مکاتب اهل سنت
شیعه به پیروی از سنت پیامبر اکرم و ائمه اطهار (صلوات الله علیهم اجمعین)، سجده بر زمین را افضل میداند، از همینرو برای درک این فضیلت، مهری از خاک تهیه کرده است و در مساجد و منازل قرار میدهد، تا این فضیلت را درک کند و چون منازل و مساجد، عموما با فرش پوشیده است، شیعیان از تکه سنگ یا خاکی (مهر) برای سجده استفاده میکنند.
با وجود آنکه بخاری و مسلم، از نواصب [دشمنان اهلبیت] همچون حریز بن عثمان حمصی، عمران بن حطّان، عمر بن سعد (قاتل امام حسین) و برخی از شرابخواران روایت نقل کردهاند، امّا با مروری اجمالی بر روایات بخاری و مسلم، بهخوبی مشهود است که آندو از اهلبیت بسیار اندک روایت نقل کردهاند، به حدّی که اصلا قابل ذکر نمیباشد.
معاویه در جنگ صفین میخواست نامهای برای امیرالمومنین بنویسد واو را بفریبد، عمروعاص او را نهی کرد.اما معاویه نامه را نوشت وجواب دندانشکنی از حضرت دریافت کرد. وقتی نامه را به عمروعاص نشان داد، او را سرزنش کرد و شعری در تعظیم از علی و خوار شدن رأی معاویه سرود، معاویه به اوگفت: تو خود نزد او بیشتر مفتضح شدی.
برخی از راویان صحاح ستّه خصوصاً راویان کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم شرابخوارانی بودهاند، که برخی از آنها حتی در حال شرابخواری نقل روایت نمودهاند، که از جمله آنها «وکیع بن جرّاح» است که از مشهورترین راویان «صحاح ستّه» است؛ مزّی در تهذیب الکمال درباره او میگوید: «همه صاحبان صحاح ستّه از او روایت نقل کردهاند.»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در نماز، قبض انجام نمیداد و در روایاتی که در رابطه با نماز حضرت آمده است، به هیچ وجه، مسئله قبض در نماز مطرح نشده است. زیرا اگر دست بسته نماز خواندن جزء افعال پیامبر میبود، باید در گزارشی که اصحاب از توصیف کامل نماز پیامبر دادهاند، میآمد، اما میبینیم هیچ اشارهای به این موضوع نشده است.
آلوسی در مورد غدير مىگويد: طبرى، از مورّخان معروف اهل سنّت، دو جلد كتاب پيرامون احاديث غدير نوشته است، سپس مىگويد:اين دو كتاب احاديث صحيح و ضعيف را با هم مخلوط كرده است! سپس از ابن عساكر نقل مىكند كه وى احاديث فراوانى در مورد خطبه و حادثه غدير نقل كرده است، ولى ما تنها احاديثى را از او مىپذيريم كه از خلافت سخن نگويد.
علمای اهلسنت به طور خاص برای کتاب موسوم به صحیح بخاری و صحیح مسلم اعتبار ویژهای قائلند که از آن جمله فضایل این است که میگویند: «کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم صحیحترین کتاب پس از قرآن کریم است.» همچنین میگویند: «هر راوی که در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم، از او روایت نقل شود، از پل وثوق و اعتبار عبور کرده است.»
برخی از اهلسنت میگویند: «اعتقادات شیعیان برخلاف آموزههای قرآن است؛ مثلا قرآن به صورت واضح و آشکار میفرماید که خداوند در قیامت قابل رویت است؛ اما شیعیان آن را انکار میکنند» آیه قرآن: «در آن روز چهرههائی شاداب و شادانند.» و «به پروردگار خود مینگرند»؛ در این مقاله با دو دلیل این دیدگاه را نقد میکنیم.
شیعه به پیروی از روایات نبوی (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت عصمت و طهارت، نمازهای یومیه (ظهر و عصر و مغرب و عشاء) را به صورت جمع اقامه میکند. زیرا وقت این نمازها به صورت مشترک است و در هر حالی (سفر، حضر، مرض، مطر و...) هیچ معذوری ندارد و روایات زیادی از منابع شیعه و سنی، در جواز جمع بین صلاتین وارد شده است.
از تتبع روایات تاریخی به دست میآید که «حی علی خیر العمل» جزء اذان بوده و پیامبر اکرم (ص) آن را به بلال آموزش داد، ولی در عصر خلیفه دوم از آن منع شده است. امام باقر (ع) در این زمینه میفرماید: این جمله در زمان پیامبر اکرم (ص) و ابوبکر و اوایل خلافت عمر گفته میشد، تا اینکه عمر دستور داد، این جمله از اذان و اقامه حذف بشود.
امالمومنین عایشه، بعد هر نماز، معاویه را نفرین میکرد. کتب اهل سنت نقل میکنند: «وقتی خبر کشته شدن محمد بن ابی بکر به عایشه رسید، بسیار ناراحت شد و بعد از هر نماز معاویه را نفرین میکرد.» حال تکلیف چیست؟ آیا دربدگویی و نفرین از عایشه پیروی کنیم یا نه؟ اگر نفرین صحابه، گناه بزرگ است. آیا میتوان این حکم را به عایشه نیز نسبت داد؟
ممکن است سؤال شود كه چگونه باور كنیم كه باوجود تصريحات و تأكيدات پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر جانشينى على (عليه السلام) در غدير، صحابه آن حضرت، آن را زير پا نهادند؟ بهویژه آنکه ياران پيامبر، افراد باعظمتی و کمالاتی بودند كه درراه خدا بسیاری سختیها را تحمل كردند. از طرف ديگر، اینهمه تغییر در این فاصله زمانی کم ناممکن است
حسن بن مسلم میگوید: «مردی از طاووس یمانی پرسید که از چه زمانی «الصلاه خیر من النوم» گفته شده است؟ او در جواب گفت: این جمله را کسی در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در اذان نمیگفت، ولی بلال پس از وفات رسول الله و در زمان ابوبکر آن را از شخص غیر مؤذنی شنید و آن را از او گرفت و در اذان گفت.»
بیشتر اهل سنت بر این باورند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای آگاهی دادن مردم به حضور وقت نماز، دچار شگفتی و سردرگمی شد و هریک از اصحاب راهی را پیشنهاد نمودند، تا اینکه شخصی به نام عبدالله بن زید در خواب دید که منادی به او اذان را آموزش میداد و بعد جریان خواب خود را به پیامبر اطلاع داد و حضرت هم آن را پذیرفت.