اسناد
سهارنپوری یکی از بزرگان دیوبندیه مینویسد: اینکه بزرگان ما از بزرگداشت بعضی موالید جلوگیری میکردند، به جهت منکراتی بود که در اینگونه جشنها انجام میشد. منکراتی چون ذکر روایات موضوعه، اختلاط زن و مرد، اسراف در تزئینات و تکفیر و سب و لعن هر کسیکه در این مراسم شرکت نکند.
ابنعباد میگوید: برای من روشن است که زمان تولد پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) عیدی از اعیاد و موسمی از موسمهای مسلمانان است و هر عملی به عنوان جشن، مباح است.
المواهب الجلیل، خطاب رعینی مغربی، ج3، ص319.
مناوی شافعی هم ذیل روایت «إدْفِنُوا مَوْتاكُمْ وَسَطَ قَوْمٍ صالِحينَ» از عبدالحق اشبيلی مالكی نقل میکند: «مستحب است نزدیکان میت، میت را به نزدیکی قبور صالحین ببرند و در محل دفن افراد نیکوکار، آنان را دفن کنند و آنان را در جوار صالحین به خاک بسپارند، تا متبرک شوند و به صالحین توسل کنند.»
ابومنصور ماتریدی، در تفسیر خود، توسل یهود به حق پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) را قبل از بعثت بیان میكند و میگوید: «آنها میگفتند: خداوندا! به حق پیامبری که مبعوث خواهی کرد، ما را یاری کن!»
شعراوی میگوید: «به کسانیکه حکم تکفیر مسلمانانی که به پیامبر یا به ولی خدا متوسل میشوند را صادر میکنند، میگوییم: این دیدگاه را باید مقداری پالایش کرد.
نووی میگوید: زائر روبروی قبر مطهر پیامبر ایستاده، و به حق ایشان توسل کند و از آن حضرت بخواهد که نزد خداوند شفاعتش را انجام دهد؛ این مسئله، مسئلهای مرسوم بین صحابه بوده است؛ چنانکه ماوردی و سایر علمای ما نقل کردهاند که شخصی نزد قبر پیامبر شرفیاب شد، و به ایشان سلام میدهد و با استناد به آیه 64
ابنخلّکان، هنگام نیایش با خداوند، چنین میگوید: «بارالها!
قرافی هم از علمای مالکی، با تأیید توسل به صالحان میگوید: توسل به بعضی از مخلوقات خداوند جایز است.
الفروق و انوار البروق فی انواء الفروق، قرافی مالکی، ج3، ص59.
مقاله: «مشروعیت توسل و استحباب زیارت قبر صالحان»
دمیاطی شافعی اینگونه به ذوات مطهر انبیای الهی متوسل میشود و میگوید: خدایا! از تو میخواهیم، و به پیامبر امین و سایر پیامبرانت توسل میکنیم که حاکم ما و لشکرش را یاری فرمایی، تا بهوسیلهی آنان، دینت عزیز، و دشمنانت، (کفار و خوارج)، ذلیل گردند.
اعانه الطالبین، دمیاطی شافعی، ج2، ص254.
سیوطی میگوید: پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و سایر پیامبران، در قبور شریفشان به علم قطعی نزد ما، زنده هستند، به جهت اینکه ادله متعدد بر اثبات این عقیده وجود دارد، و اخبار موجود در این باب، به حد تواتر رسیده که بر اثبات آن دلالت میکند، و امام بیهقی، جزء حدیثی مستقلی را در اثبات حیات انبیاء
بلال بعد از رحلت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، مدینه را ترک کرد، و به شام رفت و در آنجا زندگی میکرد؛ شب در عالم رؤیا، پیامبر را دید که به او فرمود: بلال! این چه جفایى است که مىکنى؟ آیا وقت آن نرسیده است که قبر مرا زیارت کنى؟
ابنجوزی میگوید: زمانی که از بيماریام به فرياد آمدم و نتوانستم خودم را درمان کنم، به قبر انسانهای صالح پناه بردم و برای اصلاح امورم متوسل شدم، پس در اين حال لطف مولايم مرا به عزلت واداشت با آنکه آن را دوست نداشتم و قلبم بعد از نفرت به من بازگردانده شد و زشتی آن چیزی را که دوستش داشتم به من نم
از ابراهیم حربی نقل شده است که درباره قبر معروف کرخی (خادم امام رضا) گفت: قبر او نوشداروی مجرب است؛ به این معنی که دعای مضطر نزد قبر او مستجاب است، به این خاطر که نزد بقعههای مبارک دعا مستجاب است.
سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج9، ص344.
یکی از احادیث جعلی که به پیامبر اکرم نسبت دادهاند روایتی است که از قول پیامبر گفتهاند ایشان فرمودند، به آسمانها برده شدم، و دیدم در آنجا نوشته شده بود، محمد رسول الله و پس از نام من نوشته شده بود: ابوبکر صدیق؛ در برخی روایات دیگر نام دو خلیفه بعدی را نیز اضافه کردهاند؛ ابن جوزی در کمّ و کیف ا