تلاش قوم یهود برای کشتن پیامبر اسلام

  • 1399/04/22 - 19:28
قوم یهود در طول تاریخ، به عملیات ترور و قتل صالحان و نیکان اهتمام داشته و اهمیت زیادی می‌دادند؛ آن‌ها در طول تاریخ، پیامبران و اوصیای آنان را با دسیسه‌ها و حیله‌های متعددی به قتل رساندند؛ پیامبر اسلام فرمودند: هیچ یهودی با مسلمان تنها نشد، مگر آن‌که می‌خواست مسلمان را بکشد.

قوم یهود در طول تاریخ، به عملیات ترور و قتل صالحان و نیکان اهتمام داشته و اهمیت زیادی می‌دادند؛ آن‌ها در طول تاریخ، پیامبران و اوصیای آنان را با دسیسه‌ها و حیله‌های متعددی به قتل رساندند، تا آن‌جا که پیامبر خودشان، حضرت موسی (علیه‌السلام) را نیز متهم کردند که برادرش هارون را با سمّ کشته است.[1] از طرف دیگر هم پیامبر اسلام فرمودند: هیچ یهودی با مسلمان تنها نشد، مگر آن‌که می‌خواست مسلمان را بکشد.[2] لذا قوم یهود، از زمان تولد پیامبر اسلام درصدد این بودند که به هر نحوی پیامبر اسلام را به قتل برسانند، که نزدیکان پیامبر اکرم مثل وجود مبارک جدّش، عبدالمطلب و بعد از او ابوطالب، عموی بزرگوارش هم‌چون سدّی آهنین، مانع از این می‌شدند تا آسیبیی به پیامبر اکرم برسد.
مثلاً آن زمانی که به شام برای تجارت رفتند، راهب مسیحی به نام بحیرا، به ابوطالب گفته بود که هر چه زودتر برادرزاده‌ات را به مکه بازگردان، چرا که بیم آن وجود دارد که قوم یهود متوجه او شوند و بر علیه محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شرّ و فتنه‌ای برپا کنند، چرا که او دارای شأن و مقام بسیار بزرگی است و آن‌چه را که من در توصیف این برادرزاده‌ات دیدم، دیگران از قوم یهود هم دیده‌اند.
در حکایتی آمده است که افرادی از اهل کتاب به نام‌های (زریر، تمام، دریس) آن‌چه را که بحیراء، راهب مسیحی، دیده بود را در وجود پیامبر اکرم در دوران طفولیت حضرت، دیده بودند و مترصد فرصتی بودند که بحیرا مانع آن می‌شد و آن‌چه از صفات و نام او در کتاب الهی خودشان آمده بود را برای ایشان گوشزد می‌کرد و به آنان گفته بود که اگر با هم اتفاق هم بکنید تا به محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آسیبی برسانید، به خواسته‌ی خود درباره‌ی این کودک نخواهید رسید؛ بحیرا پیوسته این مطلب را تکرار می‌کرد، تا آن‌که آن سه نفر به گفته‌های او باور کردند و از صدمه زدن او منصرف شدند.[3]
انسان از شنیدن این همه تلاش برای کشتن رسول خدا به دهشت و تعجب می‌افتد و چه زیبا سروده، شاعر عرب که گفته:
«ارید حیاته و یرید قتلی                         عذیرک من خلیلک من مراد[4]
من زندگی او را می‌خواهم، در حالی‌که او قتل مرا می‌جوید؛ ... چه کسی از قبیله‌ی مراد عذر خواه تو و دوست توست؟»

پی‌نوشت:

[1]. سیره حلبیه، حلبی شافعی، دارالمعرفه، بیروت، لبنان، ج2 ص187. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. البیان و التبیین، جاحظ، دار و مکتبه الهلال، بیروت، لبنان، ص231. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. سیره النبویه، ابن هشام، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج1 ص194. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[4]. مناقب، ابن شهر آشوب، نشر علامه، قم، ایران، ج3 ص308.
بحار الانوار، علامه مجلسی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج42 ص236 ح 45.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.