حدیث قرطاس با دو نقل متفاوت!

  • 1397/11/03 - 17:22
حدیث قرطاس که همان حدیث قلم و دوات است یکی از مشهورترین احادیثی است که در کتب فریقین وارد شده است؛ این حدیث زمانی از پیامبر صادر شده است که حضرت در لحظات آخر عمر شریفشان و در بستر بیماری بودند و از اصحاب درخواست و دوات کردند که چیزی بنویسند تا پس از ایشان گمراه نشوند، برخی با جسارت و اهانت به ساحت مقدس پیامبر، مانع از آوردن قلم و دوات شدند؛ جاعلان حدیث شبیه این مطلب را به نفع ابوبکر ساختند.

در کتب روایی فریقین، حدیث قرطاس -دوات و قلم- مشهور و معروف است و در صحیحین با عبارات و مضامین مختلف چند مرتبه روایت شده است، مبنی بر این‌که برخی از صحابه که نام عمر در برخی روایات تصریح شده، وقتی پیامبر در بستر بیماری که منجر به رحلت ایشان گردید درخواست نوشتن مطلبی -وصیت- کرد، مانع از نوشتن آن وصیت شدند.
در صحیح بخاری این چنین آمده است که: «هنگامی‌که پیامبر در احتضار بود، گروهی از جمله عمر بن خطاب نزد حضرت حاضر بودند. پیامبر فرمود بشتابید تا مطلبی برایتان بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید، عمر که در آن جمع حاضر بود، گفت: بیماری بر پیامبر غلبه کرده، قرآن میان شما هست و همان برای ما کافی است، حاضران در این موضوع اختلاف کرده و سخنان ضد و نقیض گفتند، برخی با عمر موافقت و برخی مخالفت کردند و چون اختلاف بالا گرفت، پیامبر فرمود: برخیزید و از جلوی چشم من دور شوید.»[1]
جالب توجه این‌که ذیل این روایت، علمای اهل سنت بیان داشته‌اند که غرض از این وصیت و نوشتن پیامبر، تصریح بر خلافت و امامت امیرمومنان علی (علیه‌السلام) بوده است و ظاهراً همگان می‌دانستند که پیامبر چه چیزی را قصد کرده بود. مثلاً ابن‌حجر عسقلانی می‌نویسد: «... برخی گفته‌اند حضرت قصد داشت اسامی جانشینان پس از خود را بنویسد، تا میان آن‌ها اختلاف نشود.»[2] اما جاعلان و سازندگان احادیث کذایی و دروغ، در روایت دیگری حدیث قرطاس را این‌گونه تحریف کرده و نوشته‌اند که: «عایشه گوید، هنگامی‌که حال پیامبر وخیم شد، حضرت به عبدالرحمان بن ابی‌بکر فرمود: کتف گوسفند و یا لوحی بیاور تا برای ابوبکر نوشته‌ای بنویسم که با او مخالفت نشود!!! و چون عبدالرحمان از جای برخاست، حضرت فرمود ای ابوبکر، خدا و مؤمنان امتناع دارند از این‌که با تو مخالفت شود.»[3]
یاللعجب از این روایت کذایی و دروغ که شبیه حدیث قرطاس، ساخته شده است، به راستی چرا این‌گونه احادیث که در حقیقت ادامه همان روایات و احادیث جعلی و ساختگی بنی‌امیه و عمّال ایشان است، با استدلال عمر در مورد بیماری پیامبر ارزیابی نمی‌شود (که العیاذ بالله در این مورد نیز بیماری بر پیامبر غلبه کرده و هذیان می‌گوید؟؟؟)
فاعتبروا یا اولی الابصار

پی‌نوشت:

[1]. «لمّا حضر النّبی-ص- قال و فی البیت رجال فیهم عمر بن الخطاب قال هلّم اکتب لکم کتاباً لن تضلوا بعده قال عمر انّ النّبی-ص- غلبه الوجع و عندکم القرآن فحسبنا کتاب الله...» صحیح بخاری، بخاری، دار ابن کثیر، بیروت، لبنان، کتاب الاعتصام، باب کراهیه الاختلاف ج6 ص2680 حدیث 69 32.
[2]. «... و قبل بل أراد ان ینصّ علی أسامی الخلفاء بعده حتی لایقع بینهم الاختلاف.» فتح الباری...، ابن حجر عسقلانی، دارالمعرفه، بیروت، لبنان، ج1 ص209.
[3]. «عن عایشه قالت لمّا نقل رسول الله-ص- قال رسول الله-ص- لعبد الرحمن بن ابی بکر ائتنی بکتف او لوح حتی أکتب لابی بکر کتاباً لایختلف علیه فلمّا ذهب عبدالرحمن لیقوم قال ابی الله و المومنون ان یختلف علیک یا ابابکر.» مسند، احمد بن حنبل، موسسه قرطبه، قاهره، مصر، ج6 ص47 حدیث2445. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

برچسب‌ها: 
تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.