگاه کفر همراه با الف و لام تعریف باشد، مراد کفر اکبر است؛ پس طبق آیه 44 سوره مائده که کفر با الف و لام آمده، حاکمان کشورهای اسلامی، تکفیر می‌گردند؛ در جوابشان باید گفت: هیچ دلیلی از کتاب و سنت در این استدلال نداریم؛ در آیات قرآن این قاعده، مورد نقض دارد، ازجمله آیات 264 سوره بقره و آیه 19 سوره شعراء.

سران و رهبران سلفی تکفیری وهابیت با عقاید افراطی خود از یک طرف و نیز با سوء برداشت و سطحی‌نگری از آیات قرآن، همه‌ی مسلمین را کافر و مرتد می‌دانند؛ مثلاً آن‌ها با استشهاد به آیه حاکمیت در قرآن، [مائده/44]، تمام حاکمان سرزمین‌های اسلامی را که حکم به شریعت اسلام نکنند کافر و مرتد دانسته،[1] و جوانان بلاد اسلامی را بر خروج علیه این حاکمان فرا می‌خوانند. آنان با استناد به آیه شریفه: «وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ.[مائده/44] هر کس که بر اساس آن‌چه خداوند نازل کرده حکم نکنند، کافر هستند.» حکم به ارتداد حاکمان اسلامی کرده‌اند.
حال مراد از «کفر» در آیه شریفه چیست، بین مفسران فریقین اختلاف است. بعضی آن را کفر اصغر و از گناهان کبیره گرفته‌اند. برخی دیگر آن را کفر اکبر دانسته و مرتکبین آن را از دایره اسلام و مسلمانی خارج دانسته‌اند که خوارج همین عقیده را دارند.[2]
مثلاً «سید امام» یکی از همین سلفی‌های تکفیری و از نظریه‌پردازان ایشان، با استشهاد به قاعده‌ای که ابن‌تیمیه در کتاب «اقتضاء الصراط المستقیم» ادعا کرده که هرگاه کفر همراه با الف و لام تعریف باشد، مراد کفر اکبر است،[3] در تفسیر و تبیین این قاعده استدلال می‌کند که شما وقتی می‌گویید: (فلان الکافر) مراد شما کافر به کفر اکبر است، زیرا کفر مذکور، معرف به الف و لام استغراق جنس بوده و دلالت بر غایت کفر دارد، فلذا آیه «فاولئک هم الکافرون» به همین صورت خبر می‌دهد که مخاطبین آن به غایت کفر رسیده‌اند که همان کفر اکبر است.[4] بعد برای تأیید استدلال خود، فتوا و استفتائات لجنه‌ی علمای عربستان سعودی را می‌آورد که گفتند: «اما نوع التکفیر فی قوله تعالی - و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون- فهو کفر اکبر.»[5]
در ردّ این ادعای او و هم‌فکرانش باید بگوییم:
اولاً: ما هیچ دلیلی از کتاب و سنت نداریم و با مراجعه به قول اصحاب و ائمه گذشته، اتفاقاً نقض آن ادعایشان آشکار می‌شود. آنان کفر معرف به الف و لام را در برخی از معاصی و گناهان به‌کار برده‌اند.[6] و یا از آن اراده کفران نعمت کرده‌اند، مثل این حکایت: در نقلی از همسر «ثابت بن قیس» آمده که به صورت گلایه از شوهرش به پیامبر اکرم گفت: «یا رسول الله ثابت بن قیس ما أعتب علیه فی خلق و لا دین و لکنی أکره الکفر فی الاسلام[7] ای رسول خدا! از اخلاق و ... گلایه دارم، ولی من مسلمانم و دوست ندارم که با او ناسپاسی کنم (زندگی کنم).» در این روایت، ناسپاسی اراده شده، نه چیز دیگر از قبیل کفر و...
ثانیاً: اگر در آیات قرآن تورّق داشته باشیم مشاهده می‌کنیم که این قاعده، بر تمامی آیات قرآن سرایت ندارد و مورد نقض آن یافت می‌شود؛ مثل این دو آیه که یکی خداوند به مؤمنانی که یکی از روی منّت، و آزار دیگران انفاق می‌کنند، می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ...[بقره/264] ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، صدقات خود را با منّت و اذیت باطل نکنید...» که بر مبطل صدقه کفر خروج از ملت معنا ندارد. و یا این آیه که فرعون موسی را خطاب می‌کند و می‌گوید: «وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتي‏ فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْکافِرينَ.[شعراء/19] و سرانجام، آن کارت را ( که نمی‌بایست انجام دهی) انجام دادی (و یک نفر از ما را کشتی)، و تو از ناسپاسانی!» کفر به معنای کفران نعمت مراد است.
ثالثاً: از نظر قواعد نحوی هم الف و لام بر «الکافران» که برای استغراق گرفته‌اند مورد اشکال است، چون الف و لامی که بر اسم فاعل و اسم مفعول داخل می‌شود، الف و لام موصول اسمی به معنای الذی است. اما الف و لام استغراق، دارای معنای حرفی بوده و بر اسم جنس وارد می‌شود، لذا «الکافرون» اسم فاعل است نه اسم جنس...[8]

پی‌نوشت:

[1]. العمده فی اعداد العمده للجهاد فی سبیل الله، عبدالقادر بن عبدالعزیز، نشر سایت آرشیو، بی نا، ص314.
[2]. نقد جریانهای تکفیری، جمعی از نویسندگان، دار الاعلام، قم، ایران، فصل 13 ص324.
[3]. «و فرّق بین الکفر المعرف باللام فی قوله (صلی الله علیه و سلم) -لیس بین العبد و بین الکفر او الشرک الاّ ترک الصلاه- و بین کفر منکر فی الاثبات» اقضاء الصراط المستقیم، ابن تیمیه، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص237. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. الجامع فی طلب العلم الشریف، عبدالقادر بن عبدالعزیز، نشر سایت صید الفوائد، بی‌جا، بی‌نا، ج2 ص935-936. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الافتاء، عبدالرزاق الدویش، دار الموید، ریاض، عربستان، ج2 ص93. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[6]. الحکم بغیر ما انزل الله و اصول التکفیر، خالد بن علی العنبری، دار المنهاج، قاهره، مصر، ص167. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. صحیح بخاری، بخاری، دار طوق النجاه، ریاض، عربستان، ج7 ص46. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[8]. مغنی اللبیب، ابن هشام، دارالفکر، بیروت، لبنان، ص71-73.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.