دیدگاه دو عالم سنی متقدم و متاخر درباره زیارت قبور

  • 1396/08/07 - 18:34
در قرآن خداوند با صراحت تمام می‌فرماید «وابتغوا علیه الوسیله...) که مراد از این آیه یعنی اینکه برای خود واسطه و وسیله ای را فراهم کنید و چه وسیله ای بهتر از این که انسان‌ها با توسل به پیامبران و امامان و صلحاء و ... در کنار قبورشان بین خود و خدای خود اینان را واسطه رحمت و مغفرت قرار دهند و طلب قرب به خدا پیدا کنند که برخی از فرقه ها مثل وهابیت این گونه عمل را شرک و بدعت میدانند

سیره و روش جمیع مسلمانان از صدر اسلام با حضور پیامبر و در عصر اصحاب و تابعین بر زیارت قبور انبیاء، اولیاء، و صالحان... از اعمالی بود که صورت می­‌گرفت، چرا که با نیایش و دعا در کنار این قبور و توسل به آنها و طلب قرب به خدا در بین مسلمانان مسلّم و قطعی بوده است.  هر چند که اختلاف در بین مذاهب بوده اما هیچ­ کس آن را انکار نکرده است و هیچ طعنی درباره­ ی آن نگفته­اند ، اما در سده­ های بعد، یعنی در زمان ابن تیمیه، او با جهل و نادانی خود، حرف­ های باطلی زد و این سنت را انکار نمود و از این آداب پسندیده اسلامی روی­ گردانی کرد، و فتوا به حرمت مسافرت به قصد زیارت پیامبر داد و سفر برای آن را سفر معصیت، و نماز را باید شکسته نخواند داد. هر چند که در مقابل این دیدگاه او، بزرگان فریقین به مخالفت برخاسته و تالیفاتی را در ردّ او نوشتند و عمل او را بدعت نامیدند و حتی در شهر دمشق سوریه ندا دادند که: «من اعتقد عقیده ابن تیمیه حلّ دمه و ماله[1] هر کس عقیده ابن تیمیه را داشته باشد خون و مالش حلال است». اما باز برخی از نویسندگان و علمای اهل سنت دنباله­ عقیده فاسد او را گرفتند و در تالیفات خود از او تبعیت کرده و بعضاً برخی از مذاهب اسلامی مثل مذهب شیعه امامیه را مورد هجوم قرار دادند و سخنان نامربوط را ابراز کردند، از جمله این نویسندگان سنی مذهب شخصی به نام القصیمی(متوفای1416هجری) صاحب کتاب –الصراع بین الاسلام والوثنیه- است که می­ نویسد: به خاطر همین غلوّی که شیعیان، نسبت به امامان خود دارند، و به خاطر همین که آنها علی و فرزندانش را خدا می­دانند، قبرها و صاحبان آن را می­ پرستند و مشاهد آنان را بلند و مرتفع می­ سازند و نامشان را بلند آوازه می­ کنند و از مکان­ های دور و نزدیک به سوی این زیارتگاه­ها می­ آیند و نذر و هدیه و قربانی و... تقدیم می­ کنند و در آنجا خون­ ها و اشک­ ها می­ ریزند و خضوع می­ کنند و این اعمال را برای آنها انجام می­ دهند، نه برای خدا و پروردگار موحدان... لذا دیدن قبر پیامبر و سنگ های آن ثواب و فضیلتی ندارد بدون هیچ اختلافی بین علما... و این به روشنی از سیره مسلمانان صدر اسلام استفاده می­ شود...[2] این سخن خرافی و اراجیف مزخرف این نویسنده به اصطلاح عالم اهل سنت بوده که با بیان طعنه آلود آن را بیان می­ دارد در حالی که اسلام آورده و مسلمان بوده و به کتاب قرآن و پیامبر اسلام و صحابه جلیل القدر ایمان دارد و از طرف دیگر چقدر بین این دیدگاه فاسد القصیمی و بین سخن و دیدگاه شیخ تقی الدین سبکی (متوفای691هجری) صاحب کتاب –شفاء السقام..._ تفاوت و فاصله است که در آن کتاب می­ نویسد: آنچه از دین و سیره­ ی سلف صالح بدست می­ آید تبرک جستن به برخی افراد صالحی که مرده­ اند، می­باشد، تا چه رسد به پیامبران. و کسی که ادعا کند قبر پیامبران و دیگران برابرند، ادعای بزرگی کرده است و ما یقین داریم این سخن باطل است، و آن مدعی به خطا رفته است. این سخن پایین آوردن درجه­ ی پیامبر اکرم به درجه­ ی سایر مسلمین است و این یقیناً کفر است چرا که کسی که رتبه­ ی پیامبر را از آنچه هست پایین بیاورد، کافر است.[3]

پی­نوشت:
[1]. الدرر الکامنه، ابن حجر عسقلانی، چاپخانه دائره المعارف العثمانیه، حیدر آباد، هند، ج1 ص147
[2]. الصراع بین الاسلام و الوثنیه، القصیمی، المطبعه السلفیه، قاهره، مصر، ج1 ص178.
[3]. شفاء السقام...، سبکی، دارالفاق الجدیده، بیروت، لبنان، ص130.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.