دلایل قرآنی و روایی، و انکار رحلت پیامبر توسط خلیفه
در قرآن آیات فراوانی وجود دارد که خداوند صراحتاً تمام موجودات را نیست و فانی برشمرده است و این یک قانون کلی برای تمام مخلوقات عالم (جمادات، نباتات، موجودات جاندار و...) است. اما آنچه که حائز اهمیت است این است که این مرگ استثناء بردار نیست، چرا که بهترین مخلوقات خداوند که پیامبران الهی باشند، بهویژه وجود نازنین رسول اکرم هم باید طعم مرگ را بچشد.
خداوند در سورهی آل عمران میفرماید: «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ...[آل عمران/185] هر نفسی باید شربت مرگ را بچشد.» و در سورهی زمر میفرماید: «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ.[زمر/5] تو میمیری و آنان نیز میمیرند.» و نیز در آیه دیگری صراحتاً از مرگ پیامبر سخن به میان میآورد و میفرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ.[آل عمران/144] و محمد نیست مگر پیامبری (از سوی خدا) که قبل از او نیز پیامبرانی بودهاند؛ آیا اگر او وفات کند یا کشته شود به جاهلیت باز میگردید؟» و یا این آیه شریفه که میفرماید: «تِلكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدونَ عُلُوًّا فِي الأَرضِ وَلا فَسادًا ۚ وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ.[قصص/83] آن سرای آخرت را برای کسانی قرار دادهایم که سرکشی و فساد در زمین نمیکنند و عاقبت نیکو خاص تقوا پیشگان است.»
روایاتی نیز وجود دارد که شخص پیامبر از نزدیک بودن وفات خود سخن میگوید ازجمله:
رسول خدا بر منبر مسجد نشستند تا با اهل دین و دنیا وداع کنند، در حالیکه میفرمود: آگاه باشید هر کس از سوی محمد بر او ستمی شده است، برخیزد و هم اکنون قصاص کند،[1] و در حجه الوداع در برابر مسلمین فرمود: جبرئیل هر سال یکبار قرآن را بر من عرضه میداشت و امسال دوبار آن را بر من عرضه کرد، جز این نیست که مرگ و اجل من فرارسیده است.[2] و در روایتی از عباس، عموی پیامبر، نقل شده که در خواب دید که ماه از زمین به آسمان برده شد؛ رسول خدا به او فرمود آن ماهی که در خواب دیدی، -برادر زادهات- است، یعنی خود پیامبر. عباس گفت فهمیدم که رسول خدا زیاد در بین ما باقی نمیماند و رحلت خواهد کرد.[3]
در جریان غدیرخم هم، در برابر مسلمانان طی خطبهای اعلام فرمود که: «یا ایها الناس، انّی اوشک او ادعی فاجیب، و انّی مسئولون و انتم مسئولون، فماذا انتم قائلون.[4] ای مردم! نزدیک است دعوت حق را لبیک گفته و آن را اجابت کنم، من مسئولم و شما نیز مسئولید؛ حالا چه میگویید؟ در هنگام بیماری منجر به رحلتش به فاطمه (سلاماللهعلیها) وفات خود را خبر داده بود.[5] عبدالله بن مسعود میگوید: حبیب ما، رسول خدا، خبر وفات خود را یکماه پیش از وفاتش به ما داده بود و موقع فراق که نزدیک شد، ما را در خانهی عایشه جمع کرد...[6] رسول خدا یکماه قبل از رحلتش، آن را خبر داده بود.[7]
با این همه آیات از مرگ مخلوقات و روایات نبوی، مسلمانان مدینه از نزدیک بودن رحلت پیامبر اسلام آگاه بودند؛ حال چرا عمر بن خطاب و دیگران، وفات پیامبر اکرم را انکار میکردند؟ ابن ابیالحدید مینویسد: «جز این نیست که عمر بن خطاب به دنبال زمان بیشتری بود تا افرادی مثل ابوبکر که در زمان رحلت پیامبر اکرم در مدینه حضور نداشت، خود را به مدینه برساند و اگر عمر نبود ابوبکر به خلافت نمیرسید.»[8] ... تا نقشههای شوم خودشان را که ازقبل طراحی کرده بودند به اجرا درآورند؛ لذا یقیناً عمر بن خطاب و دیگران میدانستند که پیامبر هم خواهد مرد؛ پس مترصد فرصت بودند و آن اعتراضات شدید او در کنار بدن پیامبر بیجهت نبود.
پینوشت:
[1]. تاریخ طبری، طبری، انتشارات اساطیر، تهران، ایران، ج2 ص433-434. حوادث سال 11. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. طبقات الکبری، ابن سعد، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص194. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. همان، ج2 ص193.
[4]. سنن ترمذی، ترمذی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ج5 ص591.
[5]. صحیح بخاری، بخاری، وزاره الاوقاف المجلس الاعلی للشئون الاسلامیه، قاهره، مصر، باب مناقب فاطمه، ج5 ص65.
[6]. تاریخ طبری، طبری، انتشارات اساطیر، تهران، ایران، ج2 ص435. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[7]. لسان المیزان، عسقلانی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ج1 ص456.
[8]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج1 ص174.
فصلنامه مجله فرهنگ کوثر، موسسه نشر زائر، قم، ایران، شماره 39 خرداد1379ش.

افزودن نظر جدید