اسناد
یکی از احادیث جعلی که به پیامبر اکرم نسبت دادهاند روایتی است که از قول پیامبر گفتهاند ایشان فرمودند: هنگامیکه قیامت برپا میشود، برای ابراهیم خلیل، جلوی عرش منبری، و برای من هم منبری نصب میکنند و نیز منبر دیگری برای ابوبکر قرار میدهند، آنگاه خدا ندا میدهد: چه منظرهای!
یکی از احادیث جعلی که به پیامبر اکرم نسبت دادهاند روایتی است که از قول پیامبر گفتهاند ایشان فرمودند: هنگامیکه قیامت برپا میشود، برای ابراهیم خلیل، جلوی عرش منبری، و برای من هم منبری نصب میکنند و نیز منبر دیگری برای ابوبکر قرار میدهند، آنگاه خدا ندا میدهد: چه منظرهای!
یکی از احادیث جعلی که به پیامبر اکرم نسبت دادهاند روایتی است که از قول پیامبر گفتهاند ایشان فرمودند: هنگامیکه قیامت برپا میشود، برای ابراهیم خلیل، جلوی عرش منبری، و برای من هم منبری نصب میکنند و نیز منبر دیگری برای ابوبکر قرار میدهند، آنگاه خدا ندا میدهد: چه منظرهای!
در حدیث ساختگی در فضیلت ابوبکر آمده است: «پیامبر فرمود: چه کسی مثل ابوبکر است؟
روایت ساختگی در فضیلت ابوبکر نقل شده که: «جبرئيل به پیامبر عرضه داشت: قسم به آنکه شما را به پیامبری برانگیخت، شهرت ابوبکر در آسمان بیش از شهرتش در زمین است و نامش در آسمان مشهورتر از نامش در زمین است و به حلیم معروف است.» سیوطی بعد از نقل مطالبی میگوید: اسماعیل بن محمد، سارق و دزد حدیث است که
از روایات ساختگی و جعلی که در فضیلت ابوبکر بیان گردیده روایتی است که محب الدین طبری در کتاب خود تحت این عنوان آورده است: «درخواست رسول خدا از خداوند متعال در مقدم کردن علی بن ابیطالب، و امتناع خداوند از این مطلب و مقدم کردن ابوبکر.» ابن جوزی پس از ذکر سلسله سند این حدیث میگوید: این روایت از رسو
از اخبار جعلی و ساختگی این حدیث است که ابنعباس از رسول خدا نقل میکند که آن حضرت به عمویش عباس فرمود: «ای عمو!
یکی از احادیث ساختگی این حدیث است: جبرییل عرض کرد يا محمّد!
عالم اهل سنت، ابن مجاور شیبانی شافعی (متوفای۶۹۰ه.ق)، در کتاب «تاریخ المستبصر» چنین بیان میکند: حنبلیها معتقدند که هر کس ادعای پیروی از مذهب حنابله را دارد، باید مقداری بغض و کینه نسبت به حضرت علی (علیهالسلام) در دلش وجود داشته باشد؛ او میگوید: «...
مروان از دفن امام حسن در کنار پیامبر جلوگیری کرد، و نزدیک بود بین امام حسین و او جنگی درگیرد؛ بنیهاشم و اقوام و غلامانشان، دور امام حسین جمع شدند؛ ابوسعید خدری و ابوهریره به مروان گفتند: از دفن امام حسن در کنار جدش منع میکنی؟
عایشه از ترس ایجاد فتنه، اجازه دفن امام حسن را در کنار پیامبر نداد؛ امام حسن وصیت کرده بود که در کنار پیامبر دفن شود، قبل از شهادت ایشان، امام حسین این مطلب را اظهار کرد، مروان به معاویه این مطلب را خبر داد، معاویه سفارش کرد، به هر طریقی شده با شدت جلوی این کار گرفته شود، همانطور که از دفن عثمان
نقل شده که امام حسن فرمود: پس از فوت من، مرا در کنار پیامبر اکرم دفن کنید؛ کسی از من سزاوارتر نیست و من به ایشان نزدیکترم؛مگر اینکه ممانعت کنند و با این کار، شری پدید آید که به عدم درگیری در این صورت، سفارش کردند.
پس از شهادت امام حسن مجتبی (علیهالسلام) امام حسین (علیهالسلام) از عایشه برای دفن برادرشان در کنار پیامبر اجازه گرفتند؛ مروان بن حکم که مطلع شد، گفت هر دو دروغ میگویند؛ هرگز کسی در کنار پیامبر دفن نخواهد شد؛ از دفن عثمان منع کردند و میخواهند حسن را در مقبره دفن کنند؛ در این نقل، رضایت عایشه بر
امام حسن (علیهالسلام) وصیت کردند که جسد ایشان را برای تجدید عهد به سمت قبر مطهر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) ببرند؛ در هنگام عمل به این وصیت، مروان میپرسد که چطور عثمان در انتهای مدینه دفن شود و حسن در کنار پیامبر؟!