آنتونی رابینز کیست؟

  • 1395/11/24 - 15:49

رابینز می‌گوید که نباید تفکر منفی داشت و نباید عصبانی شد! مگر می‌شود نسبت به بعضی افراد بغض نداشت؟ عصبانی نبود؟ انسان در زندگی روزمره به اشخاصی بر می‌خورد که خوی حیوانیت دارند و هرلحظه سعی دارند که به اعتقادات، فکر، راه و زندگی ما ضرر بزنند. حال نباید نسبت به این‌ها با دید منفی نگاه کرد؟ البته شاید هدفی که رابینز و هم‌فکرانش دنبال می‌کنند یکی از اهداف استکبار باشد که انسان‌ها خوی حیوانیت آن‌ها را نبینند و با دید منفی به آن‌ها نگاه نکنند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ چند سالی است که کتاب‌های افرادی همچون دیپاک چوپرا، برایان تریسی، آنتونی رابینز، وین‌دایر و دیگر سخنرانان و نویسندگان انگیزشی در کشور ما با تیراژی بسیار بالا چاپ می‌شود. این اشخاص اگر چه خود را به عنوان رهبر فرقه‌ای خاص معرفی نمی‌کنند، اما تشکیلاتی که این‌ها از آن پیروی می‌کنند، ایده‌ها و گفته‌های زیادی در باب خودشناسی و رشد معنوی انسان دارد. وقتی در معنویتی که آنان ارائه می‌دهند تأمل می‌کنیم، متوجه اصول و یک سری مبانی می‌شویم: «نیروی درون که از آن به خدای درون یاد می‌شود یا ترویج قانون جذب، تجسم خلاق و...»!
بشر مدرن نیز در جامعه‌ای که اغلب مردم سرگشته‌اند، به دنبال کسب موفقیت با ساده‌ترین راه است. لذا به این سراب معنویت در لابه‌لای کتاب‌ها بر می‌خورد...
یکی از این افراد آنتونی رابینز، مدیر و مؤسس انستیتو بین المللی رابینز است. که به تحقیق درباره‌‌ی افزایش توانایی‌های فکری و جسمی انسان و تند خوانی و تربیت و... می‌پردازد. وی در 29 فوریه 1960 در خانواده‌ای نسبتا فقیر به دنیا آمد. به گفته‌ی وی در 29 سالگی ره صد ساله را در یک شب گذراند.
کتاب‌های بسیاری از او در کشور ایران به فارسی ترجمه و پخش شده است، از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به توان بی‌پایان و 11 جلد شاه کلید موفقیت (مدیریت احساسات، خودت را بشناس و...) اشاره کرد.
بررسی و نقد:
1. یکی از چیزهایی که در کتاب‌های آنتونی رابینز و دیگر مروجان اندیشه تفکر نوین دیده نمی‌شود، و از آن غفلت شده است، معنویت حقیقی و روی آوردن به خداوند یکتا است. خدایی که موجب آرامش روح و روان شده، و سلامتی عطاء می‌کند و... . جالب این‌جاست که این اشخاص، خلاف این اعتقاد را ترویج می‌دهند. آن‌ها مخاطب خود را به خدای درون و نیروی درون سوق می‌دهند. و در نهایت ترویج پلورالیسم دینی را نشر می‌دهند.[1]
2. دومین چیزی که در کتاب‌های این افراد خصوصا رابینز دیده می‌شود تفکر مثبت است. آن‌ها می‌گویند نباید تفکر منفی داشت، نباید عصبانی شد و ... . مگر می‌شود نسبت به بعضی افراد بغض نداشت؟ عصبانی نبود؟ انسان در زندگی روزمره به اشخاصی بر می‌خورد که خوی حیوانیت دارند و هرلحظه سعی دارند که به اعتقادات، فکر، راه و زندگی ما ضرر بزنند. حال نباید نسبت به این‌ها با دید منفی نگاه کرد؟ البته شاید هدفی که رابینز و هم‌فکرانش دنبال می‌کنند یکی از اهداف استکبار باشد که انسان‌ها خوی حیوانیت آن‌ها را نبینند و با دید منفی به آن‌ها نگاه نکنند. اساسا یکی از اعتقاد ما بغض نسبت به دشمنان خداوند متعال و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهلبیت (علیه‌السلام) است.[2]
3. از دیگر قوانین و اصولی که این‌گونه اشخاص از خود ارائه می‌دهند؛ دعوت به قانون موهومی به نام قانون جذب است. این قانون بیشتر ازاین‌که برای انسان بتواند کاری بکند و  به موفقیت برساند، شخص را به ورطه‌ی افسردگی، تنبلی و بیهودگی راهنمایی می‌کند.

پی‌نوشت:

[1]. توان بی پایان، آنتونی رابینز، نشر هامون، تهران، ص 24 و 86.
[2]. همان، ص 86.

تولیدی

دیدگاه‌ها

نویسنده این متن، مشکل مغزی دارد که باید به درمانگاه مراجعه کند !!!!!!!!!!! وگرنه چنین چیزی نمینوشت!

و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما. سلام آقای ناظمی. ادب از که آموختی. این مقاله در فضایی کاملا آزادانه، ارائه داده شده. و با منبع. اگه نقدی دارید بنویسید وگرنه اظهار فضل نکنید

عزیز شما من چندتا از مطالب این سایتو خوندم اول اینکه تفکر منفی و خشم خودش از این اقایی که دل پری ازش داری بیشتر به انسان ضرر میرسونه بعدشم ادمی که به خودش شک نداره و کسی قادر نیست به ایمان و باور هاش ضرری برسونه نیازی نداره که از کسی که به همه ضرر میرسونه عصبانی بشه یا راجبش منفی فکر کنه این باور شما یعنی مثلا پیغمبر خدا هم میدیده کسی ایمان انسانو نشونه گرفته میرفته میزده تو سرش ؟ یا مثلا با چوب و کتک زدن میخواسته ببرتش تو بهشت ؟ هاها نه عزیز من اونا با بدترین ادم هایی که تو خواب هم نمیبینی دست و پنجه نرم میکردن اما با تفکر مثبت و ایمان و امیدواری راه درست رو نشون ادم بدا میدادن بهشون نشون میدادن که بد بودن همه جا به درد نمیخوره اما خوب بودن همه جا به درد میخوره و فایده داره بدون زور و خشم با اراده و خواست خود طرف میفرستاده تو راه راست نه اینکه بهش بگه تفکر منفیتو از دست نده باعث میشه خلق و خو حیوانی ادمو نبینی :))))))))))))) این اخری که گفتی خداییش دیگه یکم بچه گونه بود : برای این میگن منفی فکر نکنید که منفی بودن خودشون اشکار نشه و مخفی بمونه ؟ نمیدونم چی بگم حالا اون کسایی هم که اینارو پشتیبانی میکنن والا از ایران بهترن ایران از مرید های شیطان هستش

من دوباره به شما آقای نیما پیشنهاد مییکنم مقاله رو با دقت بخونید. ضمنا کسی با چوب و چماق نرفت سراغ کسی. اینجا یکی دوتا نقد تفکر شده همین.

دوست عزیز شما از یک دید محدودی دارین این شخصو نقد میکنین و اگر کتاب های ایشون رو بخونین خیلی هم از خداوند و آفریدگار حرف زده شده منتهی از دین صحبت نکرده چون بخاطر تعصب الکی مردم چالش هایی به وجود میاد لطفا شما که اطلاعات کافی ندارین همچین شخص والایی رو که اسطوره تاریخ هست نقد نکنین

سلام. اسطوره تاریخ؟!! بزرگنمایی نکنید... احساس میکنم این حرف شما از روی احساس و تخیله تا واقعیت چون اگر اندک تاملی در کتب دیگر داشتید متوجه میشدید اکثر مباحث مطرح شده در کتب ایشون در کتب دیگر یافت میشه. ضمنا هرکسی که از خداوند صحبت به میان میآورد به نظر شما کارش درسته؟ الان بودا و بت پرست و... از خداوند صحبت به میان میآورد آیا راه و غایت آن‌ها درست است؟

دوست عزیز جون شما مسلمانی نمیتونی بگی که رابینز هم که شخصیت والایی هست و اتفاقا از خدا هم حرف می زنه که مستکبره.امید دادن به یه ناامید و دادن یک هدف و روش برنامه ریزی در یک سطح جامع خودش کم خدمتی به بشریت نیست لطفا شخصیت های بزرگ رو تخریب نکنید.

سلام مسعود. چونک صد آمد نود هم پیش ماست. اگر صحبت آنان فقط در دایره کشور های غربی و محل زندگی خودشان بود بله حرف شما درست است. و حال آن‌که در حال حاضر در جامعه ی ما همین تفکر القا میشود. وقتی که هر دوی ما اعتقاد داریم اسلام کامل است و هیچ چیز قابل مقایسه ای با آن وجود ندارد و کامل است. پس چه لزومی دارد که آن مکتب ها را در کشوری اسلامی ترویج دهند؟ ما با این مسئله مقابله می کنیم.

سلام درمورد نقدی که بر آقای رابینز و تفکرات امثال ایشان نوشتید باید مطالبی عرض کنم با توجه به اعتلای دین اسلام و مکتب پیشرو و پیشتاز تشیع دوست داشتم علما و دانشمندان و روشنفکران دینی کشورم در این شرایطی که بر جهان حاکم شده پیش قراول نهضت تفکری جدید بودند بهرحال پیشرفت علم در قرن حاضر آنقدر سرعت گرفته که میطلبد تفکر نوینی بر مبنای اصول دینی و الهی برای این بشر سر درگمی که از سرعت علم جا مانده تبیین شود و این مهم میبایست بر دوش علما و فرهیختگان اسلامی بعنوان کاملترین دین الهی قرار میگرفت . اما تا آنجا که پیگیر بوده ام از طریق سخنرانیها و همایشها و مطالعه کتب آقایان امثال رابینز و ... ایشان نه تنها انسانها را به خداوند که به رجوع به فطرت انسانی دعوت میکنند و بار ها و بارها در حین سخنرانی به نیایش و شکر پروردگار میپردازند . البته بعضی از قوانینی که مطرح میکنند با کمی تعمق در آیات قرآنی و روایات و احادیث میفهمید قوانینی است که اسلام نیز مطرح کرده منتها این آقایان نامهای جدیدی بر آنها نهاده اند و حتی افراد مختلفی از ایشان گاه نامهای گوناگونی بر یک اصل یا قانونی نهاده اند . تنها انتقادی که شاید بتوان نمود بر میگردد به دیدگاه مکاتب و آن جاییست که یکی اصالت رابه فرد انسان قائل میشود و دیگری شاید به جمع . بهر حال ما معتقدیم که پروردگار به عنوان خالق جهان هستی از حال بندگانش بهتر آگاه است و هم اوست که از روح خود در انسان دمیده و هموست که بعد از آفرینش انسان به خود تبریک گفته و هموست که امر فرمود بر این انسان سجده کنید و او را خلیفه خود در زمین نهاد .پس آیا همه اینها کافی نیست که به این اشرف مخلوقات خداوند یکتا بپردازیم. غافل مانده ایم و روشنفکران مدرن غرب با اتکا به مکاتب انسانی و البته تعالیم مسیح (ع) پیشتاز شده اند . وقتی آب جاری شد به سمت خشکی میرود . ترویج و تکثیر این سبک تفکر نوین در کشور نیز بخاطر احتیاج جامعه به این گونه مطالب است با همه نکات و اشکالات ریزی که تنها علما می توانند با غور در تعالیم ناب اسلامی آنها را روشن کنند. بقولی شاید تفاوت بین قول آنان با آنچه اسلام میفرماید بقدر یک تار مو باشد. امید که هرچه زودتر دانشمندان و علمای اسلام متوجه این خلا فکری جامعه بشوند . توصیه من به همه دوستان هم اینست که تا آنزمان ، در کنار مطالعه کتب امثال آقای رابینز ، برایان تریسی،جیم ران،جو ویتالی ووو حتما در ترجمه و تفاسیر قرآن و روایات معتبر مربوط هم دقت نظر بفرمایند . امیدوارم با این کلام قاصرم تا حدودی حق مطلب را ادا کرده باشم. و من الله التوفیق رب زدنی علما

سلام کمال. اساسا تفاوت انسان غربی با انسان شرقی نه تنها مو نیست بلکه زمین تا آسمان است چه برسد به انسان غربی نسبت به انسان مسلمان... انسان غربی تفکر او بر علم و تجربه است ولی انسان شرقی تفکر او بر ماوراء الطبیعة است. یعنی به متافیزیک بها میدهد مطلقا. حال انسان مسلمان مابین این دوست تفکر او بر علم و محسوسات و متافیزیک و ماوراءالطبیعه است و در پی رابطه بین این دو..... یعنی انسان غربی چون در پی نفس خود است و پر کردن خلا وجودی (فطری معنوی) خود است در نتیجه به معنویت بدون خدا یا معنویت با خدای محدود سوق پیدا می‌کند. اما انسان مسلمان علاوه بر دنبال بودن جواب به معنویت خواهی نفس خود دنبال خدا قادر متعال و رابطه بین این دوست و این است که ارزشمند است.... بله کم کاری هایی صورت گرفته است و دین ما نیاز به بروز رسانی دارد یعنی باید مناسب حال مخاطب شود. ولی اینجور نیست که اصلا کاری نشده است. اساسا انقلاب اسلامی خود یک نوع بیرون آوردن دین حق از مهجوریت و ارسال آن به تمام جهان است گرچه دست هایی سرعت آن را بسیار کند کرده اند.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.