عرفانهای نوظهور
احمدالحسن مدعی است که او تنها کسی است که دعوت به حاکمیت خدا میکند و اینرا نشانهایی بر حقانیت خود میپندارد، اما با بررسی در این ادعا واضح میشود که نه تنهااین ادعا نمیتواند دلیل بر حقانیت باشد، بلکه احمدالحسن و اتباعش در چندین جا بر خلاف این مدعا رفتار کردهاند.
مدعیان انرژی درمانی میکوشند با تفسیر و تأویل مباحث علمی درباره انرژی موجودات زنده، به اثبات ادعاهای خود بپردازند، اما استفاده روشمند از تئوریهای علمی برای اثبات ادعاهای انرژی درمانگران بسیار دشوار است.
گزارشهای تجربه نزدیک به مرگ ترکیبی از خیالات و حقایق است؛ بنابراین به همۀ آنچه در این تجربهها دریافت شده، نمیتوان اعتماد کرد و باید با معیارهای روشن و قطعی به ارزیابی آنها پرداخت.
طبق آرای فلاسفهای چون ابن سینا، شرور فقط به عالم طبیعت اختصاص دارد و این اقتضای ذاتی آن است؛ بنابراین در عوالم بالاتر هیچ تضاد و اصطکاکی نمیتوان یافت؛ چون هیچ حرکت و تکاملی نیست، اما بر اساس تعالیم مکتبهایی مثل هندو، شرور، ساحت عالم عُلوی را نیز در بر گرفته و موطن آن نه عالم ناسوت که خود واجبالوجود است.
پیروان فرقه انحرافی احمداسماعیل به هر بهانهی بی دلیلی چنگ میزنند تا چهرهی علمای شیعه را تخریب کنند، و تا جایی پیش رفتهاند که حتی اشتباه در درست فهمیدن اسم یک شخص را دلیلی بر دروغگو بودن میخوانند.
احمد الحسن (مدعی یمانی) ادعا کرده که مراد از حدیث خدا را با خدا بشناسید یعنی خدا را با امام زمان (علیهالسلام) بشناسید گرچه راه شناخت خداوند متعال از طریق اهل بیت (علیهمالسلام) است ولی این معنا خلاف نص صریح روایت است و با کلمات روایت همخوانی ندارد
حضرت ابراهیم (علیهالسلام) برخلاف زعم احمد الحسن، نسبت ربوبیت که به ستاره، ماه وآفتاب دادند از باب احتجاج بر مشرکین بوده و از باب اعتقاد نبوده و در عالم دنیا صورت گرفته و آنچه که در عالم آخرت اتفاق افتاده دقیقا برخلاف آنچه که احمد الحسن نقل کرده است.
واقعا جای تعجب است از کسانی که به حرفهای اشو باور دارند. چرا از خود نمیپرسند طبق منظور اشو، نباید به چیزی باور داشت، ما چرا حرفهای او را باور میکنیم؟ اصلا او چرا به حرفهای خود باور دارد؟ اینها سؤالاتی است که باید پرسید!
پیروان احمد اسماعیل گاطع با استناد به روایت موسوم به وصیت، مدعی امامت احمد اسماعیل گاطع شدهاند در حالی که این روایت اولا) قطعی الصدور نیست ثانیا) قطعی الدلاله نیست و کلی روایت معارض دارد پس نمیتوان به این روایت استدلال کرد.
اکنکار یکی از مکاتب معنوی کاملاً جدید است که در ایالاتمتحده آمریکا پدید آمد. اکنکار عرفان نوپدیدی است که براثر یک تجربه عرفانی توسط پال توئیچل پدید آمد. پال توئیچل در اوائل قرن بیستم در کنتاکی آمریکا متولد شد. پال در مقطعی که مقرر بود زندگیاش متحول شود بهعنوان جویندهای جوان به گروهی از اساتید معنویت باستان پیوست.
یکی از آموزههای کاذب که وارد کشور ما شده است، پاکسازی کوانتومی است. این آموزه که در حقیقت همان بیانی دیگر از قانون جذب است، اشکالات زیادی دارد. پلورالیسم دینی، مذهب اشتراکی و تنبلی از عوارض این نوع آموزههاست.
باید گفت برخی از شرکت کنندگان در این کلاسها، نه به دلیل درستیِ پاکسازی کوانتومی، بلکه بدلیل «تلقین»، گشایشهای موقت در زندگیشان ایجاد میشود؛ مثلا استرس و تنشهایشان کم میشود. اما سخن در این است که چنین خوشبیینی، هیچگاه به وعده سخنرانان قانون جذب و پاکسازی کوانتومی که قولِ سرازیر شدنِ پول و ثروت و فراوانی و راحتی و سلامتی به زندگی دیگران است، ختم نمیشود.
در طول تاریخ که نگاهی میاندازیم از زمان حضور معصوم تا حال فقهای بسیاری بودند که مردم به آنها رجوع میکردند. حسنبنمحبوب، محمدبنابینصربزنطی، حسین بنسعید، فضلبنشاذان، یونسبنعبدالرحمن. و از اصحاب کتب فتاوی: علیبنبابویه؛ ابوعلیبنجنید، حسنبنابیعقیلعمانی، شیخ مفید، سیدمرتضی علم الهدی، و شیخ طوسی (رحمةاللهعلیهم).
چیستی انرژی ذهن و محدودهی عمل آن همیشه برای محققان حوزه مطالعات معنوی سؤال بوده است و به جرئت میتوان گفت از مهمترین چالش پژوهشگران حوزهی عرفانهای کاذب در مقابله با شبهجنبشهای معنوی مسأله انرژی ذهن و محدودهی عملکرد آن است.