انحرافات، بدعتها

01/30/1400 - 09:31

با این جایگاهی که اقطاب صوفیه برای خود مدعی هستند، بخود اجازه می‌دهند تا افرادی را به عنوان شیخ معرفی کرده تا فرامین قطب را در مورد دراویش اعمال کرده و در واقع بعنوان یک کارگزار فعالیت کنند. اما همان‌طور که محرز و مشخص است فرمان یک قطب تا زمانی نافذ است که زنده باشد و صدور اجازه‌ی بی‌حد و حصر و مادام العمر برای احدی ممکن نیست.

01/28/1400 - 10:29

نورعلی تابنده از اعضای جبهه ملی بود و ارتباط نزدیکی با حزب نهضت آزادی و اعضای آن داشت. درصورتی‌که نورعلی تابنده چشم از جهان نبسته بود، احتمال داشت که از کاندیداتوری حسن مصطفوی به‌خاطر ارتباطی که با او و اعضای نهضت آزادی داشت حمایت کند. ارتباط حسن مصطفوی با دراویش و نهضت آزادی کمی عجیب به نظر می‌رسد، چراکه نهضت آزادی از همان قبل از انقلاب، نشان داد که افکاری غربی و مخالف با حضرت امام (ع) دارد.

01/28/1400 - 10:04

پس از مرگ تابنده، دراویش این فرقه به سه دسته تقسیم شوند. دسته‌ی اول جذبی را با همه‌ی ناتوانی مدیریتی‌اش قطب می‌دانند و با او بیعت کرده و جان‌فدای او هستند! دسته دوم گروه اندکی هستند که به ادعای اسماعیل صلاحی، درویش میبُدی که مدعی جانشینی تابنده است لبیک گفته و طرفدار او و نگاه تندی که بر علیه نظام و انقلاب دارد، شده‌اند. دسته سوم دراویشی هستند که هم‌صدا با مصطفی آزمایش لیدر غرب نشین و لیبرال این فرقه خواهند روشنگری در موضوع قطبیت هستند.

01/28/1400 - 09:02

درویشی و تصوف جامع بسیاری از انحرافات و بدعت‌ها در دین مبین اسلام بوده است. این مسلک به دلایلی به مذهب تشیع نزدیک گردید. از نمونه‌های بارز ورود تصوف به تشیع، گرایش خاندان صفویه به مذهب امامیه است. ایشان از صوفیان با نفوذ در ایران و عثمانی بودند که بخاطر عواملی به تشیع گرویده و بعد از تشکیل حکومت، آن را به عنوان مذهب رسمی ایران برگزیدند.

01/24/1400 - 11:53

دراویش صوفی آبرو را خورده و حیا را قی کرده‌اند! صوفیان که به عنوان بازوی استکبار در نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند، در زمان نورعلی تابنده چشمه‌هایی از خیانت خود را نشان دادند. تابنده که از نزدیکان به جبهه ملی به‌شمار می‌رفت و در دولت موقت مهندس بازرگان بدون هیچ سابقه انقلابی مدت کوتاهی معاون وزارت ارشاد و معاون وزیر دادگستری شد و به عضویت هیئت امناء و مدیریت سازمان حج و زیارت درآمد

01/23/1400 - 08:54

درویش صلاحی برای فرار از جنایت و خیانت خود دست به تحریف تاریخ و حتی احکام شرعی زده و حکم «ساب النبی» و فحاشی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) را خلاف قرآن می‌داند! سابُّ النَّبی فردی است که به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) دشنام دهد یا چیزی به پیامبر نسبت دهد که موجب تحقیر و نقص او شود.

01/22/1400 - 09:52

ابن عربی در تأویل « أُغرقوا فَأَدخُلوا ناراً » غرق شدن قوم عصیانگر نوح را در طوفان، غرق شدن در بحار علم خداوند تعبیر می‌کند و وارد جهنم شدن را داخل شدن در نار محبت الهی! چطور می‌شود از این آیه چنین برداشتی کرد و چنین عاقبتی را برای قومی که از خداوند نافرمانی کردند و بطور سیستماتیک به گناه آلوده بودند و مورد نفرین پیامبرشان قرار گرفتند، متصور بود؟

01/22/1400 - 09:41

اگر گوساله خداست چرا موسی(ع) گوساله سامری را ذوب کرد و در دریا ریخت؟ اگر اشیاء خدا هستند چرا علی (ع) بر دوش حضرت محمد (ص) رفت و بت ها را شکست؟ گویا همه‌ی ادیان الهی ابراهیم (ع) را بعنوان بت شکن می‌شناسند!

01/21/1400 - 08:35

نور علی تابنده قطب سابق طریقت درویشی گنابادیه، به عنوان انسان کامل و مهدی زمان! را در چهارچوب ویژگی‌ها و توصیفات مذکور قرار دهیم. انسان کاملی که معصوم است! عالم به همه علوم عالم است، الهامات غیبیه را دریافت می‌کند، از باطن افراد مطلع است، عارف و زاهد زمانه است و ...وی اذعان می‌کند که نامه‌های دراویش را نمی‌خواند، چون فرصت نمی‌کند! و در جواب درویش بیچاره به دروغ می‌گوید: نامه‌ها جواب ندارند!

01/21/1400 - 08:14

نور علی تابنده قطب سابق فرقه‌ی منحرف گنابادیه نیز در راستای نادیده گرفتن زن مسلمانی که الگویش، دردانه خلقت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ست؛ بی‌توجه به روز میلاد آن حضرت و روز زن، روز 8 مارس را روز زن نامید. واضح است که تابنده معلومات و سواد دینی ندارد ولی ندانستن جایگاه ویژه زنان در اسلام و ارزش و کرامتی که اسلام برای زنان قائل شده است عجیب و دور از ذهن است.

01/21/1400 - 07:40

محمد اسماعیل صلاحی نیز به‌مانند بزرگان سلف خود به تشریح موضوع لزوم اجازه پرداخت و مهم‌ترین نیاز و اصل برای سالک را داشتن اجازه از ولی زمان دانست و تاکید کرد که نورعلیشاه ثانی در رساله صالحیه، داشتن اجازه هم در ملکوت سفلی و هم در ملکوت علیا را شرط دانسته است. ایشان همچنین به این موضوع اشاره کرده است که ریاضات و مکاشفات اگر بدون اجازه باشد نه تنها باعث کمال نخواهد شد، بلکه موجب استدراج نیز خواهد شد.

01/21/1400 - 07:39

محمد اسماعیل صلاحی در سخنرانی خود برای اثبات اجازه در تمام اعمال شرعیه و غیر شرعیه با استناد به روایت قَصَمَ (قَطَعَ) ظَهری اثنانِ: عالِمٌ مُتَهَتِّک و جاهِلٌ مُتَنَسِّک به این موضوع پرداخت که جهل در این روایت به معنای به معنای عدم وجود اجازه است چرا که آن را از ولیّ زمان اخذ نکرده است. درحالی‌که منظور از "جاهل متنسک" یعنی شخص نادانی که اهل زهد و انجام عبادات است و در انجام عباداتش سخت‌کوش است.

01/21/1400 - 07:38

محمد اسماعیل صلاحی مطابق رسم بزرگان سلف خود، در سخنانی به اثبات نیاز به اجازه پرداخت و اجازه را ملاک عمل در تصوف و تشیع دانست. ایشان برای اثبات این مطلب به تفسیر به رأی متوسل شد و آیه ای را که در تأکید بر گرفتن پند و اندرز از سرنوشت و سرگذشت گذشتگان بود را مربوط به داشتن اجازه در تمام اعمال شرعیه دانست.

01/19/1400 - 11:50

آیا تصوف فطرت است و یا بدعت؟! بدعت در لغت به معنی نوآور و یا نوآورده می‌باشد و در اصطلاح دانش کلام و علوم دینی پدید آوردن رسم و آیین و باور تازه در دین است. رسم و آیین و باوری که ریشه در قرآن و سنت پیامبر (صلّی اللَّه عليه و آله) و ائمه (علیهم السلام) ندارد و پس از زمان پیامبر(صلّی اللَّه عليه و آله) و یاران وی پدیدار گشته است.

Pages