اسناد
ابنعباس در پاسخ کلام عمر بن خطاب که گفت: نبوت و جانشینی یکجا جمع نمیشود، گفت: ... بر اساس حسادت و ظلم و ستم شماها بود که خلافت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را از ما گرفتید.
تاریخ طبری، ج4، ص222-224.
ابن ابیالحدید، از علمای اهل سنت، به نقل از شریک بن عبدالله نخعی و او از محمد بن عمرو بن مرّه از پدرش از عبدالله بن سلمه از ابوموسی اشعری نقل میکند که گفت: با عمر بن خطاب به حج رفتیم، من خود را از کاروان خودم جدا کرده و نزد عمر بن خطاب رفتم.
ابن ابیالحدید از مجالد بن سعید روایت میکند که گفت: صبحگاهی نزد شعبی رفتم تا در مورد روایتی از ابن مسعود از او بپرسم. من خود را معرفی کردم و گفتم خداوند امورات تو را اصلاح کند.
متقی هندی در مورد توجیه عمر برای شرابنوشی، مینویسد: «از عمر روایت شده است که گفت: نبیذ را در این پیمانهها بنوشید؛ زیرا پشت را محکم کرده و آنچه را در شکم است هضم میکند، و تا زمانی که آب برای نوشیدن همراه داشته باشید [و به همراه آن بنوشید] شما را مست نمیکند.»
بیهقی در سنن خود مینویسد: «عمر میگفت: ما از این نبیذ [شراب] مینوشیم تا گوشت شتر را در شکم ما هضم کند، تا اذیت نشویم!»
سنن بیهقی، ج8، ص519.
مقاله: «برخی از خلفای راشدین و نوشیدن شراب!!!؟»
از انس نقل شده است كه من در آن روز ساقی گروه شرابخوار بودم و در ميان شرابخواران مردی بود كه او را ابوبكر میگفتند و چون شراب را سركشيد، اين شعر را خواند كه: (مادر بكر را به تندرستی درود فرست ...)؛ در اين هنگام مردی از مسلمانان وارد شد و گفت: مگر نمیدانيد كه فرمان حرمت شرابخواری نازل شده است.
امام باقر (علیهالسلام) دربارهی روز عاشورا فرمود: کسیکه زیارت کند امام حسین (علیهالسلام) را در روز عاشورا، ملاقات میکند خداوند را در روز قیامت، درحالیکه ثواب یک میلیون حج، یک میلیون عمره و یک میلیون غزوه در رکاب پیامبر و ائمه علیهمالسلام برای او نوشته شده است.
عمر بن خطاب با هر دو دست کار میکرد، بلند قد و به شدت سیاه چرده بود؛ سفیان ثوری میگوید: عمر بن خطاب مردی سیه چرده بود؛ واقدی میگوید رنگ تیرهی او به خاطر خوردن روغن زیتون در سال قحطی بوده است.
تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ج7 ص440.
عمر بن خطاب با هر دو دست کار میکرد، بلند قد و به شدت سیاه چرده بود؛ سفیان ثوری میگوید: عمر بن خطاب مردی سیه چرده بود؛ واقدی میگوید رنگ تیرهی او به خاطر خوردن روغن زیتون در سال قحطی بوده است.
تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص105.
ابن جوزی مینویسد: «شخصی از او پرسید که آیا لعن یزید بن معاویه به خاطر جنایتی که مرتکب شده، جایز است یا خیر؟ به او گفتم علمای پرهیزکاری مانند امام احمد بن حنبل لعن او را جایز دانستهاند...»
الردّ علی المتعصب العنید المانع من ذم یزید، ابن جوزی، ص34.
در واقعهی حرّه از قریش و انصار هفتصد نفر کشته شده و از مردم و تابعین بالغ بر دههزار نفر از دم تیغ شمشیر گذرانیده شدند.
البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج11، ص623.
مقاله: «جنایات یزید و لعن او توسط خداوند»
در یورش لشکریان یزید به مدینه الرسول، به هزاران زن تجاوز شد و هزاران کودک به دنیا آمد که پدرانشان معلوم نبودند؛... از اینرو آنها را اولاد حرّه مینامیدند.
البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج11، ص621.
ابن جوزی در مورد عاشورا و وقایع پس از آن مینویسد:
ابن کثیر روضهخوانی سبط بن جوزی را چنین نقل میکند: «در روز عاشورا از سبط بن جوزی خواسته شد تا بر فراز منبر رفته و از مقتل امام حسین (علیهالسّلام) روضهای برای مردم بخواند.