عرفانهای نوظهور
کریشنا مورتی تمام چیزهای شناخته شده و نشده را باعث ترس میداند. مورتی در این زمینه که ما از مجهولاتمان وحشت داریم مینویسد: «و به علت عدم تواناییمان در درک چگونگی نبرد بیاندازه عظیم هستی، طبیعتا از آن وحشت داریم و زیرکانه و به هر نحوی که شده راه فراری از آن میجوییم ما از ناشناخته نیز میترسیم یعنی از مرگ و از هر آنچه که ماورای فردا قرار میگیرد، دچار وحشت میشویم.
یکی از خصوصیات مورتی مبهمگویی اوست. وی در بسیاری از مسائل یا اصل مسئله را به شکل مبهم بیان میکند و یا جواب آنرا به گونۀ مبهم میدهد. غرض او از این شیوه، گمراه کردن مخاطب است تا مخاطب نتواند اشکالات گفتاری وی را به راحتی پیدا کند. یکی از مبهمگوییهای مورتی، مسئلۀ ذهن است. او در خصوص یک موضوع معین که برای همگان تقریبا معنای مشخص دارد.
يكی از موضوعاتی که قانون جذب را ابطال ناپذیر میکند، ابهاماتی است که در تصویرسازی ذهنی و داشتن احساسات خوش نسبت به آرزوها وجود دارد. به سادگی درباره کسی که پس از سالها، بلکه پس از یک عمر با قانون جذب به خواستهاش نرسیده میتوانند بگویند که به اندازه کافی تصویرسازی نکرده و احساس نداشته است. بنابراین مقصر خود فرد است و قانون جذب همچنان درست قلمداد میشود.
پائولو كوئليو: دوستی داشتم که دائمالخمر بود. امّا هر شب سه بار دعای آوه ماریا را میخواند. مادرش از کودکی به این کار عادتش داده بود. حتی موقعی که مستِ لایعقل به خانه میآمد، و هر چند حتی به خدا هم اعتقاد نداشت، همیشه سه بار آوه ماریایش را میخواند. پس از مرگش، در یکی از مراسم سنت بودم و از روح پیشینیان پرسیدم دوستم کجاست؟ روح پیشینیان جواب داد که حالش خوب است و غرق نور.
پائولو كوئليو: فراتر از نیروهای طبیعی که ما را احاطه کردهاند و یاریمان میدهند، دو نیروی بنیادی روحانی هم کنار ما وجود دارند. فرشته و شیطان. فرشته همواره ما را حفظ میکند و موهبتی است الهی. لازم نیست او را برانگیزی. تا زمانی که زیبا به جهان مینگری، فرشتهات همواره مرئی است. فرشته تو همین رود است، آن کارگران در مزرعه، و آن آسمان آبی و این پل هم چهرهی فرشته توست.
قانون جذب به معنای تأثیر قاطع و طبیعی تصویر ذهنی و احساس بر کائنات قابل اثبات نیست و به لحاظ روششناسی مشکلات متعددی دارد. نخست اینکه فرضیه جذب به روشنی تعریف نشده است و هرکس از ظن خود آنرا تفسیر میکند. یک تئوری علمی در درجه اول باید به روشنی بیان شود و مشخص باشد که چه ادعایی را مطرح میکند و به دنبال بيان چه چيز است.
قانون جذب سابقهی هزاران ساله در سحر و جادو دارد، البته نه به شکل غلوآمیزی که امروزه بیان میشود. در سنتهای جادویی، قانون جذبِ امروزی به نام قانون تشابه شناخته میشد. جورج فریزی در تحقیقاتش نشان داده است که در اصول جادوگری دو قانون بنیادین وجود داشته است. نخستین قانون این است: «هر چیزی همانند خود را میسازد یا هر معلولی شبیه علت خود است.»
یکی از اقسام انسان شناسی، انسان شناسی عرفانی است که از عالیترین و عمیقترین مباحث علمی و معرفتی در عالم دین، دانش الاهی و بشری است و نقش عرفان الاهی در این زمینه بسیار مهم و کارآمد است انسان در عرفان اسلامی، دارای مقام عالی است که میتواند با قدم سیر و سلوک به اصلی که از آن جدا شده باز گردد و دوری و فاصله را با ذات حق تعالی از بین ببرد.
عرفان اسلامی مبتنی بر آموزههای قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)، از رهگذر بندگی و عبودیت در چارچوب احکام و قوانین شریعت شکل گرفته و همه اعمال سالک بر طبق موازین شریعت اسلامی صورت میپذیرد و عمل به شریعت، در همه مراحل سلوک الی الله، لازم و قطعی تلقی میشود و سالک هرگز از آن بینیاز و یا نسبت به آن بیتفاوت نمیگردد.
پائولو كوئليو: دو نوع خدا وجود دارد. خدایی که معلمین ما به ما آموزش میدهند. خدایی که خود با ما صحبت میکند. خدایی که یاد میگیریم تا از آن بترسیم، و خدایی که با ما از رحمت و بخشایش صحبت میکند. دو نوع خدا وجود دارد: خدایی که در ارتفاعات و بلندیها وجود داشته و خدایی که در زندگی روزانهی ما مشارکت دارد. خدایی که از ما وصول کرده و خدایی که وامها و بدهیهای ما را میبخشد!
بعضی گمان میکنند که قانون جذب یعنی خوشبینی، ولی واقعا قانون جذب یعنی خوشبینی؟ قانون جذب به معنای خوشبینی نیست؛ زیرا خوشبین باشید، نه راز است، و نه قانونی که تازه کشف شده باشد. قانون جذب به انرژیهای ذهنی و جهانی مربوط میشود و تأثیر قاطع انرژی تصورات و ذهنیات بر کائنات را مطرح میکند. اما خوشبینی یعنی نادیده گرفتن امور نامطلوب و تفسیر خوب و دلخواه از رویدادها و پدیدهها.
محور و موضوع اصلی قانون جذب، اهداف زندگی و تفکر و برنامهریزی برای رسیدن به آنها نیست، بلکه تأثیرگذاری ذهن بر کائنات است، اینکه شما اهداف و آرزوهایتان را تصور کنید و بخواهید، کائنات آنرا به شما خواهد داد و بیندیشید و بکوشید و به دست آورید، غیر از این است که بخواهید و باور کنید، احساس کنید، کائنات به شما میدهد. اینها دو فرمول کاملا متفاوت هستند.
اینکه کتابهای چپی یا راستی را که میگوید مرادش این نیست کتابهای چپی و راستی را کنار بگذارد بلکه با این حرف عظمت کتابهای آسمانی را به پایین میآورد که کتب آسمانی را در کنار آثار چپیها و یا راستیها قرار میدهد چرا که اینها مقدمه کنار زدن کتب آسمانی است. وگرنه کدام یک از عاقلهای عالم کتاب آسمانی را در کنار کتاب چپی و یا راستی میگذارد.
بیتردید عرفان حقیقی، اصیل، سودمند و بدون پیرایه و انحراف، در مکتبیخواهد بود که دربردارندهٔ حقایق زلال و اصیل برآمده از وحی آسمانی باشد و قطعاً غرض و هدف آن، تهذیب و تزکیهٔ انسانها و هدایت آنان براساس معارف آسمانی و الهی خواهد بود. از این رو عرفان حقیقی و راستین را در مکتبی که نمود اسلام اصیل و کامل است، باید جستجو کرد.