اسناد
عمر به مغیره میگوید: «به خدا قسم اگر از برادرم زید بن خطاب اطاعت میکردم و سخن او را به کار میبستم ابوبکر هرگز شیرینی خلافت را نمیچشید.»
شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج2 ص32.
عبدالرحمان بن عوف نقل میکند که ابوبکر به او گفته در مورد عمر برایم بگو؟ گفتم هر چه بخواهم بگویم، خودت بهتر میدانی. گفت با این حال، خودت بگو. گفتم به خدا سوگند بهتر از آن است که تو دربارهی او میاندیشی.
محمد بن ابیبکر از یاران خاص حضرت علی (علیهالسلام)، حاکم مصر شده بود و قربانی توطئه معاویه گردید و بدن مطهرش را در شکم الاغ مرده گذاشتند و آتش زدند.
البدایه و النهایه، ابن اثیر، ج10، ص660.
عبدالله بن زبیر در اعتراض به معاویه به صورت کنایه آمیز گفته بود، میدانیم که الاغ و خر، ام عمرو را برد ولی نه ام عمرو برگشت و نه خرش.
صراط المستقیم، نباطی بیاضی، ج3، ص46.
مقاله: «علت مرگ عایشه توسط معاویه چه بود؟»
معاویه روی منبر میخواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، ولی عایشه گفت: آیا سه خلیفه پیش از تو برای پسرانشان بیعت گرفتند؟ معاویه گفت نه، عایشه گفت: پس تو به کدامیک از آنها اقتداء میکنی؟ معاویه شرمسار شد، لذا چاهی بر سر راه عایشه حفر کرد و عایشه در آن افتاد و کشته شد.
عایشه، همسر پیامبر اسلام، به مخالفت بیعت گرفتن معاویه برای یزید پرداخت؛ معاویه نیز در خانهای که در مدینه بود، چاهی حفر کرد و آن را از دیدهی افراد پنهان داشت، عایشه را دعوت کرد و او به درون چاه افتاد.
تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر، خواندمیر، ص406.
عبدالرحمن بن ابیبکر رشوهای که معاویه جهت بیعت با یزید برایش فرستاد، نپذیرفت؛ مسموم گردید و کشته شد. رشوه معاویه صدهزار درهم بود. عبدالرحمن گفت: من دین خود را به دنیا نمیفروشم، مگر حکومت اسلامی همانند امپراطوری است که با مرگ کسری -هرقل-، هرقل دیگری بیاید؟
عثمان در زمان خلافتش افراد سرشناس از صحابه پیامبر، مثل ابوذر غفاری را به جرم اعتراض به اعمال خلاف شرع او، به صحرای ربذه تبعید کرد و سبب مرگ او شد.
المختصر فی اخبار البشر، ابوالفداء، ص166و167.
بعد از فتح مکه، پیامبر دستور داد که چند تن از افرادی که با خدا و رسولش سر جنگ داشتند و محارب بودند کشته شوند، از جمله عبدالله بن ابیسرح که عثمان نه تنها این شخص را نکشت، بلکه او را در خانهی خود پنهان کرد و بعدها برای او درخواست امان داد.
المختصر فی اخبار البشر، ابوالفداء، ص167.
مردی به امام سجاد (علیهالسلام) ناسزا گفت و به حضرت افترا بست، امام در جواب آن مرد فرمود: اگر آنچه گفتی در من باشد، پس به درگاه خداوند توبه میکنم، و اگر نباشد در اینصورت تو به من افترا بستی و خدا تو را بیامرزد؛ وقتی این مرد، این برخورد امام (علیهالسلام) را دید، بلند شد و سر امام سجاد را بوسید
مردی به امام سجاد (علیهالسلام) ناسزا گفت؛ حضرت خود را به نشنیدن زد و چیزی نفرمود؛ آن مرد وقتی بیاعتنایی امام (علیهالسلام) را دید، گفت: با تو بودم، امام سجاد (علیهالسلام) نیز در جواب فرمود: من نیز گفته تو را نادیده گرفتم و چشمپوشی کردم و آن مرد خجالتزده و شرمسار گردیده و عذرخواهی کرد.
امام سجاد (علیه السلام) از نظر دین و دانش از بزرگان و سروران تابعان بود؛ یحیی بن سعید گفت: او بهترین هاشمیای بود که در مدینه دیده بودم.
از مردی به نام مستقیم نقل شده نزد علی بن الحسین (علیهالسلام) بودم، هرگاه نیازمندی میآمد بهپا میخاست و هنگام برآوردن حاجتش میفرمود: «بیگمان صدقه، پیش از آنکه در دست نیازمند قرار گیرد، در دست خداوند جای میگیرد.»
الطبقات الکبیر، ابن سعد، ج7، ص213.
ابن طلحه شافعی با کلامی زیبا امام سجاد (علیهالسلام) را مورد تحسین قرار میدهد و میگوید: «این است زین العابدین، پیشوای زاهدان و سیّد متقیان و امام مؤمنان؛ اخلاف او گواهی دهند که او از سلاله رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) است و طریق روشن او، مقام و تقرب و نزدیکی او به خدا را ثابت میکند و پینههای