اسناد

درد شدید پیامبر در حال احتضار
07/07/1399 - 18:47

عایشه می‌گوید: کسی را ندیدم که دردی شدیدتر از درد رسول خدا بر او عارض شده باشد.
​طبقات الکبری، ابن سعد، ج2، ص184.
مقاله: «شدت تب و دردهای ناشی از سمّی که به پیامبر اسلام خوراندند»

تب شدید پیامبر
07/07/1399 - 18:47

مادر بشر بن براء بر پیامبر اکرم وارد شد و گفت: مانند این تب که بر شما عارض شده را من تا به الان بر هیچ‌کس ندیدم.
​طبقات الکبری، ابن سعد، ج2، ص208.
مقاله: «شدت تب و دردهای ناشی از سمّی که به پیامبر اسلام خوراندند»

احساس تب شدید در پیامبر توسط ابوسعید خدری
07/07/1399 - 18:47

ابوسعید خدری بر رسول خدا وارد شده و دید که قطیفه و پارچه‌ای روی پیامبر بود، ابوسعید خدری دستش را روی آن گذاشت و حرارت بدن پیامبر را از روی آن احساس کرد، پس به رسول خدا گفت: چقدر تب شما شدید است.
طبقات الکبری، ابن سعد، ج2، ص185.

سرپیچی از پیوستن به لشکر اسامه
07/06/1399 - 20:11

واقدی روایت می‌کند که رسول خدا فرمان حمله به شام را به رهبری اسامه بن زید در تاریخ سه روز باقی مانده از ماه صفر صادر کرد و خود در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول رحلت کرد؛ پس سرپیچی از پیوستن به لشکر اسامه دو هفته طول کشیده است.
کتاب المغازی، واقدی، ص1117-1120.

عزل یکی از فرماندهان دوران ابوبکر توسط خلیفه بعد و مرگ او در زمان این خلیفه
07/04/1399 - 13:57

شرحبیل بن حسنه، جزو مهاجران به‌شمار می‌رفت؛ ابوبکر او را به فرماندهی یکی از لشکریان عراق گماشت، او از سرداران فتح عراق بود، و زمانی که عمر بن خطاب به خلافت رسید، او را برکنار کرد و سپاه او را به سه قسمت تقسیم کرد. شرحبیل به او گفت: ای خلیفه مسلمانان! آیا من ناتوان هستم یا خیانت کرده‌ام؟

علت پذیرش صلح امام حسن، به نقل از ایشان
07/04/1399 - 11:02

شعبی نیز به نقل از امام حسن (علیه‌السلام) می‌گوید که حضرت فرمود: «... این موضوع که من و معاویه بر سر آن با هم اختلاف کردیم، (خلافت) تنها حق من است، اما برای اصلاح امت و برای این‌که خون‌ها ریخته نشود، من آن را رها کردم...»
معجم الکبیر، طبرانی، ج3، ص13.

مأموریت جعده برای مسموم کردن امام حسن، از طرف معاویه
07/04/1399 - 11:02

ابن عبدالبر در کتاب خود می‌گوید: «به حسن بن علی زهر داده شد و همسرش دختر اشعث به او زهر داد و برخی گفته‌اند که دختر اشعث این کار را به امر معاویه انجام داد.»
الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج1، ص389.

پول گرفتن جعده برای مسموم کردن امام حسن علیه‌السلام
07/04/1399 - 11:02

حاکم نیشابوری در مستدرک خود به نقل از قتاده می‌گوید: «جعده دختر اشعث به شوهر خود حسن (علیه‌السلام) زهر داد و برای این کارش پول گرفت.»
المستدرک، حاکم نیشابوری، ج3، ص193.

مسموم کردن امام حسن توسط جعده، به تحریک یزید و معاویه
07/04/1399 - 11:01

علمای تاريخ ازجمله ابن‌عبدالبر گفته‌اند: جعده، دختر اشعث بن قيس، همسر امام مجتبی (عليه‌السلام) آن حضرت را مسموم كرد؛ سدی گفته: يزيد بن معاويه مخفيانه به او پيام داد كه اگر حسن را مسموم كنی، من با تو ازدواج خواهم كرد، پس جعده مسمومش كرد، وقتی امام حسن از دنيا رفت، جعده كسی را پيش يزيد فرستاد تا به

سب اهل بیت در قنوت نماز
07/04/1399 - 11:01

معاویه بر خلاف دستور پیامبر اکرم که سب امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین را نهی فرمود عمل کرده و در قنوت خود حضرت علی، امام حسن، امام حسین، ابن عباس و مالک اشتر را لعن و سب می‌کرد.
الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج3، ص210.

نهی از سب حسنین
07/04/1399 - 11:01

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «حسن و حسین را سب نکنید، به‌درستی‌که آنان سرور جوانان اهل بهشت هستند.»
تاريخ مدينة دمشق، ابن عساکر، ج14، ص132.
مقاله: «صلح امام حسن با معاویه و سبّ امام توسط معاویه»

یاد مصیبت پیامبر در هنگام مصیبت دیدن
07/03/1399 - 22:32

پیامبر اکرم می‌فرماید: هرگاه بر یکی از شما مصیبتی وارد شد، از مصیبت من یاد کنید که آن، بزرگ‌ترین مصیبت‌هاست.
طبقات الکبری، ابن سعد، ج2، ص239.
مقاله: «صحابه پیامبر اکرم و خودداری از شرکت در خاکسپاری آن حضرت»

مخالفت شدید ابوبکر با برکناری اسامه
07/03/1399 - 20:30

وقتی عمر بن خطاب درخواست کرد اسامه را از فرماندهی سپاه اسلام برکنار کند، ابوبکر که نشسته بود از جا پرید و ریش و محاسن عمر بن خطاب را گرفت و گفت: مادرت به عزای تو بنشیند و مرگت را ببیند، ای پسر خطاب! رسول خدا او را به این کار گمارده و تو می‌خواهی من -یا تو- برکنارش کنیم؟

با حضور حضرت زهرا، اجبار به بیعت امیرالمؤمنین با ابوبکر نیست
07/03/1399 - 20:30

وقتی حضرت علی (علیه‌السلام) را برای بیعت اجباری فرا خواندند و حضرت امتناع ورزید، عمر بن خطاب او را بین «بیعت کردن» و «کشته شدن» مخیر گذاشت، اما ابوبکر گفت تا زمانی که فاطمه در کنار علی (علیه‌السلام) است، او را مجبور به کاری نخواهیم کرد.
الامامه و السیاسه، ابن قتیبه دینوری، ج1 ص30.

Pages