مکاتب اهل سنت
در پس رحلت پیامبر (ص) دو نظریه درباره تعیین خلیفه بهوجود آمد که مشهور است. یکی از این نظرات که براداران اهل سنت به آن گرایش دارند، تعین خلیفه توسط مردم و امت است. این تعیین خلیفه توسط خود امت امری بود که هیچ وقت اتفاق نیافتاد و دست آخر آنقدر نظرات مختلف شد که هیچوقت نمیتوان به یک دستهبندی واحد و متفقعلیهی در این زمینه رسید.
بعد از جا افتادن سنّت سیئهی منع نقل و تدوین حدیث، پیامدهای بدی را در پیش داشت، که با ممنوعیت نقل احادیث بهوجود میآمد و یکی از این پیامدها، سوزاندن احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط خلفا و ... در عصر بعد از رحلت پیامبر اسلام بود و با بیان چند داستان از کتب اهل سنت به این امر دست یافتیم.
احمد الطیب، شیخ الازهر، از روحانیون اهل تسنن و تشیع خواست، که با صدور فتوایی، کشته شدن سنی توسط شیعه و شیعه توسط سنی را، حرام اعلام کنند و معتقد است، کسیکه سلاح بهدست میگیرد و به نام دین آدم میکشد، از دین خارج است و گفت: گروههای افراطی مسلح، که به روی مردم سلاح میکشند و آنها را به نام هر دینی میکشند، از دین خارج هستند.
بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برخی بر این باور بودند، که «حسبنا کتاب الله» و لاغیر، و حال اگر بهراستی آنها به این نتیجه رسید، که سنّت را ننویسد، این فکر برای خود آنها اعتبار داشت و اگر واقعاً نقشههای خطرناکتری پشت سر این نقشه نبود، چرا در منع نقل حدیث این همه شدّت عمل، به خرج داد؟
از اعتقادات شیعه این است که رهبری و زمامداری دینی و سیاسی حکومت اسلامی را بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) یک مقام الهی و منصب خلیفه اللهی است که به امر خداوند، پیامبر کسی را که شایسته باشد معرفی میکند. زیرا یقیناً کسی را که پیامبر از جانب خدا معرفی میکند، واجد همه شرایط رهبری و شایسته زعامت و امامت است
از آنجایی که آینده بشر و انتهای حیات اجتماعی انسانها همیشه مورد تفکر بوده و انسانها همیشه دنبال عدالت بودهاند، لذا درک کردهاند که انتهای عالم بشریت، به ظلم و جور نیست، بلکه روزی مصلحی از تبار نیکان خواهد آمد و صلح و امنیت را برقرار خواهد کرد، منتها این مصلح چه زمانی ظهور میکند، سئوالی است که ذهنها را به خود مشغول کرده است.
بعد رحلت پیامبر اکرم (ص) بعد از 23 سال تلاش برای هدایت و سازندگی جامعه اسلامی، مسائل انحرافی فراوانی پیش آمد و نقل و تدوین احادیث پیامبر اکرم ممنوع شد و به بهانههای واهی، آن را به آتش کشیدند. با اینوجود کسانیکه جلوی ترویج سخنان رسول اکرم را گرفتند، بهانههایی آوردند تا بتوانند بدون هیچ مشکلی این عمل را پیش بگیرند.
اکثریت مسلمانان کنونی که به اهل سنت شهرت دارند معتقدند که پیامبراکرم پس از خود، کسی را به عنوان جانشین انتخاب نکرده است و تعیین خلیفه را بر عهده امت گذاشته است. در مقابل آنها شیعیان هستند که معتقدند امام باید منصوب از جانب خداوند باشد و نه تنها امت بلکه پیامبر نیز نمیتواند بدون اذن خداوند، کسی را به عنوان جانشین خود انتخاب کند.
مولوی عبدالحمید امام جمعه اهلسنت: «الحمدلله ما از افراطگرایی و تکفیر مسلمانان دور هستیم. نباید اهلسنت فکر کند، اهل تشیع برای آنان خطرناک است و نباید اهل تشیع از اهلسنت احساس خطر کنند و آنها را دشمن خود بدانند. نباید فرقهای فکر کنیم. امروزه اصل اسلام با خطر مواجه است. خطر اصلی استکبار جهانی و صهیونیزم بینالملل است.»
قرآن کریم سرشار است از آیاتی که در منزلت و منقبت حضرت علی(علیه السلام) نازل شده است. این آیات بعضا صراحت بر خلافت بلافصل حضرت و برخی دیگر نشان از افضلیت ایشان دارد. یکی از این آیات، آیه ششم سوره مبارکه حمد است که مفسران در ذیل این آیه روایات بسیاری را نقل کردند که مراد از صراط مستقیم حضرت علی(علیه السلام) است.
قرنهاست که مسلمین به خاطر دوری از تعالیم الهام بخش اسلام، روی خوشبختی را ندیدهاند. در کشورهای اسلامی ناأمنی و فقر بیداد میکند، که مهمترین علت آن ایجاد شکاف و تفرقه در امت اسلام است. چنانچه رشید رضا در این باره مینویسد: از بزرگترين بلاهايي كه ملّت اسلامي گرفتار آن است، متّهم ساختن هم ديگر به فسق و كفر ميباشد.
روایتی وارد شده که در مورد داستانی از پایین کشیدن عمر از منبر، توسط امام حسین (علیه السلام) میباشد و سخنانی که در میان آنها رد و بدل شده است. با توجه به این روایت و ذکر سخنان عمر، میتوان فهمید که عمر معترف به امر ولایت اهل بیت (علیهم السلام) میباشد و همینطور برخی از بزرگان اهل سنت هم، سند این روایت را تایید کردهاند.
از ظریفترین و جامعترین کلمات در خصوص برتری نداشتن خلیفهی اول و دوم بر امیرالمؤمنین، گفتگو و مناظره بین فضّال، از شاگردان مکتب امام صادق(ع) و ابوحنیفه است، که در آن، به بهترین شکل، بر غصبی بودن مکان دفن عمر و ابوبکر، اشاره شده است، و این استدلال که این دو، چون در کنار پیامبر مدفونند، برتری دارند، را به چالش کشیده است.
قرآن تنها کتاب الهی است که از تحریف در امان مانده و به اتفاق همه مذاهب اسلامی هیچگونه خدشهای بر آن وارد نیست. در این کتاب آسمانی آیات فراوانی وجود دارد که در وصف اهلبیت عصمت (علیهم السلام) و تخصیصا حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است که این ادعا در منابع مهم اهلسنت نیز بیان شده است و محدثین بزرگ به این امر اعتراف کردند.