افزودن نظر جدید

یقین نوعی به اطمینان درونی رسیدن هست؛ اما این علمای اهل فن راضی نخواهند شد که باورمندان اهل ایمان(مؤمنین) و یا مسلمین در معنای صریح و روشن آیه، آنطور که بیان می‌کند؛ درک و برداشت نمایند؛ آنان یک تفسیری بلاخره خلاف رأی و نظر همگان و خلاف معنای صریح آیه از خود بیان خواهند کرد؛ که گویی نعوذبالله آنان میرزا باشی هایی هستند که کاستی و ایرادات خداوند را برطرف می‌سازند و منظور پروردگار از را طبق میل و خواست خود بیان می‌کنند؛ که مبادا انسان معتقد، آنان را بعنوان عنصر واسطه حذف نماید و خود در بیانات صریح قرآنی درک و فهم نماید؛ متشابهات را به عهده ایشان بگذارد؛ وقتی که مولانا جلال الدین بلخی معتقد هست تا بدانجا که مومن یا بنده خدا به یقین برسد انجام مناسک و عبادت در شکل و فرم و چارچوبی خاص واجب هست؛ پس از حصول آن لازم نمی‌داند؛ پس یعنی همین است و هر عالمی و مرجعی اگر خلاف بیان مولانا را بیان کند؛ از نظر من مردود و غیر قابل اطمینان میباشد؛ مولانا جلال الدین به بالاترین مرتبه سیر و سلوک و معرفت رسیده بود که پس ایشان کسی به مرتبه و سطح ایشان نبوده و نرسیده که نام ایشان پس از قرنها بسیار برجسته و ماندگار هست؛ بقول عامیانه یعنی هنوز رکورد ایشان را کسی نزده؛
CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.