فیلم و کلیپ
یکی از اصول عرفان کیهانی یا حلقه، جواز عدم اعتقاد به هیچ دین و مکتبی است، یعنی فرد صرف نظر از هرگونه اعتقاد حتی عدم اعتقاد و ایمان به خدای واحد می تواند از شبکه شعور الهی استفاده کند. به راستی مذهب طاهری چیست؟ شیعه یا مذهب اشتراکی؟ آیا می توان گفت طاهری شیعه ائمه اطهار(علیهمالسلام) می باشد؟
یکی از تهدیدهایی که در سالهای اخیر بر علیه فرهنگ دینی بروز و ظهور پیدا کرده است، جریانهای معنوی نوظهور است.
مکتبها و جریان های متعدد معنوی که در شرق و غرب جهان به وجود آمدهاند، عرفانهای سکولاری هستند که در آنها، هیچ خبری از آموزههای معنویت و عرفان اصیل نیست.
در یکی از منابع مربوط به قانون جذب چنین آمده است: «به نمادهایی از ثروت، مثل اسکناس، چک و تصاویر شمشهای طلا خیره شوید و با آنها معاشقه کنید؛ و بگویید که ای اسکناسها شما را کرور کرور بدست خواهم آورد؛ من عاشق شما هستم... .»[1]
ده ها امام زمان، نبی، خدا در زندان های سراسر کشور وجود دارد. این افراد که بیشتر اختلال روانی دارند و این ادعاها را می کنند بدون این که استدلالی برای خود داشته باشند.
در طول تاریخ افراد زیادی ادعاهایی از جمله، مهدویت، نیابت امام زمان (عج) و یمانیت داشته اند که علما و فقهای تشیع در مقابل آنها موضع گرفته اند. این ایستادگی عالمان دینی در مقابل دروغگویان باعث شد تا اسلام به دست نسل های بعدی رسیده و زنده بماند.
جناب آقای طاهری شما در کلاس عرفانتان دهها شبهه مطرح کردهاید که با هیچ یک از مبانی دین سازگار نیست، جناب آقای طاهری، و یا مسترهای محترم حلقه، ما بیصبرانه منتظر پاسخهای شما هستیم.
یوگا در اصل یک مکتب عرفانی بوده که هندوها از طریق عمل به آموزه های آن، به عرفان عملی خود می پرداختند. حدود صدوپنجاه یا نهایتاً دویست سال است که مباحث جسمی و پرداختن به سلامت جسم در یوگا مطرح شده است.
یکی از سوالاتی که بسیاری در ذهن خود دارند اینکه، آیا یوگا همان ورزشی است که در بین توده مردم و افراد کوچه و بازاری معروف است؟ یا اینکه، یوگا چیزی فراتر از یک ورزش بوده و اساساً مکتبی است که ادعای معنوی و عرفانی دارد.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ آقای دکتر غنيمان از اساتيد دانشگاه مدينه و رياض، میگويد: «وهابيون يقين پيدا كردهاند، كه تنها مذهبی که در آيندهی بسيار نزديك، همهی أهل سنت و وهابيت را به طرف خودش جذب میکند، مذهب شيعهی دوازده امامی است.»[1]
اشکال گرفتن از قرآن کریم و اسلام رویهای رایج بین جریان تبشیری و کشیشان است. یکی از مهم ترین مشکلات بحث محبت خدا در اسلام و مسیحیت است و مدعی اند که خدایی که اسلام معرفی می کند خدایی که است بدون محبت و فقط خشونت سر می زند.
احمدالحسن میگوید: تنها حاکميت خداوند مورد قبول است و همه بايد از حاکميت خداوند تبعيت کنند و دموکراسی مورد قبول نیست. [حاکمیت خداوند نه حاکمیت مردم، ص 24] در چندين مورد احمدالحسن و اتباعش بر خلاف قول خود یعنی حاکميت الله عمل کرده و مهر رسوايی بر مکتب خود زدهاند؛
وهابیت: انتقاد از مبانی فکری ابن تیمیه (نظریه پرداز) وهابیت، ممنوع!