آیا لعن یزید امری جایز است؟

  • 1392/08/17 - 19:10
وهابیونی که می گویند یزید توبه کرد باید توجه کنند که اگر یزید واقعا توبه کرده باشد باید در اعمال و رفتار او اثرات توبه نمایان باشد، در حالی که یزید بعد از واقعه عاشورا دو جنایت بزرگ دیگر انجام داد !

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_یکی از اعتقادات وهابیون این است که می گویند:
لعن یزید گناهی کبیره است و کسی اجازه ندارد یزید را لعن کند چرا که یزید فردی بزرگ بود و...

قال الغزالي و غيره و يحرم على الواعظ و غيره رواية مقتل الحسين و حكاياته و ما جرى بين الصحابة من التشاجر و التخاصم فإنه يهيج على بغض الصحابة و الطعن فيهم و هم أعلام الدين تلقى الأئمة الدين عنهم رواية و نحن تلقيناه من الأئمة دراية فالطاعن فيهم مطعون طاعن في نفسه و دينه .

غزالی و دیگران می گویند :
بر واعظ و غير واعظ حرام است كه روضه حسين (علیه السلام)  و سرگذشت او و جرياناتى را كه ميان اصحاب رخ داده مانند دشمنى آنان با يكديگر و پرخاش نمودن نسبت به هم براى مردم بخواند، زيرا چنين كارى باعث مى ‏شود شنوندگان این قضایا و مردم كينه اصحاب را كه پرچمداران دينند به دل بگيرند و زبان به انتقاد و بدگوئى آنها بگشايند .
ائمه دین از آنها روایات آموخته و ما نیز از ائمه دین درایت روایات را آموخته ایم .
پس هر کس از اصحاب بدگویی نماید (در حقیقت) بر خودش و دینش طعن زده است. (1)

یکی دیگر از دلائل وهابیون بر عدم لعن یزید این است که می گویند:
یزید از اعمال بدش توبه کرد ، به همین علت لعنش حرام است.

در پاسخ به این شبهه چند نکته را باید مورد توجه قرار داد :

نکته اول:
لعن امری قرآنی است ،خداوند هم در قرآن عده ای از مردم را لعن و نفرین می کند

1-كافرين:
فَلَعْنَةُ اللّهِ عَلَي الْكافِرِينَ‏ (بقره آیه 89) لعنت خدا بر كافران باد

2- ظالمين:
أَلا لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي الظّالِمِينَ‏ (هود آیه 18) لعنت خدا بر ظالمین

3-مفسدین:
يُفْسِدُونَ فِي الارْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ (رعد آیه 25) کسانی که در روى زمين فساد مى ‏نمايند، لعنت براى آنهاست‏

و...

نکته دوم:
اگر ثابت شد که یزید،کافر،ظالم و مفسد است پس طبق آیات بالا لعنش اشکالی ندارد
حال به طور خلاصه به چند قول درباره کفر و فساد یزید اشاره می کنیم

تفتازانی در شرح عقاید نسفیه چنین می گوید :
اتفقوا على جواز اللعن على من قتل الحسين أو أمر به أو أجازه أو رضى به قال والحق أن رضا يزيد بقتل الحسين و استبشاره بذلك و إهانته أهلي بيت رسول الله صلیالله علیه و سلم مما تواتر معناه و إن كان تفصيله آحادا قال فنحن لا نتوقف فيشأنه بل في كفره و إيمانه لعنة الله عليه وعلى أنصاره وأعوانه .

همه اين نظر را دارند که مي توان کساني را که حسين را کشته اند يا به اين کاردستور داده اند ، يا اجازه اين کار را داده اند ، يا به اين کار راضي شده اند را لعنت کرد و درست آن است که يزيد به قتل حسين عليه السلام راضي بود ؛ و شادي او از قتل حسين و اهانت کردن او به اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ازمطالبي است که به حد تواتر معنوي رسيده است؛ اگر چه تفاصيل آن به صورت خبر واحد نقل شده است ؛ بنابراين ما در مورد يزيد سکوت نمي کنيم ؛ بلکه حتي در کافر يا مومن بودن او شک نداريم ؛ لعنت خدا بر او و ياوران و همکارانش.(2)

از شواهد ديگرى كه بر كفر يزيد دلالت مى‏ كند، قصيده اى است كه ابن جوزى از وى نقل كرده است؛
یزید در این قصیده ضمن با مستی تمام به انکار معاد پرداخته و به معشوقه خود چنین می گوید :
اى عَليّه «نام يكى از معشوقه‏ هاى او بوده است» نزد من بيا و مرا شراب‏ بنوشان و نغمه بخوان چرا كه مرا با مناجات (خدا) دوستى و الفتى نيست. اى عَليّه داستان جد بزرگوارم ابوسفيان را براى من بخوان، آن هنگامى كه (براى جنگ با مسلمانان) به احُد رفته بود (و آن چنان در برابر محمّد صلى الله عليه و آله مقاومت كرد و از مسلمانان كشت) كه محمد عدّه‏ اى را گماشت كه بر كشتگان مسلمانان بگريند! اى عليّه، نزد من آى و به من مِى بنوشان، همان مِى كه تشنگان را خوش آيد و از انگورهاى شام باشد! اى عليّه، آنگاه كه ما به گذشته [در دوران جاهليت‏] وا پس مى‏ نگريم، شراب را پى در پى حلال مى‏ بينيم! اى ام احيّم « ام احيم كنيه همان عَلِيّه بوده است.» پس از مرگم، شوهر اختيار كن و آرزوى ملاقات مرا [در دنياى ديگر] در دل مدار؛ زيرا آنچه درباره قيامت و روز رستاخيز گفته ‏اند، سخنان تاريك و باطلى است ...!»(3)

علاوه بر اينكه يزيد در موارد متعدّدی علناً شرك و كفر خود را اظهار مى‏ دارد رفتار و كردار او نيز گواه اين مدّعاست.
يزيد بيش از سه سال حكومت كرده است.
او در سال اوّل حکومت خود ،خاندان امام حسين عليه السلام و آن حجت خدا را به فجیع ترین وضع ممکن به شهادت رساند.
در سال دوّم ، مردم شهر مدينة را قتل عام و اموال آنان را غارت نمود
و در سال سوّم كعبه (خانه خدا) را به منجنيق بسته و به آتش کشید ‏(4)

شبراوى چنین مى‏ گويد: علّامه، ابن حجر در شرح الهمزية گويد: فسق و فجور و بى ‏تقوايى يزيد به اندازه ‏اى رسيده بود كه نه تنها سر زدن آن زشتى ‏ها در نظرش زياد نمى‏ آمد. بلكه امام احمد بن حنبل به كفر او فتوا داده است. و این در حالی است که احمد بن حنبل از چنان علم و زهدى برخوردار است كه اگر رفتارى از يزيد سر نمى ‏زد و براى او ثابت نمى ‏شد، چنين قضاوتى نمى‏ كرد.(5)

نکته سوم:                
در قسمتی از سخنان غزالی آمده بود که"حرام است بر واعظ روضه امام حسین علیه السلام را بخواند، زيرا چنين كارى باعث مى ‏شود شنوندگان و مردم كينه اصحاب را كه پرچمداران دينند به دل بگيرند

نقدی بر این گفتار:
این گفتار غزالی،مخالف با نص صریح قرآن کریم است

چرا که قرآن می فرماید:
«لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ(سوره نساء، آیه 148)
خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بديهای (ديگران) را اظهار كند؛ مگر آن كس كه مورد ستم واقع شده باشد.
این آیه به صراحت می فرماید:کسی که به حقش تعدی شده است می تواند بدی را اظهار کند و حقش را مطالبه کند

حتی به اعتقاد کتب مورد تایید وهابیون، امام حسین علیه السلام کسی است که در حقش ظلم شده است،به همین علت انسان می تواند یزیدیان را رسوا کند.

سعدالدین تفتازانى مى‏ گوید:
و اما ما جرى بعدهم من الظلم على اهل بیت النبى (صلی الله علیه و آله) فمن الظهور بحیث لا مجال للاخفاء و من الشناعة بحیث لااشتباه على الآراءاذ تکاد تشهد به الجماد و العجماء و یبکى له من فى الارض و السماء و تنهد منه الجبال و تنشق الصخور و یبقى سوء عمله على کرّ الشهور و مر الدهور و لعنة اللّه على من باشر او رضى او سعى و العذاب الآخرة أشد و أبقى.

ظلم و ستمى را که بر اهل بیت پیامبر وارد کردند، به اندازه ‏اى روشن و آشکار است که هیچ نکته ابهامى را براى کسى باقی نمى‏ گذارد؛ بلکه تمام جمادات و حیوانات بر آن گواهى مى‏ دهند و هر کسى که در زمین و آسمان است بر آنها اشک مى ‏ریزد، کوهها متزلزل و صخره ‏ها متلاشى مى‏ شود و آثار زشت این اعمال همواره بر تارک تاریخ باقى خواهد ماند. خداوند کسانى را که این اعمال را به وجود آورده و یا به آن خشنود و در مقدمات آن همکارى داشته ‏اند لعنت کند. به یقین عذاب آخرت شدیدتر است. (6)

نکته چهارم:
وهابیونی که می گویند یزید توبه کرد باید توجه کنند که اگر یزید واقعا توبه کرده باشد باید در اعمال و رفتار او اثرات توبه نمایان باشد،در حالی که یزید بعد از واقعه عاشورا دو جنایت بزرگ دیگر مرتکب شد که این به معنای عدم توبه و پشیمانی وی از رفتارهای خویش است .

1- قتل عام مردم مدینه و مباح كردن آن سرزمین برای سپاهیان خود، به مدت سه روز و كشتن بسیاری از یاران پیامبر اكرم صلی‏ الله‏ علیه‏ و آله كه ساكن این شهر بودند كه این حادثه در تاریخ، به «واقعه حرّه» مشهور شده است.(7)

2- فرمان حمله به مكه كه سپاهیان او با منجنیق به این شهر حمله كردند؛ حرمت خانه كعبه را شكستند و آن را با آتش پرتاب شده از منجنیق ‏ها سوزاندند.(8)

با توجه به قتل و کشتار مردم بی گناه توسط یزید، باید گفت که قرآن در آیه ای است که می فرماید:

وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيما (نساء آیه 93)
و هر كس، فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است؛ در حالى كه جاودانه در آن مى‏ ماند؛ و خداوند بر او غضب مى‏ كند؛ و او را از رحمتش دور مى‏ سازد؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است.

با توجه به این آیه و قتل مردم بی گناه توسط یزید،نتیجه می گیریم که یکی از مصادیق این آیه یزید بن معاویه است و او فردی است که جایگاهش دوزخ است.

وانگهی اگر قرار باشد هر کس به امید اینکه در توبه باز است ، هر گناه و معصیتی که خواست مرتکب شده و در دنیا با خوشگذرانی و مستی و بی توجهی به فرامین و دستورات الهی ، حتی به قتل عام و اسارت خاندان اهل بیت رسالت و جسارت به آنها بپردازد ، و خون هزاران مسلمان بیگناه را مباح کرده و خانه خدا را به آتش بکشد و . . . و درنهایت نیز بگوید من پشیمان شده و توبه می کنم ، دیگر فلسفه آفرینش دوزخ توسط خدای متعال چه خواهد بود ؟
چرا که در این صورت فاسق ترین و جنایتکارترین انسانها پس از عمری فسق و جنایت ، توبه کرده و نجات می یابند !
بنابراین اولا چنین افرادی هرگز فرصت توبه و انابه را پیدا نخواهند کرد و ثانیا به فرض که توبه نمایند ، چنین توبه ای هیچگاه مورد پذیرش خداوند متعال واقع نخواهد شد ، چرا که حتی اگر خداوند متعال از حق خود هم بگذرد ، از حق خاندان رسالت و حقوق مسلمانان بیگناهی که در این میان ضایع گشته هرگز نخواهد گذشت .

----------------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

[1] الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، ج 2 ص 640
[2] شرح العقائد النَسَفیه ، ص 103
[3] تذكرة الخواص، سبط بن جوزى، ص 260
[4] مروج الذهب، ج 3، ص 80- 84
[5] الاتّحاف بحبّ الاشراف، ص 68
[6] شرح المقاصد، سعد الدین تفتازانى، ج 5، ص 311
[7] الكامل، ج ۲، ص ۵۹۳
[8] همان، ص ۶۰۲.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.