مکاتب اهل سنت
یکی از آیات شاخص در خصوص شأن اهلبیت، آیه 23 سوره مبارکه شوری است. خداوند در این آیه میفرماید: «بگو: من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهى مىرساند، هیچ مزدى جز دوستى با خویشانم از شما نمىخواهم، و هر کس کارى نیکو کند (به خویشان پیامبر مودّت داشته باشد) براى او در کار نیکویش پاداش نیک مىافزاییم.»
بخاری در برخی موارد به خرافاتی دامن زده که به خوبی میتوان انگیزه آن را خواست حکّام اموی دانست. به عنوان نمونه «نعیم بن حماد، از هشیم، از حصین، از عمرو بن میمون چنین نقل میکند: در دوران جاهلیت، میمون زناکاری را دیدم که اطراف او جمع شده بودند و او را سنگسار میکردند. من نیز به همراه دیگران به سنگسار او پرداختم.»
شأن و منقبت اهل بیت پیامبر اکرم (ص) آنقدر بالا است که خداوند متعال در قرآن کریم چند آیه را به آن ذوات پاک و مقدس اختصاص داده است. یکی از این آیات، آیه 82 سوره مبارکه سوره طه است. مفسرین و محدثین برجسته اهل سنت در ذیل این آیه روایاتی آوردهاند، که نشان میدهد این آیه در شأن و منقبت اهل بیت رسول خداست.
در انتساب کتاب بخاری به نویسنده آن به شکلهای مختلف تردید صورت گرفته و باعث کاهش اعتبار آن گردیده؛ با چنین وضعیتی لازم میآید معتقدان به این کتاب با نگاهی ویژه، این کتاب را مورد تجدید نظر و تحقیق مجدد قرار داده و به راحتی سر تسلیم در برابر آن فرود نیاورند. از سوی دیگر علمای اهل سنّت در انتساب کتاب بخاری تشکیک نمودهاند.
عثمان خلیفه سوم هم به مانند دو خلیفه قبلی، دارای نواقص زیادی بود، به طوری که آشکارا منکراتی از او سر میزد و کسانی هم که متذکر اعمال او میشدند را مورد ضرب و شتم قرار میداد، هر چند دو خلیفه قبلی نصایح حضرت امیر را بهکار میبستند و از او کمک میگرفتند، اما در مقابل این عثمان بود که اصلاً توجهی نمیکرد.
به تصریح قرآن کریم، پیامبر اکرم خاتم پیامبران، افضل و اشرف آنها در دنیا و آخرت بوده و شریعت آن حضرت، ناسخ و خاتم دیگر شرایع میباشد. این موضوع از اصول مسلّم و مورد اجماع علمای تمام فرقهها و گروههای اسلامی است. امّا با کمال تأسف میبینیم در کتاب بخاری و مسلم روایاتی حتّی در تعارض با این اصل مسلم وجود دارد.
سختتر وعجیبتر اینکه فضیلتی را بدانی و بشنوی و بدان عمل کنی وبعد به آن پشت کنی و شخصیت آن فرد بافضیلت را نادیده بگیری و دیگران را بر آن مقدم کنی. اصلا فواید بیان فضیلت برای شخص، منحصر در دانستن و نشر آن نیست بلکه باید جامعه عمل به آن بپوشانیم و پیرو آن شخص با فضیلت باشیم وقدم در راه او باید گذاشت و او را در همه امور باید مقدم.
خلیفه دوم هم بر کرسی خلافت رسول خدا (ص) تکیه زد، و خود را ولیّ مردم معرفی کرد، اما در زمان خلافتش از علوم و اسرار الهی که خدا آن را در پیامبر و جانشینان به حقش قرار داده، بیبهره بود. او 70 مرتبه عبارت «اگر علی نبود، عمر هلاک میشد»، را بیان کرد که این سؤال مطرح میشود، این چه ولیّ و سرپرستی است، که به علوم الهی ناآگاه میباشد.
ظهور اسلام با آخرین پیامبر خاتم بوقوع پیوست، پیامبری که از طریق وحی مستقیماً مرتبط با خداوند عالم بود و علم الهی را از ماکان و مایکون میدانست، لذا این پیامبر در میان قوم و سرزمین خشک و بیآب و علف که مردمانش فرهنگ جاهلیت داشته اند رشد و نمو نمود او در راه تکامل و پیشرفت مردم چه خون جگرهایی که نخورد.
دین اسلام با سختیهای زیادی شکل گرفت، اما بعد از رحلت پیامبر، جامعه دچار انحراف شد و از اسلام ناب دور شد و رفته رفته در اواخر سده اول مذاهب و گروههای مختلف تشکیل شد. افرادی در تاریخ اسلام وجود دارند که مدافع مذهبند، از جمله دفع اشکال در مذهب شیعه، مناظره سید بن طاووس است، که بهصورت معقول و مستدل با عالم اهل سنت گفتگو میکند.
از مباحثی که در قرآن و در چند آیه مطرح شده است، بحث سؤال در قیامت است. یکی از این مطالبی که مورد بازخواست قرار میگیرد، ولایت اهلبیت(علیهم السلام) و مخصوصا ولایت حضرت علی(علیه السلام) است. در این خصوص چند آیه مهم وجود دارد که مفسرین فریقین در ذیل آنها به ولایت حضرت اشاره کردند. مهمترین آن آیات، آیه 24 سوره مبارکه صافات است.
بخاری و مسلم که در ایراد اتّهام به پیامبران الهی و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت (علیهم السّلام) سنگ تمام گذاردهاند، حتّی از حضرت حمزه سید الشهداء (علیه السّلام) نیز دست برنداشته و نه تنها به کتمان فضایل او بسنده نکردهاند، بلکه در تلاش ضد فرهنگی خود، در مخدوش ساختن شخصیت آن حضرت، قدم گذاشتند
طلحه بن عبیدالله صحابی مشهور پیامبر اکرم از اولین اسلام آورندگان است که بهدست ابوبکر که با او در یک قبیله بود، مسلمان شد، و طبق ادعای اهل سنت، جزء ۱۰ تنی است که پیامبر به آنان وعده بهشت را داده است! در بسیاری از کتب اهل سنت، مطلبی در مورد طلحه آمده است، که نارضایتی پیامبر از طلحه و اذیت پیامبر توسط طلحه را اثبات میکند.
برخی از محدثین از اهلسنت در ذیل این آیه 12 سوره مبارکه هود، روایاتی را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصف مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) نقل کردند، که ازجملهی آنان ابن مردویه و حاکم حسکانی میباشند؛ در تبحر ابنمردویه در حدیث شناسی، وی را همانند حاکم نیشابوری و طبرانی دانستهاند.