اقرار علمای اهل سنت به جعل روایات فضیلت
پیروان مکتب خلفا و بنیامیه به خوبی میدانستند که با وجود فضایل بیشمار امیرالمؤمنین، کسانیکه از سابقهی خوبی برخوردار نبودند، نمیتوانند وجاهتی برای کسب خلافت و حکومت خود داشته باشند، لذا به فضیلتتراشی و جعل احادیث بیاساس رو آوردند. در نتیجه کمتر فضیلتی از فضائل اهل بیت است که اینان به حال خود باقی گذارده و آن را مورد تحریف و جعل قرار نداده باشند و در برابر آن همه فضیلت، فضائل جعلی را برای خلفا و بنیامیه نساخته باشند.
اکنون به اعتراف و اقرار بزرگان اهل سنت توجه کنید:
ابن جوزی درباره جعل روایات فضیلت و مناقب میگوید: «گروهی بیاهمیت که مدعی تمسک به سنت هستند از روی تعصّب، دست به جعل فضائل برای ابوبکر زدهاند.»[1] و اما سؤالی که مطرح میشود این است که چرا اینگونه عمل میکردند؟ جواب آن را ابن ابیالحدید عالم بزرگ اهل سنت این طور بیان میدارد که: «فرقهی بکریّه به خاطر مخالفت و دشمنی با شیعیان به جعل روایاتی برای ابوبکر رو آوردند، مثلاً به عنوان نمونه در برابر (حدیث اخوت)، (حدیث: لو کنت متخذاً خلیلاً) و... را آوردهاند.»[2]
همچنین در تایید این قضیه میگوید: «معاویه به کارگزاران و حکّام دست نشاندهی خود در بلاد اسلامی بخشنامه کرد که در قبال کسانیکه فضایل علی (علیهالسلام) و خاندان او را نقل میکنند، مسئولیتی وجود ندارد و خونشان هدر است و با این دستور بر روی منبرها رفته و علی را مورد لعن و دشنام قرار میدادند و از او بیزاری میجستند و همچنین به عمّال خود دستور داده بود که برای عثمان فضایل بتراشند ...، پس از مدتی بخشنامه کردند که از این پس درباره صحابه خصوصاً خلفا، فضیلتتراشی کرده و در برابر هر حدیثی که از پیامبر و علی رسیده برای دیگران نیز بسازند... در نتیجه روایات بیاساس ساخته و بر فراز منابر خواندند.»[3]
تو خود از این مجمل کلام مفصل خوان
پینوشت:
[1]. «قد تعصّب قوم لاخلاق لهم یدّعون التمسک بالسنّه فوضعوا لابیبکر فضائل...» الموضوعات، ابن جوزی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص225. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. «فلمّا رأت البکریه ماصنعت الشیعه، وضعت لصاحبها احادیث فی مقابله هذه الاحادیث...» شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، داراحیاء التراث العربیه، بیروت، لبنان، ج11ص28.
[3]. «کتب معاویه نسخه واحده الی عمّاله بعد عام الجماعه ان برئت الذمه ممّن روی شیئاًمن فضل ابی تراب و اهل بیته...» همان، ج11 ص25.

افزودن نظر جدید