اسناد
پس از فوت خالد بن ولید، در خانه او جمع شده و برایش گریه و عزاداری میکردند؛ خبر به خلیفه رسید که برای خالد نوحهسرایی میکنند و سخنان ناپسند میگویند، کسی را نزد آنان فرستاد، تا جلوگیری کند و گفت: «هیچ اشکالی ندارد که بر ابوسلیمان اشک بریزید، ولی با این شرط که موهای خود را پریشان نکنید و سخنان با
در حضور عایشه یادآوری شد که عبدالله بن عمر حدیثی را از پیامبر اکرم نقل میکند که میّت با گریه خویشانش در قبر عذاب میشود؛ عایشه گفت فرزند عمر دروغ نگفته است، بلکه فراموش کرده است.
ارشادالساری، قسطلانی، ج2، ص404.
در حضور عایشه یادآوری شد که عبدالله بن عمر حدیثی را از پیامبر اکرم نقل میکند که میّت با گریه خویشانش در قبر عذاب میشود؛ عایشه گفت فرزند عمر فراموش کرده است، بلکه پیامبر فرمود: «میّت در قبر به خاطر گناهش عذاب میشود، در حالیکه اهل و نزدیکانش هم در آن هنگام گریه میکنند.»
ابنعباس میگوید زمانی که عمر بن خطاب در بستر بیماری بود، صهیب صحابی گریهکنان بر عمر وارد شد، ... پس عمر گفت از پیامبر شنیدم که فرمود: «میّت با گریه اهل خودش عذاب میشود.» ابنعباس میگوید پس از فوت عمر بن خطاب، این حدیث او را برای عایشه نقل کردم، گفت: «خداوند عمر را رحمت کند.
کلام امام زمان (علیهالسلام) در زیارت ناحیه مقدسه، خطاب به جدّ غریبشان: «هر صبحگاه و شامگاه بر تو ای جدّ بزرگوار! میگریم و آنچنان گریه میکنم، که به جای اشک، خون از چشمانم جاری شود.»
بحار الانوار، علامه مجلسی، ج101، ص320.
از اقدامات متوکل در سختگیری به بنیهاشم و آل ابوطالب (و شیعیان) این بود که قبر امام حسین (علیهالسلام) را برای زراعت آماده کرد (شخم زد) و آثارش را از بین برد؛ همچنین در مسیرهای منتهی به کربلا، مکانهای ترسناکی ساخت که برای گذر از آنها همراه داشتن اسلحه لازم بود، که زائری برای امام وجود نداشته ب
امام رضا (علیهالسلام) فرمود: «با فرا رسیدن ماه محرم، پدرم موسی بن جعفر، با چهرهی خندان دیده نمیشد و حزن و اندوه، سراسر وجودش را فرا میگرفت تا روز دهم فرا میرسید، آن روز، روز مصیبت، اندوه و گریه آن حضرت بود.»
بحار الانوار، علامه مجلسی، ج44، ص284.
پس از رحلت پیامبر اکرم، خلیفه اول و دوم به زیارت امایمن، همسر پیامبر، آمدند در حالیکه امایمن گریان بود؛ خلیفه دوم گفت چرا گریه میکنی؟ برای رسول خدا که در پیشگاه خداوند قرار دارد، گریه، معنا و مفهوم ندارد!
هنگامیکه پیامبر از دنیا رفت، عمر بلند شد و گفت: مردانی از منافقان گمان کردهاند که پیامبر از دنیا رفته است؛ قطعاً رسول خدا نمرده است، به سوی پروردگارش رفته، همانگونه که موسی نزد پروردگار رفت و 40 روز از مردم غایب بود و پس از اینکه گفته شد مرده است به سوی قومش برگشت؛ به خدا قسم پیامبر همانطور که م
پس از وفات پیامبر اکرم، عمر گفت: هر کس بگوید پیامبر مرده است، با این شمشیر او را خواهم کشت؛ ایشان مانند حضرت عیسی به آسمان برده شده است.
الملل والنحل، شهرستانی، ج1، ص31.
هنگامیکه پیامبر از دنیا رفت، عمر بلند شد و گفت: مردانی از منافقان گمان کردهاند که پیامبر از دنیا رفته است؛ قطعاً رسول خدا نمرده است، به سوی پروردگارش رفته، همانگونه که موسی نزد پروردگار رفت و 40 روز از مردم غایب بود و پس از اینکه گفته شد مرده است به سوی قومش برگشت؛ به خدا قسم پیامبر همانطور که م
پس از رحلت رسول خدا، عمر گفت: برخی از منافقین گمان کردهاند که پیامبر مرده است، به خدا قسم پیامبر نخواهد مرد!
تاریخ طبری، ج3، ص200.
مقاله: «ادعای عدم رحلت پیامبر توسط برخی صحابه با استناد به کتب اهل سنت»
اولین کسیکه پیامبر اکرم را آرمیده دید و مرگ ایشان را انکار کرد، عثمان بود، او میگفت: به خدا نمرده است و مانند حضرت عیسی به آسمان برده شده است؛ به خدا اجازه نمیدهیم کسی بگوید پیامبر مرده است، و در غیر این صورت زبانش را قطع میکنیم؛ عمر و عثمان مرتباً تکرار میکردند که پیامبر نمرده است؛ چه کسی م
قرطبی در تفسیر خود در مورد سوره انسان میگوید:
جمهور مفسرین قائلند که این سوره مدنی است.
ابنعباس، مقاتل و کلبی آن را مکی میدانند.
قول دیگر این است که تا آیه 23 سوره، مدنی و 8 آیه پایانی سوره مکی است.
الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، 21، ص443.