گئوش اوروان و زرتشت ، نمادی از فلسفه ی مزدیسنا

  • 1392/04/29 - 00:13
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در گاتها ، گئوش اوروان به معنی روان گاو ، یکی از اصلی ترین موضوعات عقیدتی و فلسفی است. آن چنان که زرتشت ، همه ی نیکی ها و حتی اهورامزدا را واسطه قرار می دهد تا به گئوش اوروان برسد .

متون مقدس آمادگی شدیدی برای تحریف و دلبخواه‌ سازی دارند. برای جلوگیری از این کار لازم است تا پژوهشگران، تعصبات و مخصوصاً احساسات ناسیونالیستی را کنار بگذارند و در راه ترجمه ی متون دینی و باستانی، حقیقت را در نظر بگیرند. متأسفانه گاتها با انگیزه های خاصی توسط تعدادی معدود از اوستاپژوهان زرتشتی و یا باستان گرایان به صورتی رنگ و لعاب داده شده ترجمه گردیده است و در این میان بسیاری از نقاط غیرقابل دفاع گاتها، توسط این افراد با دگرگونی در برگردان مواجه گردید. یکی از این موارد « گئوش اوروان » است. در ادامه این مسئله بر اساس سخنان زرتشت و شاگردانش و همچنین بر اساس نظریات اوستاشناسان و پژوهشگران این عرصه به صورتی دقیق بررسی می گردد.

گئو ، گئوش ( در زند و پازند : گوش ) ؛ استاد پورداود بزرگترین اوستاشناس تاریخ ایران گفتند که گئوش به معنی گاو است. در متن اوستا گئوش اوروان ( در پهلوی : گوشوروَن ) روز چهاردهم از هر ماه سپرده به نگهبانی این فرشته است. یشت نهم اوستا که به درواسپ یشت موسوم است ، مختص به او است. گئوش اوروان از گاو مشتق است، این واژه در اصطلاح یعنی روح نخستین آفریده. چون بنا بر متن اوستا، گاو نخستین آفریده اهورامزدا است. درواسپ ( در لغت یعنی اسب سالم ) نیز در اصطلاح همان روح نخستین جاندار است، یعنی اسب پس از گاو. به قول بندهشن اول چیزی که اهورامزدا در میان مخلوقات جاندار بیافرید گاو بوده است. وقتی گاو، جاندار نخستین در اثر تلاش اهریمن مرد، از بدن وی پنجاه و پنج نوع حبوبات و دوازده نوع گیاه درمان بخش به وجود آمد. سپس نطفه گاو را به ماه بردند و در آنجا پاک شد. و در آنجا یک جفت گاو نر و ماده و دویست و هفتاد و دو قسم جاندار سودمند پدید آمد. به همین علت در اوستا، گاو منشأ پیدایش جانداران مفید است. عده ای بر اساس این سخن، گئوش اوروان ( یعنی روان گاو ) را به روان آفرینش یا روان جهان سودمند ترجمه کردند. چون گاو در نگاه اوستا مبدأ آفرینش است. [1] استاد پورداود چندین مرتبه دیگر نیز بر اینکه گئوش به معنی گاو است اشاره کردند و در ادامه مواردی دیگر نیز بیان می گردد. استاد جعفری از اساتید ادبیات و از جمله اوستاپژوهان نیز تلاش کرده اند بر اساس همین منطق بندهشن و دیگر متون پهلوی، گئوش اوروان را « روان جهان زنده » و شبیه به این ترجمه کنند لیکن در پایان هات بیست و نهم گاتها، خلاصه ای از گفتار نامبرده را به صورت نمایشنامه ارائه دادند و فرمودند : « روان جهان زنده به پیکر گاو است. زیرا گاو نماد زندگی است. » [2] پروفسور پرادز اکتور شروو [3] نیز به عنوان یک متخصص اوستاشناسان و استاد زبان های باستانی ایرانی در دانشگاه هاروارد و از اعضای سابق تیم تخصصی دانشنامه ایرانیکا، در ترجمه بند یکم از هات بیست و نهم در معنی واژه گئوش اوروان چنین آورده است: « به نزد شما ای خدایان، نـَفـَس روح گاو ماده شکایت می‌کند که برای چه کسی کالبد مرا شکل دادی؟ چه کسی مرا آفرید؟ خشم و خشونت و ممانعت مرا در بند نگه داشته است. همچنین غل و زنجیر و ستم. من هیچ چوپانی به جز شما خدایان ندارم. پس بر من نمایان شوید با یک علوفه‌دهنده خوب. » دو پژوهشگر گرانقدر ، استاد مرادی غیاث آبادی و آقای بابک صالحیان در توضیح این بند از گاتها چنین توضیح داده اند : « ماده گاو نزد خدایان شکایت می‌کند که توسط نیروهای اهریمنی شکنجه شده است. او که هیچ پشتیبانی بجز خدایان ندارد، یک قیّم زمینی را از آنان درخواست می‌کند. » پروفسور پرادز شروو در ترجمه ی بند چهارم از هات چهل و ششم گاتها، چنین گفته اند : « اما آن کسی که تحت سیطره دروغ است، آنانی که می‌دانم ناقلان نظم کیهانی هستند، گاوهای نر را از حرکتشان به سمت جلو باز خواهند داشت، و برانگیزانندگان بد اسکان یا زمین و مخالفت توسط کردارهای خود وی هستند. هر کس او را از فرمان وی، ای مزدا، یا زندگی وی خارج سازد، او آن گاوهای نر را در مقابل هزیمتِ درک نیک وی قرار می‌دهد. » نکته اینجاست که پروفسور پرودز اکتور شروو به دلیل تلاش در مسیر امانت داری، ذهنیت و ادبیات شخصی خود را در ترجمه ی گاتها دخالت ندادند. لذا ترجمه ی ایشان اصیل و دانش محور و از طرفی دیگر دارای نقاط مبهم و پیچیده نیز می باشد که البته در موضوع « گئوش اوروان » سخن ایشان روشن و بی پرده است. و اما دلیل دیگر در اثبات معنی « روان گاو » برای « گئوش اوروان » این است که در هات بیست و هشتم گاتها ، بند یازدهم به ترجمه ی پروفسور شوشتری چنین آمده است : « پس به وسیله ی این [ ستایش ها ] جاوید خواهم داشت. اشا و وهومن را با خود نگه دارم و ای اهورامزدا آیا به من به وسیله ی مینیو [ نفس ] و نیز از دهن خود ، خواهی آموخت تا من به دنیا اعلام کنم که از کجا و چگونه آغاز آفرینش شد و موجودات به وجود آمدند. » [4] نکته مهم این است که پاسخ این سؤال زرتشت در هیچ قسمتی از اوستا نیامده است و تنها در یسنا و یشتها اشاراتی به آن شده است و توضیحات بیشتر در متن ترجمه ی پهلوی گاتها و نسک پهلوی بندهشن آمده است که توسط یکی از بزرگترین موبدان زرتشتی به نام آذرفرنبغ نوشته شده است و آنان نیز بنا بر آموزه های اشو زرتشت، گئوش اوروان را به معنای روان گاو و مبدأ آفرینش ِ دیگر موجودات نامیده اند. موبد آذرفرنبغ پس از بیان داستان آفرینش گاو و کشته شدن آن توسط اهریمن و سپس خلق موجودات از روان گاو، می گوید که روان گاو دست به اعتراض برداشته و از اینکه توسط زشت کرداران آزرده شده است به درگاه هرمزد شکایت می کند.[5] و گزارش این ناله و شکوه در گاتها، هات بیست و نهم، بند اول چنین آمده است : « گوشوروَن نزد شما گله گذارد : مرا برای چه آفریدی ؟ که مرا ساخت ؟ خشم و چپاول و تندخویی و گستاخی و دست یازی مرا یکسره در میان گرفته است. مرا جز تو پشت و پناه دیگری نیست. اینک رهاننده ای شایسته به من بنمای. » [6] استاد پورداود در گزارش اول از گاتها که بر اساس پژوهش کریستین بارتولومه است، در ترجمه ی هات سی و یکم، بند نهم چنین میگویند : « از آن تو بود آرمیتی ، از آن تو بود نیروی آفریننده ی ستوران و خرد روشن که ستور را آزاد گذاشته تا پناه خویش نزد برزیگر و غیر برزیگر اختیار کند. » [7] و این به این معنی است که ایشان واژه ی « گئوش » در این بند را به ستور - چارپا- ترجمه کرده اند. پروفسور شوشتری هم در ترجمه هات بیست و نهم، بند دوم چنین می گویند : « ایدون سازنده گاو [ گیتی ] از اشا پرسید که را تو بر گاو رتو [ یعنی پیشوا ] بر می گزینی ؟ او که او را خداوند دادور و نگهدار و با دهش و پوینده ، که او را خداوند روشن باشد و بتواند بد کیشان و خشم کنندگان را از او بازدارد. » ایشان در توضیح می گویند : « از گئوش اوروا یا روان گاو ، در این یسنا مقصود روان جهان تن است . در جهان پدید خواه جمادات یا نباتات یا حیوان یا کرات آسمانی و ستارگان چیزی نیست که در تحت شعاع روان گاو یعنی روان جهان نباشد. » [8] که البته بر ما روشن است که این سخن پروفسور شوشتری، برگرفته از همان نسک بندهشن و ترجمه ی پهلوی گاتها است که استاد پورداود توضیح دادند که در فلسفه زرتشت کائنات و موجودات جهان از روان گاو پدید آمده اند لذا روان گاو همان روان جهان است. پورداود در ترجمه دوم خود ، هات بیست و نهم گاتها ، بند دوم ، باری دیگر گئوش ( Geush ) را به « جانور » معنا نمود : «  آنگاه آفریننده ی جانور از اردیبهشت پرسید : تو چگونه ردی به جانور می دهی که به او خورش ، همچنین نگهداری بسزا تواند دادن ؟ » [9] و حتی خود موبد رستم شهزادی نیز در هات سی و دوم ، بند دوازدهم ، « گئوش » را به معنی حیوان قربانی گرفته است : « با این آموزش ها ، آنان مردم را از کردار نیک باز می دارند و حیوانات را با فریاد شادی قربانی می کنند ... » [10] و پوردود در گزارش اول خود ، در ترجمه همین قسمت از گاتها ، گئوش را به گاو ترجمه کرده است که عده ای زشت کردار با آزار دادن آن وی را قربان می کنند : « نفرین تو ای مزدا به کسانی باد که از تعلیمات خود ، مردم را از کردار نیک منحرف می سازند و به کسانیکه گاو را به فریاد شادمانی قربانی می کنند ... »  [11] همین گفتارها از گاتها موجب شده است تا اکثر قریب به اتفاق اوستا پژوهان بر این مسئله اتفاق نظر داشته باشند که یکی از مهم ترین اختلافات میان زرتشت و رهبران دیویسنا بر سر موضوع قربانی کردن و آزار دادن گاو بود. برای مثال در ترجمه اول پورداود، هات سی و دوم، بند چهاردهم : « دیر زمانی است که گرهما و نیز کاوی ها تمام فکر و قوه خود را برای ستم گماشته اند چه می پندارند که از این راه دروغ پرستان را یاری کنند و می گویند که گاو برای قربانی است تا دور دارننده ی مرگ به یاری ما شتابد . » [12] ترجمه اول پورداود ، بر مبنای پژوهش کریستین بارتولومه، هات چهل و چهارم، بند بیستم : « این را می خواهم از تو بپرسم آیا دیوها از شهریاران خوب بوده اند ؟ آنان به چشم خود می بینند که چگونه کرپان و اوزیک برای خشنود ساختن آنان به گاو ظلم و بی داد می کنند و کاوی ها به جای آنکه آن را بپرورانند و به رهنمایی اشا به زراعت بیفزایند آن را همیشه به ناله در می آورند ... » [13] و همچنین در هات چهل و ششم، بند چهارم نیز سراینده ی گاتها موضوع اختلاف خود و مخالفین را چنین بیان می دارد : « دروغ پرست نمی خواهد که پیروان راستی ستوران را در ایالت و ده زیاد نموده بپرورانند. آن دروغ پرستی که به بدی مشهور و تمام اعمالش زشت است. »  [14]حتی سراینده ی گاتها در ادامه تهدید می کند کسانی که به ضد تربیت و نگه داری ستوران باشند به سرای دیوان خواهند رفت. [15] در جایی دیگر از هین ترجمه شاهد اعتراض زرتشت به آزار ستوران توسط دیویسنان هستیم. [16] و موبد رستم شهزادی هم در ترجمه ی هات سی و دوم گاتها، بند چهاردهم، عبارت gaush jayi diayi  را به گوشت حیوان قربانی یعنی گاو ترجمه کرده اند یعنی خود ایشان نیز گئوش را به معنی حیوان چارپا یا به زبانی روشن تر ، گاو گرفته اند. و چنین بیان می دارند که سراینده ی گاتها از اینکه گاو به دست کرپانها و کوی ها و ... قربانی می شود ابراز ناراحتی و نارضایتی می کند. [17] و حتی دوشن گیمن که یکی از اوستا شناسان معاصر است ، درباره ی جامعه عصر زرتشت می گوید : « این جامعه دشمنانی داشته جنگجو و خانه بدوش که به چپاول چارپایان و رمه ی دیگران اشتغال داشتند. زرتشت به طرفداري از دامداران و علیه آنها که گاو را قربانی می کردند و پیشوایان آنان قیام کرد. » [18] با این تفصیل آه و ناله گئوش اوروان هم به همین خاطر بود، به این دلیل که رهبران دیویسنا به قربانی و آزار گاو می پرداختند. یعنی شخصیت  گئوش اوروان از ابتدا نیز همان روان گاو بود و ناراحتی و گله گذاری اش نیز از همین جهت بود. گاتها، هات بیست و نهم، بند اول : « گوشوروَن نزد شما گله گذارد : مرا برای چه آفریدی ؟ که مرا ساخت ؟ خشم و چپاول و تندخویی و گستاخی و دست یازی مرا یکسره در میان گرفته است. مرا جز تو پشت و پناه دیگری نیست. اینک رهاننده ای شایسته به من بنمای. » [19] پروفسور شوشتری در توضیح ترجمه بند ششم از هات بیست و نهم می گویند : « اهورمزد به اشا می فرماید : تو را که شبان و یاور آفریده شدگان تعیین کرده ام آیا یک اهو یا رتو برای گاو [ گیتی ] در نظر نداری ؟ » یعنی اهورامزدا نیز برای گاو به دنبال یک شبان و نگهبان بود. [20]

و اکنون چند دلیل دیگر مبنی بر اینکه گئو ، گئوش در گاتها به معنی جانور « گاو » است :

در اوستا ، یسنا که نیایش های زرتشت و جانشینان و شاگردان خاص وی در آن ثبت شده است، هات سیزدهم، بند هفتم آمده است : « فره وشی گاو خوب کنش و گیومرت اشوَن را می ستایم . ینگهه هاتم ... » [21] و در هات سوم یسنا، بند سیزدهم چنین آمده است که « خواستار ستایش اهورا و مهر ، بزرگواران گزند ناپذیر اشون و ستارگان آفریده ی سپند مینو و ستاره ی تشتر رایومند فره مند و ماه در بردارنده تخمه ی گاو و خورشید تیز اسب و مهر ، شهریار همه ی سرزمین ها هستم. » [22] و در هات شانزدهم ، بند چهار نیز چنین آمده است که « آفریدگار اهورامزدا را می ستایم . آذر پسر اهوره مزدا را می ستاییم . آب های نیک مزدا آفریده ی اشون را می ستایم . خورشید تیز اسب را می ستایم . ماه در برادارنده ی تخمه ی گاو را می ستایم . ستاره ی تشتر رایومند فره مند را می ستایم . گوشورون نیک کنش را می ستایم. » [23] همین گفتار یسنا به روشنی سخن آذرفرنبغ در بندهشن و دیگر متون پهلوی را اثبات می کند. همچنین در اوستا ، یشتها ، ابتدای یشت هفتم که ماه یشت هم نامیده می شود ، چنین آمده است : « خشنودی ماه دربرادارنده ی تخمه ی گاو را و گاو یگانه آفریده را و چارپایان گوناگون را. » و در ادامه چنین می گوید : « درود بر اهورامزدا. درود بر امشاسپندان ، درود بر ماه دربردارنده ی تخمه ی گاو ، درود بر ماه ، هنگامی که می نگریمش. » [24] استاد پورداود در کتاب « یادداشت های گاتها » بارها بر معنی چارپا و گاو برای گئوش و گئو تأکید کرده است. و حتی در توضیح یکی از صفات زرتشت در گاتها چنین می گوید : « گله پرور ؛ فشوینت fsuyant یا شبان ؛ اسم فاعل مصدر فشو ، یعنی پروراندن ، چارپایان پرورش دادن ، و جانداران سودمند پرورانیدن. » [25] در گاتها ، هات بیست و نهم  بند دهم : در اینجا گئوش اوروان رهبری و سروری زرتشت را می پذیرد و هنگامی که ما حمایت های زرتشت از گاو و شکایت وی از رهبران دیویسنان به علت قربانی کردن گاو را می بینیم ، متوجه می شویم آن « گئوش » ـی که در بند اول هات بیست و نهم به درگاه خداوند از رهبران دیویسنان شکوه و ناله می کند همان روان گاو است.

اگر گئوش اوروان به معنی روان گاو نباشد چه معضلاتی پیش می آید ؟

در گاتها گئوش اوروان ناله سر میدهد و از اینکه رهبران دیویسنان وی را آزار داده و موجب تنگنا برای وی شده اند ابراز ناراحتی و سرخوردگی می کند و از اهورامزدا می خواهد تا شبانی برای وی برگزیند تا از او مراقبت کند. هنگامی که اهورامزدا زرتشت را به عنوان شبان و پرورنده به او معرفی می کند ، در گاتها ، هات بیست و نهم  ، بند نهم : « آنگاه بنالید گوشورون ، که من خشنود شوم به آواز سست یک نگهدار ، یک مرد ناتوان ، به جای یک شهریار توانا که آرزوی من است . کی خواهد بود آن هنگام که به او یاری زبردست داده شود ؟ » [26] روشن است که در این جا گئوش اورون ، زرتشت را ناتوان نامیده و سخنان و سروده های او را سست معرفی می کند. حال پرسش اینجاست که از دید روان جهان ، یعنی در نگاه روح عالم هستی ، زرتشت چنین است ؟ گرچه اگر بپذیریم که گئوش اوروان همان روان گاو است – همانگونه که زرتشت گفت ، همان گونه که شاگردان زرتشت چنین تفسیر کردند ، همان گونه که زبان شناسان و باستان شناسان به این نتیجه رسیدند – در این صورت این مسئله قابل قبول است که روان یک گاو از درک حقیقت بدان صورت که بوده قاصر بود. اما به راستی آیا رواج جهان هستی ، روان آفرینش اهورامزدا تا این حد از درک حقایق ناتوان است ؟ و در ترجمه دوم استاد پورداود ، در هات بیست و نهم ، بند یکم ، چنین آمده است : « به شما گله کرد گوشورون ، از برای کی مرا آفریدید ؟ کی مرا ساخت ؟ خشم و ستم و سنگدلی و درشتی و زور مرا به ستوه آورد... » [27] به راستی آیا درست است که بپنداریم روان جهان ، روان هستی و یا روان آفرینش آفریدگار خود را نمی شناسد ؟! لیکن اگر بگوییم که روان گاو از سر خشم و ستوه به خداوند اعتراض کرده است اندکی معقول تر و قابل تحمل تر است. همچنین استاد پورداود در پژوهش خود پیرامون گاتها در ادامه بیان اعتراض و ناله های گئوش اوروان وقتی به عبارت « زور مرا به ستوه آورد ... » می رسد می گوید : « به ستوه آوردن از مصدر hi ، بستن ، بند کردن ؛ چنانکه در پاره ی یکصد فروردین یشت امده ، همچنین به معنی پیوستن و چارپا به گردونه بستن است. » [28] که همین مهر تأیید بر این نکته است که روان گاو از شدت آزار و اذیت به ناله درآمده بود. وگرنه رهبران دیویسنان هیچ گاه بر روان جهان ِ اهورامزدا مسلط نشده بودند. چه اینکه اگر آنان تسلطی بر روان آفرینش یا بر روح حاکم بر هستی ِ آفریده ی مزدا یافته بودند می بایستی در قدرت و حکمت اهورامزدا شک کرد. و اما مسئله ی بعدی این است که در قسمتی از این گفتار ، گئوش اوروان از اهورامزدا می پرسد که چه کسی مرا آفریده ؟! حال سؤال اینجاست که به راستی آیا روان آفرینش – روح جهان هستی - آفریدگار خود را نمی شناسد ؟ لیکن اگر معنی گئوش اوروان را به « روان گاو » بدانیم ، نتیجه این می شود که روان گاو در اثر در بند شدن و آسیب دیدن از رهبران دیویسنا ، دچار پریشانی گشه و از شناخت خداوند عاجز شده بود .

گئوش اوروان در گاتها

در گاتها ، هات بیست و هشتم ، بند نخست می خوانیم : « ای مزدا ، ای سپندمینو ؛ اینک در آغاز با دست های برآورده ترا نماز می گزارم و خواستار بهروزی و رامشم . [ بشود که ] با کردارهای اشه و با همه ی خرد و منش نیک ، « گوشورون » را خشنود کنم . » [29] آری ، زرتشت دست به سوی آسمان دراز می کند ، نماز می گزارد ، رامش و بهروزی می خواهد تا بتواند همه کارهایی را که از راستی و خرد پاك سرچشمه می گیرد انجام دهد تا اهورامزدا روان گاو را خشنود کند ! بنا بر این گفتار از گاتها ، هدف زرتشت از گرایش به اشا ، رسیدن به خشنودی روان گاو است . هدف او از خردمندی و پاکی جلب رضایت ِ گئوش اوروان است .

 

پی نوشت :

[1]. ابراهیم پورداود ، گاتها کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ،  چاپ اول ، صفحه 118 - 117

[2]. گاتها ، برگردان دکتر جعفری ، پس از هات 29

[3]. پرودز اکتور شروو prodz oktor shrevo متولد  1944، پروفسور ایران ‌شناس در دانشکده زبان‌ها و تمدن خاور نزدیک دانشگاه هاروارد ؛ اهل نروژ و دانش‌آموخته زبان‌های باستانی ایرانی (اوستایی، پهلوی، غیره)، ادبیات و ادیان (زرتشتی، مانوی) و لهجه‌های ایرانی است. او در دانشنامهٔ ایرانیکا از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۱ دستیار ارشد ویراستاری بوده است و به دانشگاه هاروارد فراخوانده شد. او مقالات زیادی برای دانشنامه ایرانیکا همچون «اژدها»، «جمشید»، «الفبا و زبان‌های ایرانی»، «کلمات ایرانی در متون چینی» و «کیانیان» نوشته‌است. کلیک کنید. 

[4]. پروفسور عباس شوشتری مهرین ، گاتها سروده های زرتشت ، انتشارات فروهر ، تهران ، چاپ دوم ، صفحه 41

[5]. ابراهیم پورداود ، گاتها کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ،  چاپ دوم، صفحه 119

[6]. اوستا ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم ، جلد 1 صفحه 10

[7]. ابراهیم پورداود ، گاتها کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ،  چاپ اول ، صفحه 153

[8]. پروفسور عباس شوشتری مهرین ، گاتها سروده های زرتشت ، انتشارات فروهر ، تهران ، چاپ دوم ، صفحه 27 - 26

[9]. ابراهیم پورداود ، گاتها کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ،  چاپ اول ص 442

[10]. گاتها ، ترجمه موبد رستم شهزادی ، هات 32 بند 12

[11]. ابراهیم پورداود ، گاتها کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ،  چاپ اول ص 165 )

[12]. همان ،  ص 167

[13]. همان ، ص 205

[14]. همان ، ص 213

[15]. همان ، صفحه 237 ، هات 49 بند 4

[16]. همان ، ص 259 : هات 51 بند 14

[17]. گاتها ، ترجمه موبد رستم شهزادی ، هات 32 بند 14

[18]. گاتها سروده های آسمانی زرتشت ، پژوهش دکتر آبتین ساسانفر ، انتشارات بهجت ، تهران ، چاپ اول ، صفحه 23 

[19]. اوستا ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم ، جلد 1 صفحه 10

[20]. پروفسور عباس شوشتری مهرین ، گاتها سروده های زرتشت ، انتشارات فروهر ، تهران ، چاپ دوم ، صفحه 29

[21]. اوستا ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم ، جلد 1 صفحه 159

[22]. همان ، جلد 1 صفحه 109

[23]. همان ، جلد 1 صفحه 166

[24]. همان ، جلد 1 صفحه 325 

[25]. ابراهیم پورداود ، یادداشت های گاتها ، انتشارات اساطیر ، تهران ، چاپ اول ، صفحه 114

[26].  ابراهیم پورداود ، گاتها کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ،  چاپ اول ، صفحه 446

[27]. همان ، صفحه 442

[28]. ابراهیم پورداود ، یادداشتهای گاتها ، انتشارات اساطیر ، تهران ، چاپ اول ، صفحه 30 

[29]. اوستا ، گزارش دکتر دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم ، جلد 1 صفحه 7 

تولیدی

دیدگاه‌ها

من دقیقا نفهمیدم منظور شما چی بود ،اینکه اولین موجود زنده گاو بوده از لحاض علمی درست نیست همونطور که مابقی کتب مانند ادیان سامی معتقدند چند هزار سال پیش خداوند مجسمه گلین میسازد و بر ان میدمد و ادم شکل میگیرد و ازو انسانها...کسانی که معتقد به متافیزیک هستند(مانند مسلمانان) شنیدن این داستانها برایشان غیرقابل باور نیست و نمیتوانند صحت و سقم انرا اثبات کنند مگر اینکه به خرد گرایی روی بیاورند و بر اساس دانش تجربی و فلسفه هر یک از داده های ادیان را تحلیل و رد کنند ...،این هنجار هستی اوستا که شما با تمسخر ازان سخن میگویید در ادیان سامی به شدت زیر پا گذاشته شده. برای مثال در ادیان سامی چیزی تحت عنوان هنجار هستی وجود ندارد و هر کس هر طور بخواهد عمل غیر طبیعی تراوش میکند و فیزیک و قوانین طبیعت را مثل اب خوردن به سخره میگیرند ،برای مثال ساحران در داستان موسی ع جادوگری میکنند و از ریسمان مار به وجود می اورند یا پیامبر اسلام( ص )ماه را به دونیم میکند یا عیسی ع مرده زنده میکند یا در داستانی دیگر باد و سایر عوامل طبیعت به فرمان سلیمانند و بااو صحبت میکند یا در روایتی حضرت محمد (ص)میفرمایند که خورشید هر غروب خود را در محضر خداوند بر زمین میزند و ازو اجازه طلوع میگیرد یا در ایه ای خورشید در چشمه ای گل الود فرو میرود.... ،چنانکه حتی یک مورد در ادیان سامی نیست که به یکنواخت بودن قوانین طبیعت یا عدم تسخیر انها کوچک ترین اشاره بکند. بنده به عنوان یک ایرانی تنها به اخلاقیات اشو زرتشت و اصلاحات حضرت محمد (ص)و مسیح علاقه مندم و اعتقادات محکم دیگر در رابطه با اندیشه های این شخصیت ها ندارم با تشکر از مطالب خوبتون

سلام shirin گرامی , در ادیان الهی ؛ هنجار هستی همان سنت الله است . معجزه هم از جنس تصرف در تکوین است نه مخالفت و زیر پا گذاشتن تکوین . امروزه مرتاضان هندی و یا برخی راهبان و فضلا در برخی ادیان نیز به راحتی در برخی قوانین تکوین ( هنجار آفرینش ) تصرف می کنند و این عادی است . البته معجزه قوی تر و هدفمندتر از این رفتارهای نمایشی است . ضمناً منظور ما از این مقاله همان طور که در متن آمده است این است که بگوییم آنچه برخی از باستان گرایان از آن با آب و تاب سخن میگویند نه فلسفه بلکه بافته هایی خرافی در طول تاریخ است . روح گاو برای زرتشت مقدس است و حتی اهورامزدا را وسیله ای برای رسیدن به روح گاو قرار می دهد . این فلسفه نیست . خرافات و تحریفات است که در گاتها موج می زند .

از انجا که من ریشه اصیل پارسی هستم از اصطلاحات عربی چون تکوین ،تصرف و فطرت چیزی نفهمیدم .هنجار یکنواخت هستی یعنی تمام هستی از قوانینی یکنواخت و مداوم پیروی میکنند برای مثال اهورامزدا خورشید را طوری منظم قرار داده که همیشه بر اساس این هنجار به دور زمین بچرخد (میدانم خورشید نسبتا ثابت است ولی نویسندگان وندیداد چنین می اندیشیدند) ولی در قران در مورد معجزه حضرت ابراهیم که خورشید از مشرق طلوع کرد و در مغرب غروب کرد چه ؟ ایا این نقض این هنجار نیست ؟جدای از زمین محوری اصلا چطور ممکن است زمین این حرکت گهواره ای را تجربه کند ؟ مشت نمونه خروار بود وگرنه ازین موارد بسیارند ! کارهایی که مرتاضان میکنند هم فقط به نظر عجیب می اید وگرنه در قوانین تصرفی ندارند (مجال توضیح نیست) پس نتیجه میگیریم : 1_جهان بر اساس هنجار یکنواخت هستی اداره میشود 2_دخل و تصرف در هنجار هستی ممکن نیست اگر هست در شرایط ازمایشگاهی اثبات کنید 3_اگر گزاره 2 را اثبات نمیکنید پس معجزه حقیقت ندارد !

سلام shirin گرامی ؛ آنچه درباره ی هنجار هستی گفتید همان سنت الله است . فرقی ندارد . اما معجزات پیامبران : اولاً خورشید همیشه از مشرق طلوع و از مغرب غروب می کند . این هنجار هستی است . خلاف این هم در قرآن نیامده است . درباره دخل و تصرف در تکوین ، یعنی روال معمول چیزی را در چارچوب سنت الله ( هنجار هستی ) تغییر دادن ... ؛ اولاً اثبات آزمایشگاهی تنها راه اثبات حقایق نیست . معقولات عام تر و وسیع تر از آزمایش محسوسات اند. ثانیا اصل این مسئله - نمونه های ضعیف تر و عادی ترش - در شرایط آزمایشگاهی هم قابل اثبات است . مثلاً رفتارهای مرتاضان هندی یا شبیه به آنان . ثالثاً خداوند حاکم و گزارنده هنجار هستی است . اگر بخواهد آن را جابه جا و تغییر می دهد. رابعاً : موضوع مقاله : گئوش اوروان و زرتشت ، نمادی از فلسفه ی مزدیسنا

دوست عزیز انجام معجزه یعنی زیر پا گذاشتن هنجار یکنواخت هستی زرتشتیان با استناد به گفته زرتشت و همچنین علوم تجربی و فلسفه به معجزه اعتقاد ندارند ، شاید من در مورد معجزات ابراهیم ص دچار اشتباه شده باشم ولی به هر حال معجزات یکی و دو تا نیستند . شما یک خردگرا را به موضوع اصلی دعوت میکنید در حالی که فکر کردن در مورد اشتباهات علمی ادیان وقت تلف کردن است ، شما با علم این چنین تشخیص دادید که ممکن نیست گاو اولین موجود یا روان هستی باشد من هم با علم عدم رخ دادن معجزه رو به شما اثبات کردم ! اگر بگویید معجزه قدرت خداوند است من هم میگویم اهورا توانا میتواند گاو را روان هنجار هستی قرار دهد ( یاوه در برابر یاوه)شاید هم منظورتان چیز دیگری بود ، ولی من به وضوح با حدیث پیامبر که میگفت : خورشید هر غروب در مقابل خداوند زانو میزند و ازو طلب طلوع دوباره میکند و معجزات اثبات کردم هنجار هستی در ادیان ابراهیمی زیر پا گذاشته شده است ، مرتاضان هم هیج کار متافیزیکی انجام نمیدهند و فقط با ترفند های که بیننده از ان اگاه نیست دست به کارهای ظاهرا عجیب میزنند (لطفا تحقیق کنید)

اگر خداوند بخواهد هنجار هستی را تغییر و تبدیل کند چه ؟ آیا نمی تواند ؟ پیامبران برای اثبات حقانیت خود ( و اینکه دروغ گو نیستند باید نشانه ای داشته باشند ) حال خداوند برای این دلیل معقول ، هنجار هستی ( که در اختیار خودش است ) را تغییر دهد ( نه زیر پا گذاشتن ) بلکه تغییر آن به نحوی که برای بشریت شناخته شده نیست ) چه ایرادی دارد ؟ اما گئوش اوروان ، ببینید زرتشت اهورامزدا را واسطه قرار می دهد تا به روان گاو برسد . ربطی به معجزه ندارد .

گوش یا گاو در سنسکریت معانی فراوانی دارد که در گاتاها به معنی گیتی است . در هیچ یک از ترجمه های گاتاها اثری از چوپان ندیدم برای انچه از پرفسور شروو ارایه دادید سند بیاورید ؟

ناشناس جون ! به قول استاد چون زرتشت فکر می کرد جهان از روان گاو خلق شده برای همین مترجمین زرتشتی و ... بعضی هاشون روان گاو رو به روان جهان ترجمه کردن ! یه نیگا به بندهشن هم بنداز !

درود در زمان ظهور اشو زرتشت مردم چادر نشین و بسیار بیش از نیاز گاوهارا قربانی میکردند زرتشت با این نگاه از قربانی شدن گاوها جلوگیری کرد و مردم را به نگهداری از دامها و قربانی به انداره نیاز به گوشت انها و استفاده از گاوها در کشاورزی تشویق کرد و پس از ین مردم با نگهداری گاوها به یکجا نشینی روی اوردند و بسیار هوشمندانه زمینه پیشرفت و یکپارچه شدن ایران فراهم شد. برای درک مردم هم باید ار جایی شروع میشد که مناسب زمان خود باشد. ممشکلی نیست که معنی گوش گاو است.

درود به ایرانی های اصیل من شخصا از صحبت های شیرین بانو و مهری بانو استفاده کردم بسیار منطقی جواب دادن باتشکر

کامنتها را خواندم . کورش پرستان و زرتشتی بازان، تنها حاشیه روی میکنند. سخنان پراکنده و یاوه میگویند. به این امید که اذهان را پراکنده سازند. امثال این آرمین هم که توان پاسخگویی ندارند، از کورش پرستان و زرتشتی بازان حمایت میکنند. لازم میبینم که از مدیر سایت تشکر کنم که ماهیت حقیقی این ها را افشا میکند آن هم به شیوه ای مستند. و هم اینکه رفتارهای زشت و ابلهانه آنان را تحمل میکنید. ألنَصْرُ لِلموَحّدينَ. اللّه تَعالى يَحفُظُكُم

عصام این حاشیه روی و پراکنده گویی که گفتی کاملا درسته فقط بیا نظرات این کامبیز زرتشتی رو بخون ببین چقدر به جاده خاکی زده چون نمیتونه جواب بده رفته یک متن رو کپی پیست کرده 7-8 صفحه مطلب رو تو 3 دقیقه به اینجا منتقل کرده !!!!! چند هزار سال چیزهایی رو بهشون دیکته کردند که الان خودشون هم حاضر نیستن قبولش کنند برای همین از دفاع عاجز و ناتوان هستن !!! نظرات این کامبیز رو بخون بعد جوابیه من رو هم بخون ببین اونها کجای کار هستن !!!!!!

کپی پیست کردم !!!! عزیز دلم چند ساعت وقت گذاشتم همه رو یکجا تایپ کردم سپس تو چند قسمت فرستادم. اگه کپی پیست بود مطمن باش توش غلط املایی نبود. تو که فرق بین کپی پیست و تایپ رو نمیدانی برای من پیام زرتشت رو تفسیر میکنی؟!؟! از شاگردان غیاث ابادی (که لقب جاعلان تاریخ رو یدک میکشد ) بیش از این توقعی نیست. تو دقیقا مصداق دُروگوَن (پیرو دروغ) هستی که سعی میکنه حقیقت رو با چند کلمه یا با بازی با کلمات ،پوچ جلوه بده،اما مطمئن باش که به نیت پلیدت نخواهی رسید مردم عقل دارند و انان که پیروی حقیقتند ، حقیقت و راستی را درخواهند یافت، حقیقت ایین زرتشت روز به روز بر مردم جامعه روشن میشود و مردم دسته دسته در حال گرویدن به این ایین یا مسیحیت هستند .(تا چند سال دیگه تاثیرش رو خواهی دید )(این موضع گیری شدید شما دلیلی بر همین مدعاست ) پس بدون با این کارهای پست جز ظلم در حق خودت کار دیگری نمیکنی.همونطور که گفتم ما تا جاییکه توان داریم جلوی دروغ های شما ایستاده ایم و می ایستیم و حقیقت رو بر مردم اشکار میکنیم.بدرود

در رابطه با هات ۲۹: یکی از جالبترین بخش گاتاهاست که موجب اختلاف نظرهایی گردیده و شرح بعثت زرتشت است.بعضی از محققین هات ۲۹ را که شبیه نمایشنامه ای تنظیم شده سرفصل گاتاها میدانند.در این فصل طی ارائه صحنه جالبی , رسالت زرتشت توجیه میشود. ترجمه اذرگشسب هات ۲۹(ترجمه ادرگشسب کلمه به کلمه): ۱-روان افرینش به شما گله کرد برای چه مرا افریدی ؟که مرا ساخت و حیات بخشید؟مرا خشم و چپاول و زور و همچنین گستاخی و تجاوز کاملا احاطه کرده است.بزای من نیست پشتیبان دیگری جز تو.بنابراین نجات دهنده ای شایسته را برای من آشکار ساز. ۲- انگاه افریننده جهان پرسید از اشا، کیست رهبر و نجات دهنده ی تو برای این جهان، تا بتوان به او بخشید توام با پشتیبانی غیرت ترویج جهان را؟؟ چه کسی را مایلی سرور او باشد که بتواند هواخواهان دروغ و خشم را دفع کند؟ ۳-به او اشا پاسخ داد. برای جهان رهبر بیدادگر نیست بلکه بی آزار است. از انان در انجا نمیشناسیم که درست کرداران در برابر تبهکاران (به وسیله او) صف ارایی کنند. در میان مردمان، او باید نیرومند ترین باشد تا به درخواست او به یاریش شنابیم. ۴-مزدا بهتر به یاد دارد کارهایی که بی گمان به وسیله دیوها و به وسیله ی مردمان و همچنین کارهایی که انجام میشود حتی در اینده دوری.اهورا تنها داور است پس آنچه ارارده ی اوست بر ما وارد اید. ۵- انگاه در حقیقت (ما- اشا و روان افرینش) ، هر دو با دستهای برافراشته اهورا را ستایش می کنیم. من و روان جهان بارور از مزدا خواستاریم در خواستمان را (چنین براورده سازد) هرگز به پارسایان گزندی نرسد و نه به شبان از سوی بدکاران. ۶-انگاه گفت اهورامزدای دانا که با دانش به تار زندگی (نیرو می بخشد) نه یک نفر سردار را افریدگار به عنوان شبان و نگهبان برگزید؟ (اول سخن با اشاست) ۷-ان کلام مقدس خوشبختی افزا را اهورا پدید اورد که با اشا هم اراده است.مزدای مقدس خود ان را برای بهبودی جهان و برای درستکاران آموخت. کیست از تو ای وهومن که به راستی به مردمان یاری بخشد؟؟ ۸-اهورا مزدا میفرماید:ان شخص که در اینجا به من شناخته شده و یگانه کسی که به فرامین من گوش داد زرتشت اسپیتامو است.که تنها او خواستار اموزش ایین راستی و سرودهای ستایش مزداست،.از این روبه او شیرینی بیان داده شود. ۹- (انگاه روان افرینش با بانگ بلند گوید:)که باید قبول کنم پشتیبانی مرد بی ارادهای ناتوان را و سخنان مرد ناتوانی را گوش دهم در حالیکه به راستی ارزو داشتم دهبری نیرومند را که با بازوان نیرومندش مرا یاری دهد. ۱۰-شما به اینها ای اهورا و ای اشا نیروی معنوی و توانایی بخش، ای وهومن ان را بخش که ارامش و اسایش بخشد ای مزدا ما همه او را برترین افرینش تو شناسیم (مقصود انست که وهومن خرد را ببخشاید). ۱۱-(روان افرینش به سخنان خود ادامه میدهد:)اشا وهومن و خشترا کی بسوی من خواهد شتافت (بسوی روان افرینش) . کی ای مزدا ایین ترا انجمن بزرگ مغان خواهند پذیرفت؟ ؟ای اهورا اینک که برای ما یاوری رسیده ما هم اماده ی خدمتگزاری شما هستیم. **شوشتری به جای روان افرینش روان زمین(گاو زمین) ترجمه کرده و به جای نجات دهنده کلمه ی پاسدار را به کار برده و افریننده جهان را سازنده گاو گیتی .در بند ۳مینویسد نیست یاوری که ازار را باز دارد (از گاو زمین) این برداشت مناسبتر است:در بند ۹ بجای مرد بی اراده ,یاور کم زور امده.خود اذرگشسب نیز در شرح واژه ها بی قدرت و ناتوان را نیز بکار برده است.شوشتری در بند ۱۰((ان را ببخش را)) را (( دانش عطا کن )) ترجمه کرده است.دیده میشود که بطور کلی اختلاف اساسی وجود ندارد.پوروالا هم تقریبا همین نظریات را ابراز میدارد. ادامه دارد ...

ادامه ... **اختلاف اساسی در تعبیر این فصل از گاتاها در بین محقیقن به وجود امده به برداشت و تعبیر کلمه گئوش و گئو مربوط میگردد.این مشکل بیشتر از انجا ناشی میشود که مفسرین مایلند گاتاها را به زبان زرتشت پهلوی ترجمه کنند نه به بیان زرتشت گاتاها.هرچند ما نمیتوانیم بطور کامل فضای دوران زرتشت را درست بازسازی کنیمو به مفاهیم واقعی اصطلاحات ان عصر ,به ان گونه که زرتشت می اندیشیده پی ببریم,ولی با مقایسه و تحلیل منطقی میتوانیم تا انداه ایی به اون برداشت ها نزدیک شویم.اما اگر بخواهیم اوستای متاخر را پایه توجیه و تفسیر خود قرار دهیم هرگز واقعیت سرودهای زرتشت را حتی لمس هم نخواهیم کرد(همین اشتباهی که شما و دوستانتان دچار شده اید).باز هم تکرار میکنم که در توجیه اوستای متاخر میتوان از گاتاها بهره گیری کرد و در صورت امکان انها را با مطالب گاتها زیرسازی کرد و اگر با چهرچوب گاتاها و قالب کلی پیام زرتشت منطبق بود ان را زرتشتی خواند ولی معکوس این عمل و پایه قرار دادن اوستای متاخر برای توجیه گاتاها کاملا نادرست و گمراه سازنده است. **به این نکته باید توجه کرد که زرتشت برای مردم تهران ۱۳۹۴ سخن نمیگفته بلکه به زبان اریاییان ۳۷۰۰ سال پیش در یک عشیره دور افتاده در جنوب روسیه و برای ان مردم, افکار خود را بیان داشته است, انهم به شعر و اشارات فلسفی.پس نباید به معیار امروز پیام او را سنجید. **در اوستا گائو به معنی زمین و جهان هم تعبیر شده است و گائو دایو به معنی تکامل و تزویج زمین و جهان امده. در بندهش که ایجاد پیشداوری در بسیاری از محققین نموده, گاو اولین مخلوق خداونده که پس از خلقت اون ۶۵ قسم حیوانات و ۱۲ نوع گیاه از بدنش دمدن میگیرد.همچنین امده که در نبرد خیر و شر اهریمن به اولین افریده ی خدا دست یافت و او را کشت ولی چون درصدد از بین بردن نطفه گاو برامد , ان نطفه به کره ماه انتقال داده شد و از انجا به صورت نسل گیاهان و حیوانات به زمین منتقل شد. // در میتراییسم گاو دارای موقعیت کلیدی بوده. در کجسمه های قربانی گاو توسط میترا دیده مشود که از محل خنجر میترا و خون گاو, گیاهان میرویند. به عبارت دیگر حتی در اوستای متاخر نیز اگر دقت شود گاو نشانه سمبلیک خلقت است./// در مذاهب اولیه توتیسم پایه معتقدات مردم بود و در این مذاهب انسان به شکلی با حیوانات مربوط میشد و توتم قبیله مورد تقدیس قرار میگرفت.تقدیس گاو در بین هندوان و خوک در بین سومریان و اعراب و یهودیان از همین مذهب سرچشمه گرفته بوده.خدایان مصری اغلب به شکل حیوانات نجسم میشده اند و گاو در بین انها مقام بسیار ارجمندی داشته است. فرعون و همچنین هوروس خدای بزرگ مصریان را گاو اسمان مینامیدند.هاتور الهه مادر خدایان بصورت گاو مجسم میشده و پرستش گاو نر آپیس و منویس در مصر مرسوم بوده. **در اغلب ادیان قدیم گاو مفهومی فلسفی و مذهبی خاصی داشته و گاو اسمان لقب خدایان بزرگ بوده است.پندار گاو زمین که بروی شاخهایش کره خاک را نگاه میدارد که هنوزهم در بیم مردم قدیم رایج است.بخصوص در بین اریاهای باستانی و هندوان گاو مظهر افرینش بشمار میرفته است. ادامه دارد ....

ادامه ... **در یونان و زبان اریاهای قدیم این سرزمین, که مسلما از زبان اریاهای حنوب اسیای مرکزی متاثر گردیده بوده است, 'گئو' به معنب زمین بوده .کلمات گئولوگی,گئوگرافی,گئودزی,گئومتری, گئوفیزیک و .. که همه با کلمه زمین ترکیب شده اند از علوم مربوط به زمین حکایت میکند و امروز هم حتی استعمال میشوند.در فارسی نیز گیتی و کیهان در رابطه با همین ترکیب شده که به معنی کره ی زمین بوده است و کم کم ه همه عالم اطلاق شده است. **با بررسی توجیه بالا دیده میشود در زمان زرتشت که گاو دارای چنین مفاهیم و معانی بوده است حتی اگر ما گئوش اوروان را , تحت اللفظی , روان گاو ترجمه کنیم باز در اصل همان روان جهان و افرینش را معنی خواهد داد. مردم ان دوران با این تصور و درک از کامه گاو اشنا یوده اند و از گئوش اورون به راحتی مقصود زرتشت را درک میکرده اند.ما نیز باید خود را در ان جو گذاشته و این بیان زرتشت را تعبیر کنیم نه انکه با اصطلاحات امروز و برداشت اوستایی مفاهیم ۳۷۰۰ سال قبل رو توجیه کنیم. گاو بصورت حیوان شیرده و منبع پروتئین و ... نه امروز موجودی مختار و با اراده و دارای روح با شفور و تمیز است و نه در زمان زرتشت. اورون از ریشه ور به معنی برگزیدن است و تشخیص دادن و فقط انسان است که دارای تمیز و تشخیص و اراده و انتخاب است (در مکتب زرتشت) و لذا میتواند دارای روح باشد، ولی گاو دارای روح و شخصیت نیست.تما افرینش و یا مردم و انسانها بطور کلی میز میتوانتد بطور سمبلیک دارای روح باشند، بطوری که گفته میشود روح عالم به عذاب است و .... هات ۲۹ یک صحنه نمایشنامه گونه است و در ان همه برداشت ها سمبلیک است.بطوریکه قبلا در مورد صفات کمالیه (فروزه های الهی) بیان شد فقط در این هات است که اشا و وهومنه بصورت دو شخصیت وارد صحنه میشوند پس روح گاو و ناله و زاری او نیز هم سمبلیک است و برای توجیه ضرورت رسالت زرتشت این حادثه بصورت یک نمایشنامه منظوم ارائه شده.اگر به این واقعیت توجه کنیم تضاد بین برداشت های مختلف برطرف شده و عنب و اوزوم هر دو معنی انگور را خواهد یافت. **در زبان شعر اصطلاحات و اشارات و ظرایفی به کار میرود که در گفتگوی معمولی کمترمورد استفاده قرار میگره.سرودهای زرتشت گذشته بر انکه بر زبان مردم متکیست دارای ظرایف ادبی و فلسفیست که به شکلی برای مردم ان زمان نیز قابل فهم بوده,ول عمق انها از این سطح فراتر می رفته.مانند اشعار شعرای معروف ایران که مورد توجه و علاقه مردم بوده است و توده مردم به زبان خاص و درک ساده خویش انها را درک نموده و برای خود از ان قالبی ساخته اند که با مفهوم واقعی یکسان نیست ولی زیاد هم با ان اختلاف ندارد.توده مردم میتوانند به زبان ساده و عامانه خود این اشعار را تا حدودی توجیه کنند در حالی که یک مهندس المانی یا امریکایی, که سطح معلومات و درکش به مراتب از یک کارگر ساده شرقی بالاتر است , بازهم نخواهد توانست از ترجمه ساده این اشعار به مقصود شاعر پی برد چون با فرهنگ و روح شاعر غریبه است./// در توجیه پیام زرتشت باید باید روح جامعه زرتشت و فرهنگ ان زمان را در نظر داشت که البته بازسازی ان میسر نیست ولی باید به سعی کرد به ان نزدیک شد. ** در تفسیر سرودهای ۲۸ و ۲۹ نیز باید روح جامعه زرتشت و قالب کلی پیام او را در نظر داشت. با قبول اینکه زرتشت پیامبریست که برای رهبری مردم و رهایی انان از نظام منحرف ان دوران و هدایت به سوی راستی و درستی و عقل و اندیشه نیک,کارو کوشش و فعالیت برپایه پندار گفتار و کردارنیک و ازادی و ازادگی , قیام کرده است, باید بپذیریم که در ایم دو فصل اغازی گاتاها نمیتواند رسالت زرتشت برای خشنودی روان گاو و نجات او از تعدی و ازار کوچگران توجیه گردیده و منشا و انگیزه ان نیز ناله و کریه و زاری روح گاو در جلسه مشاوره ارواح اسمانی ارائه شود. **حال انکه مخص شد هات ۲۹ بیان بعثت زرتشت است, میتوانیم از همین سرود بخشی از شخصیت او را بررسی کنیم: جهان را تباهی فراگرفته اموزگاری باید مردم رو از این ظلم و ستم و ریا نجات دهد و انها رو به راه راست هدایت کند.ولی خداوند انسانها رو ازاد افریده و انها تنها مخلوقات خدایند که باید راه خویش را شخصا برگزینند.پس زرتشت برای تحمیل نظر خود ماموریت نیافته بلکه فقط برای اگاهی مردم امده.اما این اگاهی به ضرر حکام و بهره کشان جامعه است.پس هم انها سد راه جنبش راستی میشوند و با زرتشت به مبارزه میپردازن و هم زرتشت مردم را علیه این گروه فاسد میشوراند و اداب زشت و خرافات انها را بر ملا ساخته و رسوایشان میکند.تشویق مردم به تمدن و استقرار و پرهیز از چپاول نیز در لابلای تعلیمات زرتشت(گاتاها)مستتر است.در رسالت زرتشت نه نشانی از از سخن یهوست که خدای حسودیست و نمیتواند تحمل کند که خدای دیگری را قوم او ستایش کنند و نه از رداشت کلیسای مسیحیت که خدا فرزندش را برای شناساندن خودش از عرش بالا به زمین فرو میفرستدو دوباره به پیش خود بازمیگرداند.او مانند همه بشریست نظیر دیگر انسانها و تموزگاریست که برای تذکر و اگاهی مردم رسالت یافته. پرستش خدای فقط بخاطر خوشامد او هرگز مطرح نیست و ستایش پروردگار فقط در سایه عمل نیک و راست تحقق میابد.زرتشت خواهان قدرت و ریاست و... نیست و همیشه طلب قدرت وهومنی و ضمیر روشن و اگاه اشایی است. **مسعله مهم دیگر انست که زرتشت از بین مردم برگزیده میشود نه از امیران و کاهنان وبرگزیدگان و ارواح مقدشه!دیدیم که خدا سوال میکند از بین مردم چه کسی را برای اموزگاری سراغ داری؟مشخصه زرتشت هم فقط این است که خواهان راستی و درستی است حتی در ۲۹/۹ روان افرینش اعتراض میکند که من چگونه به اوای یک مرد ناتوان دل خوش سازم من یک سردار قدرتمند را خواهانم. **بنظر من زرتشت در ان بند به صراحت و ظرافت مقصود اصلی خود را توضیح داده و این واقعیت را بیان کرده که برای هدایت جهان به رهبری قوی نیاز نیست بلکه به رتو و خردمندی احتیاج است که از قدرت عل و خرد وهومنی و پاکی و راستی اشایی برخوردار باشد و با بیان شیرین خود مردم را اگاه سادزد نه با زور و معجزه.دانایی و اگاهی برای مردملازم است تا خود از رهبران جابر و کاهنان فاسد دوری کرده و را درست و راست را برگزینند. **برای مطالعه بیشتر به کتاب مزدیسنا و حکومت اشتیانی مراجعه کنید مطالب را با سند توضیح داده. ** ببخشید یکم طولانی شد چون مطلب مهم بود و بسیاری از شبهات را پاسخ میداد مطرح کردم.خواهشا فقط نویسنده مقاله اگر سوالی داشت مطرح کنه و کس دیگری دخالت نکنه چون پاسخ نمیدم ممنون.

کامبیز گفت هات 29 یکی از جالبترین بخشهای گاتها هست ولی موجب اختلاف نظر هست !!! خوب ای بنده اهورامزدا ! گاتهایی که درش این همه اختلاف هست و تو حتی نظرات موبدان و حتی زبان شناسان رو هم نمی پذیری چون اگر بپذیری رشته تخیلاتت پاره میشه . با این وضعیت تو داری به چی افتخار میکنی ؟! حداقل نظرات بزرگان دین خودت رو قبول کن! ولی قبول نمیکنی ! 2. هیچ کس این هات 29 رو نمایشنامه نمیدونه ! فقط دکتر (قلابی) جعفری و همفکراش این حرف رو زدن !! اون هم واسه اینکه راحت بتونن معنای گاتها رو عوض کنن این حرف رو زدن ! 3. مقاله رو بخون اولش گفته "متون مقدس آمادگی شدیدی برای تحریف و دلبخواه‌ سازی دارند... متأسفانه گاتها با انگیزه های خاصی توسط تعدادی معدود از اوستاپژوهان زرتشتی و یا باستان گرایان به صورتی رنگ و لعاب داده شده ترجمه گردیده است و در این میان بسیاری از نقاط غیرقابل دفاع گاتها، توسط این افراد با دگرگونی در برگردان مواجه گردید " کاری که شما میکنی همین هست و بدون دلیل علمی و عقلانی داری معنی گاتها رو هر جور دلت بخاد عوض میکنی ! اگر گاتها واقعاً کتاب خوبی باشه نیاز به این بازی ها نداره. 4. رفتی ترجمه هات 29 رو آوردی (اون هم ترجمه آذرگشسب ! در حالیکه خودت بعیده آذرگشسب رو قبول داشته باشی!) و خواستی کامنتت طولانی بشه که مثلاً بگی جواب دادی ! نه کامبیز جان ! این روش درست نیست!!! 5. اگر فرض کنیم ترجمه آذرگشسب درست باشه (که ایشون هم برای دلبخواه سازی گاتها دست به خیانت در ترجمه زده باز هم مشکلات زیادی برای گاتها پیش میاد. تو مقاله یک بخش هست به نام "اگر گئوش اوروان به معنی روان گاو نباشد چه معضلاتی پیش می آید؟" اون رو بخون! اگر گئوش اوروان رو به معنی که تو میگی ترجمه کنی کار خراب تر میشه ! باور نداری برو بخون و به سؤالاتی که شده جواب بده! 6. اگر امثال پروفسور شوشتری گفتند گاو زمین، به خاطر یک منطق بود ! که شما حاضر نیستی اون منطق رو قبول کنی !! شما حرف شوشتری رو نقل میکنی اما منطقی که پشت این حرف هست رو قبول نمیکنی ! این تناقض در رفتار تو خیلی عجیب هست ! اون منطقی که پشت این حرف هست اینه که در نگاه زرتشتی گری جهان سودمند (و مخصوصا نعمتهای زمینی) از روح گاو مقدس خلق شده برای همین گفته گاو زمین !!! متن مقاله رو بخون کلی سند در این مورد داده ! (اگر نیازه خودم اون سؤالات رو بیارم تو کامنت تا بهش جواب بدی) . 7. شما میگید مفسرین بیشتر گاتها رو با ملاک زبان پهاوی ترجمه کردند ! در حالیکه اینجور نیست! ترجمه هایی مثل ترجمه دارستتر از گاتها هرچند مهم هست ولی چون بنا بر ترجمه های پهلوی هست امروز تو داشگاه ها کمتر مورد توجه هست (هرچند برای زرتشتی ها باید مهم باشد چون حاصل تلاش هزاران ساله موبدان راستگو و بافرهنگ هست ! الان تو مراکز آکادمیک دقیقا دارن گاتها رو با اوستایی قدیم میسنجن. مثلا ترجمه ژان کلنز و ... که شما همین ها رو هم قبول ندارید ! 8. اعتراف کردی که "ما نمیتوانیم بطور کامل فضای دوران زرتشت را درست بازسازی کنیمو به مفاهیم واقعی اصطلاحات ان عصر ,به ان گونه که زرتشت می اندیشیده پی ببریم" خوب پس این همه افتخار و فخر فروشی و خیال بافی و دبلخواه سازی گاتها واسه چیه ؟؟!!؟!؟!؟ چرا ای کارها رو انجام میدید ؟ 9. شما میگید زرتشت به زبان اریاییان ۳۷۰۰ سال پیش در یک عشیره دور افتاده در جنوب روسیه حرف میزده ! افرین ! پس این همه پیامبر ایرانی ! و حرف از تمدن و فرهنگ همین شد ؟ یک سری سخنان مربوط به عصر حجر اون هم تو یه عشیره دور افتاده اون ه تو جنوب روسیه !!! این همه فخر فروشی واسه همین ؟! روان آفرینش (!!) که میگی معطل یک عشیره دورافتاده عصر حجری تو جنوب روسیه بود ؟ اگر بگیم گاو مقدس، بله یه خورده قابل قبول میشه که منتظر زرتشت بود. ولی روان آفرینش ؟!!؟ 10. گفتی در اوستا گائو به معنی زمین و جهان هم اومده ! کجا ؟! سند ! البته بهت راهنمایی می کنم ! ابتین ساسانفر اومده این حرف رو زده وقتی خواست سند بده رفت به فرهنگ لغتهای معاصر فرانسوی و آلمانی سند داد ! احمقانه است! برای فهم اوستا به جای اینکه بره به منابع اوستایی مراجعه کنه اومده به فرهنگ های معاصر لاتین و نئولاتین سند داده ! مثل اینکه کسی بخاد تورات رو بفهمه بیاد از فرهنگ لغت معاصر فارسی استفاده کنه (چون بین زبان عبرانی و زبان امروزی فارسی اشتراکاتی هست!) یا مثلاً برای فهم یک کتیبه قدیمی عبرانی بیاد از فرهنگ لغتهای عربی استفاده کنه ! و بگه چون اینها ریشه مشترک دارن پس هر چی اون گفت این هم باشه ! این استدلال بچگونه رو هیچ کی قبول نداره ! 11. نظرات اوستا دانان بزرگ که بر اساس همون گویش گاهانی و نزدیکی به سانسکریت ترجمه کردند رو قبول داری ؟ 12. هیچ وقت موبدان رو زیر سؤال نبر ! چون بین شما و زرتشت یک زنجیری هست به نام موبدان !! اگر اون زنجیر پاره بشه ارتباطی به زرتشت نداری

سلام وحید تورک گرامي، کامنت دوم شما به دلیل توهین منتشر نمي‌شود. سپاس

ببین دلبندم .... شما وقتی در مورد چیزی که علم نداری نظر نده . من جواب تمام علامت سوال هارو تا جایی که میتوانستم دادم میخوایی بپذیر یا نپذیر ولی مطالب من درسته, سندیت داره. در کتاب مزدیسنا و حکومت بطور کامل و مفصل تر بحث شده من خلاصه ایی رو عنوان کردم به کتاب مراجعه کن تمام علامت سوالاتت رفع میشه(اگه دنبال حقیقت باشی که بعید میدونم).شما بدنبال کوبیدن دین زرتشت هستی (که در بین اریاییان ظهور کرد) ولی ما جلوی شما ایستاده ایم و رفع شبهات مکنیم. حال مختاری بپذیری یا نپذیری. در ضمن برادرم سست عنصری چون همش در حال توهین کردنی شما اصلا لایق بحث نیستی. بدورد

برادر یه نگاه به تاریخ مهاجرت اریایی ها بینداز متوجه خواهی شد اریایی ها قوم بودند که از جنوب روسیه کوچیدند و به شرق ایران رفتن و در انجا به شاخه های مختلفی تنظیم شدن(پارت پارس و مادها که گروهیم به هند رفتن) زرتشت حدودا بین 3700 الی 4000 پیش در نواحی جنوب روسیه ظهور کرده بوده.زرتشت یک پیامبر اریاییست.

در ضمن جناب عالم زبان لاتین با زبان هندو اروپایی(سانسکریت) از یک ریشه واحده تو متاسفانه هیچی نداری جز گفتن حرفای بیهوده

بازم حرفای پوچ و بیهوده از وحید ترک اوغلان... شما نه از تاریخ بهره ایی داری نه از علم زبانشناسی نه باستان شناسی. حرفایی را سرهم میکنی و بقول خودت می اندیشی که چه علم داری.خیر بردار سرتاپاتو تکبر و غرور فرا گرفته و حس میکنی چون مسلمانی بهترین خلق خدایی!!(زهی خیال خوش )عاقبت تکبر سقوط است. تو انقدر بیسوادی که نمیدانی تاریخ و فرهنگ اریایی ، تاریخ و فرهنگ ایرانیان است.ایران یعنی سرزمین اریایی هاست و پیامبری که در بین انها برگزیده شد(حال در روسیه و.... خلاصه در بین اقوام اریایی که اجداد ما بودند ) یک پیامبر اریایی است که باعث افتخار ماست که بیش از تمام ملل سابقه ی یکتاپرستی داریم. -زبان لاتین و هندواروپایی از یک ریشه واحدند یعنی از یک قوم از یک فرهنگ ریشه گرفته اند پس در معانی کلمات هماهنگ قدیمی مربوط به ان ریشه وفرهنگ میتوان استفاده کرد.(این جز علوم زبان شناسیست ). حرفی نزن که فکر کنم هیچی بارت نیست وحید ترک اوغلان. کامبیز از هر نظر نقد و بررسیش درست بود.

مشکل اصلی عدم فهم تاریخ می باشد تاریخ سروده های زرتشت 1000 تا 1400 ق.م بر اساس زبان شناسی برمیگردد که علمی ترین تاریخ است اینکه اندیشه ورز بزرگ زرتشت از روان گاو گفتار به میان آورده باید در تداوم این مفهوم فهمیده بشود که در مخالفت با جامعه ای که برای لذت وشادی چارپایان را قربانی میکردند اندیشه ورزی کرده و حقوق حیوانات را در نظر گرفته که استاد پور داوود هم به این نکته اشاره کرده نه صِرف شادی روان گاو که از جمله آخرشما غرض ورزی کودکانه به نظر میرساند در کتاب مزدیسنا در ایران قدیم و منابع دیگر به برخی از نکاتی که شما اشاره کردید اشاره شده لکن این نکته از نظر دور نیست که در زمان اسلام در میان صوفیان استفاده از یک کلمه در دو معنی بسیار رواج داشت و آن کلمه صوفیه حق که هم برای بیان عدل وحقیقت استعمال میشد هم در معنی خدا به کار میرفت و قِصَّ علی هذا .بد نیست آراء پرفسور والتر برونو هنینگ مطالعه کنید ارزش کار زرتشت بزرگ به بنیاد گزاری دوگانه انگاری در جهان مادی بود فیلسوف بزرگ هگل نیز در کتاب عقل در تاریخ به آن اشاره کرده در کل حدف از انتشار متن در تمسخر زرتشت بزرگ نشان دهنده ملغمه ای از بیسوادی و بیشعوری

آقای امير ... اگر بنا به فحاشی باشد بگوييد تا مسئولين سايت راه را برای امثال شما باز كنند و آن وقت از خجالت هم درآييد. اما نقدی بر گفتار شما : 1. تاريخ 1000 تا 1400 سال قبل از ميلاد برای زرتشت، يك احتمال بين ديگر احتمالات است. در اين باره ميتوانيد به اين مقاله مستند بنگريد: [http://www.adyannet.com/news/1198] ديگر نكته: 2. اينكه جامعه آريايی برای لذت و شادی، گاوها را شكنجه ميكردند، امری پذيرفته شده است. ليكن برای حذف اين سنت زشت، به راحتی ميشد با تبيين ابعاد منطقی اين قضيه، آن را اصلاح كرد. اما زرتشت ميگويد كه هدف از همه خوبی ها رسيدن به روان گاو مقدس است. اين سخن زرتشت بسيار فراتر از سخن شماست. با تشكر از شما

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.