سوابق خلیفه سوم، پس از اسلام
سومین خلیفه مسلمانان، یعنی عثمان بن عفان، بعد از مرگ عمر بن خطاب، توسط شورایی که به دستور او تشکیل شد، با قبول سه پیشنهاد عبدالرحمان بن عوف، مبنی بر اینکه به کتاب خدا و سنت پیامبر و روش دو خلیفه قبلی عمل کند، خلیفه مسلمین گردید؛ این خلیفه نیز مانند دو خلیفه قبلی، هیچ امتیاز و ویژگی خاصی نداشت و تنها ویژگی او صحابی بودن است. اگر در کتب فریقین، نگاهی گذرا داشته باشیم، تخلفاتی که در جای جای کتب از او یادآوری شده، خود گویای این مطلب خواهد بود. تنها لقبی که از طرف عالمان اهل سنت به آن موصوف شده، ذوالنورین، است که فضیلتی را ثابت نمیکند، که همان نیز محل اشکال است.
او و افرادی مانند سعید بن زید، و طلحه در جنگ بدر شرکت نداشتند.[1] گریختن او از جنگ احد،[2] از تخلفات دیگر اوست، چرا که عبدالرحمان بن عوف در زمان خلافت عثمان برایش پیغام داد که به او بگویید من نه از حضور در جنگ بدر سرباز زدم و نه از صحنهی جنگ احد گریختم.[3] بعد از فتح مکه، پیامبر دستور داد که چند تن از افرادی که با خدا و رسولش سر جنگ داشتند و محارب بودند کشته شوند، از جمله عبدالله بن ابیسرح که عثمان نه تنها این شخص را نکشت، بلکه او را در خانهی خود پنهان کرد و بعدها برای او درخواست امان داد...[4]
عثمان چگونه ذوالنورین است؟! در حالیکه همسرش، رقیه، دختر پیامبر خدا، از همسران دیگرش را به قتل رسانید. انس بن مالک نقل کرده که پس از رحلت رقیه، در اثر کتکها و ضرباتی که از شوهرش عثمان بر او وارد گردید، پیامبر خدا پنج مرتبه عثمان را لعنت کرد و فرمود: هر کس دیشب با کنیزش همبستر شده، همراه ما نیاید، ... گروهی برگشتند و عثمان هم به بهانهی دل درد بازگشت.[5] اولین کسیکه از مردم عادی، بدن پیامبر را دید، ولی رحلتش را انکار کرد، عثمان بود.[6] او در زمان خلافتش افراد سرشناس از صحابه پیامبر، مثل ابوذر غفاری را به جرم اعتراض به اعمال خلاف شرع او، به صحرای ربذه تبعید کرد و سبب مرگ او شد.[7] عبدالله بن مسعود را در مسجد، توسط خادم و غلامش مورد ضرب و شتم قرار داد و پهلوی او را شکست که سبب مرگ او شد.[8] او با لگد بر شکم عمار یاسر زد -که معترض اعمال خلاف شرع او بود- و او را به سختی مجروح کرد.[9]
در نتیجه این کارهای او، نشانگر جسارت اوست به عنوان خلیفه مسلمین، در حالیکه هیچ فضیلتی نداشت.
پینوشت:
[1]. شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی، دار ابن کثیر، بیروت، لبنان، ج1 ص246.
[2]. تاریخ ابن الوردی، ابن الوردی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص111.
[3]. تاریخ المدینه المنوره، ابن شبه، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج3 ص1033.
[4]. تاریخ ابی الفداء، ابوالفداء، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص206. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[5]. الصراط المستقیم، نباطی بیاضی، مکتبه المرتضویه، تهران، ایران، ج3 ص34 باب 12.
[6]. العثمانیه، جاحظ، دار الجیل، بیروت، لبنان، ص79. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. تاریخ ابی الفداء، ابوالفداء، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص333. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[8]. تاریخ یعقوبی، یعقوبی، دار صادر، بیروت، لبنان، ج2 ص170.
[9]. الامامه و السیاسه، ابن قتیبه دینوری، شرکت حلبی، قاهره، مصر، ج2 ص33.

افزودن نظر جدید