اسناد
معاویه وقتی داخل کوفه شد خطبه خواند در حالی که حسن و حسین (علیهماالسلام) پای منبر نشسته بودند، پس نام امام علی (علیهالسلام) را برد و به او دشنام داد، و سپس امام حسن (علیهالسلام) را دشنام داد.
امام حسن (علیهالسلام) فردی شجاع و متهور بود و از مرگ ترس و بیمی نداشت و در رکاب پدر بزرگوار خود در خط مقدم میجنگید و از همگان پیشی میگرفت و بر قلب سپاه دشمن میزد، و آنقدر آمادگی او برای جانبازی در راه حقّ زیاد بود که امیرالمومنین در جنگ صفین به اصحاب خود میفرمود، او و برادرش را از ادامه جنگ
بزرگان اهل سنت از بخششهای بیسابقه و انفاق بینظیر امام حسن (علیهالسلام) بسیار یاد میکنند؛ در اکثر کتابهای آنان آمده است که: «امام حسن در طول عمر خود، دوبار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا انفاق کرد و سه بار ثروت خود را به دونیم تقسیم کرد و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا بخ
انس بن مالک میگوید: من در خدمت حسن بن علی (علیهماالسلام) بودم که کنیزی آمد و شاخه گلی را به حضرت هدیه کرد، امام حسن به او گفت: تو در راه خدا آزادی؛ من که ماجرا را دیدم به حضرت عرض کردم، کنیزکی شاخه گلی بیارزش به شما هدیه کرد و شما او را آزاد کردی؟
ابن کثیر روایت کرده که امام حسن (علیهالسلام) غلام سیاهی را دید که گرده نان در پیش خود نهاده و لقمهای از آن میخورد و لقمه دیگری را به سگی که آنجا بود میداد، امام حسن (علیهالسلام) وقتی آن منظره را دید به او فرمود: انگیزه تو در این کار چیست؟
ابن کثیر مینویسد که امام مجتبی در مورد قاتل خود اینطور میفرماید: از چه میخواهید او را بکشید؟ اگر آن کسی باشد که من میدانم، خشم و عذاب خداوند بیشتر از تو خواهد بود، اگر هم نباشد دوست ندارم که به خاطر من، بیگناهی گرفتار شود.
البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج11، ص207.
عایشه به زیارت قبر برادرش عبدالرحمن میرفت؛ ابن ابی ملیکه میگوید: روزی عایشه را دیدم که برای زیارت قبور از خانه خارج شد. به او گفتم که مگر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از زیارت قبور نهی نکرده است؟ گفت: آری! ولی بعداً دستور به زیارت قبور داد!
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: ما كشتى نجات هستيم، هر كه بدان درآويخت، رهايى يافت و هر كه از آن كناره گرفت، نابود شد، هر كه از خدا حاجتى دارد، بايد بهوسيله ما اهل بيت بخواهد.
فرائد السمطین، جوینی، ج1، ص37.
پس از خطبههاى حضرت زینب و امام سجّاد (علیهماالسلام) و تغییر اوضاع شام، کاروان اهلبیت (علیهمالسلام) از یزید اجازه گرفتند که در شام عزادارى کنند و طبق گفته طبری آنها به مدت سه روز مجلس عزا بپا داشتند تا آنکه به یزید گفته شد، مصلحت نیست اهلبیت امام حسین (علیهالسلام) را در این شهر نگه دارید؛
سه بار امام حسن مجتبی (علیهالسلام) را مسموم کردند، که حضرت جان سالم به در برد، تا آنکه آخرین باری که ایشان را مسموم کردند و به سبب آن شهید گردید، پزشکی که نزد بالین حضرت رفت، گفت: سمّ اعضاء و جوارح بدن این مرد را قطعه قطعه کرده است؛ امام حسین (علیهالسلام) گفت: ای برادر! به من بگو چه کسی به تو
احمد بن حنبل در پاسخ به یکی از علماء معاصرش به نام «مسدّد» در مورد امامت اینگونه میگوید: باید ملتزم و گوش به فرمان و مطیع پیشوای امت و کسیکه حکومت را بهدست میگیرد، بود، چه آنکه درستکار باشد یا فاسق و بدکار، و کسیکه عنان خلافت را به دست گرفت و مردم او را پذیرفته و رضایت به او و حکومتش دادند،
پس از مرگ عایشه که با مکر و حیله معاویه صورت گرفته بود، پسر عمر بن خطاب بر او گریه کرد و این خبر به معاویه که هنوز در مدینه بود، رسید و به عبدالله بن عمر گفت: آیا برای مردن یک پیرزن عجوزه گریه میکنی؟ عبدالله گفت: تمام فرزندان امالمومنین بر او گریه میکنند، البته کسیکه فرزند او نباشد (یعنی مومن
اجماع بر آن است که نصب امام واجب است، فقط اختلاف در این است که آیا بر خدای تعالی لازم است یا بر خلق واجب است.
(در صورت اول، امامت از اصول دین میگردد، و در صورت دوم بر مکلف واجب است و از فروع دین میشود.)
شرح العقیدة النسفیه، تفتازانی، ص116.
همهی اهل سنت و مرجئه و شیعه و خوارج غیر از فرقه نجدیّه بر وجوب امامت اعتقاد دارند و آنکه بر امت واجب است اطاعت از امام عادلی است که میان امت، احکام خدای متعال را به پا دارد.
الفصل فی الملل والاهواء و النحل، ابن حزم اندلسی، ص72.