ماهیت مکتب افراطگرایان اسلامی، وهابی یا سلفی؟

  • 1398/12/11 - 18:36
وهابیان با این‌که مدیون «محمد بن عبدالوهاب» هستند، اما دوست ندارند وهابی نامیده شوند، و خود را سلفی می‌نامند و بر این نام اصرار و پافشاری می‌کنند؛ او تفکرات ابن‌تیمیه را در قرن 12 احیا کرد، و از بوته نظر به عمل تبدیل کرد، البته با خشونت و شدت بیشتر.

وهابیان خود را از شاخه‌ی اصلی و محور تفکر سلفی می‌دانند، جریانی که در دوره‌ی معاصر، با محوریت دیدگاه‌ها و تفکرات ابن تیمیه در خاورمیانه ترویج می‌شود. اینان بر این باورند که جامعه اسلامی در مرحله‌ی اول با پایبندی به عقاید سلف باید مجد و عظمت خود را به‌دست آورد و در مراحل بعدی تمام اراضی و بلاد غیر اسلامی -ادیان دیگر الهی در هر نقطه از جهان- باید تحت لواء و پرچم توحیدی قرار گیرند. لذا سلفیان وهابی با انتشار عقاید خشک و افراطی خود در کشورهای اسلامی، فتنه‌ها، اختلافات و درگیری‌های میان مسلمان را مدیریت کرده و با هر حرکت اصلاحی، وحدت میان فرق و مذاهب اسلامی را باطل دانسته و سرستیز و جنگ دارند. آنان اعتقادات و باورهای مسلمین را علاوه بر سخره گرفتن، به راحتی حکم تکفیر و شرک، فسق و قتل همگان را صادر می‌کنند و مانند آب خوردن، ریختن خون مسلمین را جایز و مباح می‌دانند.
وهابیان با این‌که مدیون بنیان‌گذار خود -محمد بن عبدالوهاب- هستند، اما ضمن دوری از وهابی نامیده شدن، خود را سلفی قلمداد می‌کنند و بر آن اصرار و پافشاری می‌کنند.[1] چرا که تنها خود را پایبند به ظواهر قرآن و سنت می‌دانند و از هرگونه اجتهاد جدیدی که با فتوا صادر کرده و به نوعی در اصطلاح، بدعت در آن باشد استقبال می‌کنند. در نتیجه این جریان سلفی نص گرا که همان پیروان محمد بن عبدالوهاب هستند که به سلفی وهابی مشهورند. اندیشمند اهل سنت -محمد ابوزهره- در کتاب خود می‌نویسد: «در قرن دوازدهم هجری در شبه جزیره عربستان، محمد بن عبدالوهاب این تفکرات -اعتقادهای سلف و ابن تیمیه- را احیاء کرد که وهابیان همچنان تا امروز منادی این افکارند و مردم را به مذهب سلف فرا می‌خوانند.[2]
و یا اندیشمند دیگر اهل سنت یعنی -رمضان البوطی- در کتاب خود می‌نویسد: «سلفیه پدیده‌ای نوخاسته و نسبتاً نوپایی است که انحصار طلبانه مدعی مسلمانی است و همه را جز خودشان کافر می‌شمارند. فرقه‌ای خود خوانده که با به تن کشیدن جامه انتساب به سلف صالح و با طرح ادعای وحدت در فضای بی‌مذهبی، با اصل بنیان وحدت مخالفند. سلفیه یعنی همان بستر وهابیت که مدعی است هیچ مذهبی وجود ندارد و باید به عصر سلف یعنی دوران صحابه، تابعین و تابعین تابعین بازگشت و از تمام دستاوردهای مذاهب که حاصل قرن‌ها تلاش و جستجو و تحقیق عالمان مذاهب بوده و... و پاسخگوی نیازهای هر عصری را تامین کرده، چشم پوشی کرده و اسلام بلامذهب را اختیار کرد.»[3]
در نتیجه با این نوع دیدگاه، خود را به فهم عالمان گذشته و حال مانند احمد بن حنبل و ابن تیمیه و ابن قیم و محمد بن عبدالوهاب و ... محدود نمی‌کنند، بلکه مستقیماً سلفی از زمان صحابه و ... می‌دانند تا وهابی این دو سده‌ی اخیر.

پی‌نوشت:

[1]. السلفیه الوهابیه افکارها الاساسیه...، حسن بن علی السقاف، دار النووی، اردن، (1423ق)، ص19-20. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[2]. تاریخ المذاهب الاسلامیه، ابوزهره، دارالفکر، بیروت، لبنان، ص211. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.
[3]. السلفیه مرحله زمنیه مبارکه لامذهب اسلامی، رمضان البوطی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ص23. (به نقل از «‌پيشينه تاريخي و تحولات مكتب سلفی»‌، علی جنتی، معاونت پژوهش‌ها سياست خارجی، مركز تحقيقات استراتژيك‌، شماره 405، بهمن1390.)

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.